Divan-e Shams Ghazel 3087 Beyt 6 ← vorige · volgende →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۸۷

  1. خوشست تلخی دارو و سیلی استاد غنیمتست ز یار وفا جفاکاری

G3087:6

Je eigen taal

Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:

Toelichting bij dit couplet

Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:

De volledige ghazel ↗

  1. 1 اگر تو همره بلبل ز بهر گلزاری·تو خار را همه گل بین چو بهر گل زاری
  2. 2 نمی‌شناسی باشد که خار گل باشد·اگر چه می خلدت عاقبت کند یاری
  3. 3 درون خار گلست و برون خار گلست·به احتیاط نگر تا سر کی می‌خاری
  4. 4 چه احتیاط مرا عقل و احتیاط نماند·تو احتیاط کن آخر که مرد هشیاری
  5. 5 غلط تو هم نتوانی نگاه داشت مرا·عجب ز شمع تو پروانه را نگه داری
  6. 6 خوشست تلخی دارو و سیلی استاد·غنیمتست ز یار وفا جفاکاری
  7. 7 به دست دلبر اگر عاشقی زبون باشد·ز عشق و عقل ویست آن نه از سبکساری
  8. 8 به غیر ناز و جفا هر چه می‌کند معشوق·مباش ایمن کان فتنه است و طراری
  9. 9 زبون و دستخوش و عشوه می خوریم ای عشق·اگر دروغ فروشی و گر محال آری
  10. 10 دروغ و عشوه و صدق و محال او حالست·ولیک غیر نبیند به چشم اغیاری

ganjoor: sh3087 · public domain