Divan-e Shams Ghazel 644 Beyt 10 ← vorige · volgende →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۶۴۴

  1. هر جزو چو جندالله محکوم خداییست بر بنده امان آمد و بر گبر کمین شد

G644:10

Je eigen taal

Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:

Toelichting bij dit couplet

Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:

De volledige ghazel ↗

  1. 1 تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد·هر جا که نشینیم چو فردوس برین شد
  2. 2 آن فکر و خیالات چو یأجوج و چو مأجوج·هر یک چو رخ حوری و چون لعبت چین شد
  3. 3 آن نقش که مرد و زن از او نوحه کنانند·گر بئس قرین بود کنون نعم قرین شد
  4. 4 بالا همه باغ آمد و پستی همگی گنج·آخر تو چه چیزی که جهان از تو چنین شد
  5. 5 زان روز که دیدیمش ما روزفزونیم·خاری که ورا جست گلستان یقین شد
  6. 6 هر غوره ز خورشید شد انگور و شکر بست·وان سنگ سیه نیز از او لعل ثمین شد
  7. 7 بسیار زمین‌ها که به تفصیل فلک شد·بسیار یسار از کف اقبال یمین شد
  8. 8 گر ظلمت دل بود کنون روزن دل شد·ور رهزن دین بود کنون قدوه دین شد
  9. 9 گر چاه بلا بود که بد محبس یوسف·از بهر برون آمدنش حبل متین شد
  10. 10 هر جزو چو جندالله محکوم خداییست·بر بنده امان آمد و بر گبر کمین شد
  11. 11 خاموش که گفتار تو ماننده نیلست·بر قبط چو خون آمد و بر سبط معین شد
  12. 12 خاموش که گفتار تو انجیر رسیدست·اما نه همه مرغ هوا درخور تین شد

ganjoor: sh644 · public domain