Divan-e Shams Ghazel 698 Beyt 11 ← vorige · volgende →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۶۹۸

  1. دادی کمری که بر میان بند طفل دل من میان ندارد

G698:11

Je eigen taal

Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:

Toelichting bij dit couplet

Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:

De volledige ghazel ↗

  1. 1 آن کس که ز تو نشان ندارد·گر خورشیدست آن ندارد
  2. 2 ما بر در و بام عشق حیران·آن بام که نردبان ندارد
  3. 3 دل چون چنگست و عشق زخمه·پس دل به چه دل فغان ندارد
  4. 4 امروز فغان عاشقان را·بشنو که تو را زیان ندارد
  5. 5 هر ذره پر از فغان و ناله‌ست·اما چه کند زبان ندارد
  6. 6 رقص است زبان ذره زیرا·جز رقص دگر بیان ندارد
  7. 7 هر سو نگران تست دل‌ها·وان سو که توی گمان ندارد
  8. 8 این عالم را کرانه‌ای هست·عشق من و تو کران ندارد
  9. 9 مانند خیال تو ندیدم·بوسه دهد و دهان ندارد
  10. 10 ماننده غمزه‌ات ندیدم·تیر اندازد کمان ندارد
  11. 11 دادی کمری که بر میان بند·طفل دل من میان ندارد
  12. 12 گفتی که به سوی ما روان شو·بی لطف تو جان روان ندارد

ganjoor: sh698 · public domain