Divan-e Shams Ghazel 706 Beyt 17 ← vorige

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۷۰۶

  1. خود گفتن بنده جذب حقست کز بنده به بنده اقرب آمد

G706:17

Je eigen taal

Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:

Toelichting bij dit couplet

Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:

De volledige ghazel ↗

  1. 1 روزم به عیادت شب آمد·جانم به زیارت لب آمد
  2. 2 از بس که شنید یاربم چرخ·از یارب من به یارب آمد
  3. 3 یار آمد و جام باده بر کف·زان می که خلاف مذهب آمد
  4. 4 هر بار ز جرعه مست بودم·این بار قدح لبالب آمد
  5. 5 عالم به خمار اوست معجب·پس وی چه عجب که معجب آمد
  6. 6 بر هر فلکی که ماه او تافت·خورشید کمینه کوکب آمد
  7. 7 گویی مه نو سواره دیدش·کز عشق چو نعل مرکب آمد
  8. 8 این بس نبود شرف جهان را·کو روح و جهان چو قالب آمد
  9. 9 شاد آن دل روشنی که بیند·دل را که چه سان مقرب آمد
  10. 10 از پرتو دل جهان پرگل·زیبا و خوش و مؤدب آمد
  11. 11 هر میوه به وقت خویش سر کرد·هر فصل چه سان مرتب آمد
  12. 12 بس کن که به پیش ناطق کل·گویای خمش مهذب آمد
  13. 13 بس کن که عروس جان ز جلوه·با نامحرم معذب آمد
  14. 14 من بس نکنم که بی‌دلان را·این کلبشکر مجرب آمد
  15. 15 من بس نکنم به کوری آنک·اندر ره دین مذبذب آمد
  16. 16 خامش که به گفت حاجتی نیست·چون جذب فرغت فانصب آمد
  17. 17 خود گفتن بنده جذب حقست·کز بنده به بنده اقرب آمد

ganjoor: sh706 · public domain