Divan-e Shams› Ghazel 746› Beyt 6 ← vorige · volgende →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۷۴۶
- گفت نزدیکان خود را کان فلان غایب چراست آن خراب عاشق حاضرمثال ناپدید
G746:6
Je eigen taal
Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Toelichting bij dit couplet
Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:
De volledige ghazel ↗
- 1 برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید·همچو ماه هفت و هشت و آفتاب روز عید
- 2 اختران در خدمت او صد هزار اندر هزار·هر یکی از نور روی او مزید اندر مزید
- 3 چون در آن دور مبارک برجها را میگذشت·سوی برج آتشین عاشقان خود رسید
- 4 در دلش یاد من آمد هر طرف کرد التفات·مر مرا در هیچ صفی آن زمان آن جا ندید
- 5 موج دریاهای رحمت از دلش در جوش شد·هم نظر میکرد هر سو هم عنان را میکشید
- 6 گفت نزدیکان خود را کان فلان غایب چراست·آن خراب عاشق حاضرمثال ناپدید
- 7 آنک دیده هر شبش در سوختن مانند شمع·آنک هر صبحی که آمد نالههای او شنید
- 8 آنک آتشهای عالم ز آتش او کاغ کرد·تا فسون میخواند عشق و بر دل او میدمید
- 9 آن یکی خاکی که چون مهتاب بر وی تافتیم·همچو مهتاب از ثری سوی ثریا میدوید
- 10 آنک چون جرجیس اندر امتحان عشق ما·گشت او صد بار زنده کشته شد صد ره شهید
- 11 آنک حامل شد عدم از آفرینش بخت نیک·ناف او بر عشق شمس الدین تبریزی برید
ganjoor: sh746 · public domain