Divan-e Shams Ghazel 781 Beyt 10 ← vorige

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۷۸۱

  1. این مجابات مجیرست در آن قطعه که گفت بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد

G781:10

Je eigen taal

Nog geen weergave in uw taal — deze wordt voor de hele ghazel tegelijk gemaakt:

Toelichting bij dit couplet

Nog niet geschreven — een nauwkeurige lezing van dit couplet binnen de ghazel:

De volledige ghazel ↗

  1. 1 در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد·همچو سرو این تن من بی‌دل و جان برخیزد
  2. 2 من گمانم تو عیان پیش تو من محو به هم·چون عیان جلوه کند چهره گمان برخیزد
  3. 3 چون رسد سنجق تو در ستمستان جهان·ظلم کوته شود و کوچ و قلان برخیزد
  4. 4 بر حصار فلک ار خوبی تو حمله برد·از مقیمان فلک بانگ امان برخیزد
  5. 5 بگذر از باغ جهان یک سحر ای رشک بهار·تا ز گلزار چمن رسم خزان برخیزد
  6. 6 پشت افلاک خمیدست از این بار گران·ز سبک روحی تو بار گران برخیزد
  7. 7 من چو از تیر توم بال و پرم ده بپران·خوش پرد تیر زمانی که کمان برخیزد
  8. 8 رمه خفتست و همی‌گردد گرگ از چپ و راست·سگ ما بانگ زند تا که شبان برخیزد
  9. 9 هین خمش دل پنهانست چو رگ زیر زبان·آشکارا شود آن رگ چو زبان برخیزد
  10. 10 این مجابات مجیرست در آن قطعه که گفت·بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد

ganjoor: sh781 · public domain