Lezen Daftar 2 Sectie 115 ← vorige

بخش ۱۱۵ - حیران شدن حاجیان در کرامات آن زاهد کی در بادیه تنهاش یافتند

De pelgrims zijn verbaasd over de wonderen van die asceet die ze alleen in de woestijn vonden

  1. M2:3797 زاهدی بُد در میان بادیهدر عبادت غرق چون عبادیه
  2. M2:3798 حاجیان آنجا رسیدند از بلاددیده‌شان بر زاهد خشک اوفتاد
  3. M2:3799 جای زاهد خشک بود او ترمزاجاز سموم بادیه بودش علاج
  4. M2:3800 حاجیان حیران شدند از وحدتشو آن سلامت در میان آفتش
  5. M2:3801 در نماز استاده بد بر روی ریگریگ کز تَفش بجوشد آب دیگ
  6. M2:3802 گفتیی سرمست در سبزه و گلستیا سواره بر براق و دلدلست
  7. M2:3803 یا که پایش بر حریر و حله‌هاستیا سموم او را به از باد صباست
  8. M2:3804 پس بماندند آن جماعت با نیازتا شود درویش فارغ از نماز
  9. M2:3805 چون ز استغراق باز آمد فقیرزان جماعت زندهٔ روشن‌ضمیر
  10. M2:3806 دید کآبش می‌چکید از دست و روجامه‌اش تر بود از آثار وضو
  11. M2:3807 پس بپرسیدش که آبت از کجاستدست را بر داشت کز سوی سماست
  12. M2:3808 گفت هر گاهی که خواهی می‌رسدبی ز چاه و بی ز حبل من مسد
  13. M2:3809 مشکل ما حل کن ای سلطان دینتا ببخشد حال تو ما را یقین
  14. M2:3810 وا نما سری ز اسرارت بماتا ببریم از میان زنارها
  15. M2:3811 چشم را بگشود سوی آسمانکه اجابت کن دعای حاجیان
  16. M2:3812 رزق‌جویی را ز بالا خوگرمتو ز بالا بر گشودستی درم
  17. M2:3813 ای نموده تو مکان از لامکانفی السماء رزقکم کرده عیان
  18. M2:3814 در میان این مناجات ابر خوشزود پیدا شد چو پیل آب‌کش
  19. M2:3815 همچو آب از مشک باریدن گرفتدر گو و در غارها مسکن گرفت
  20. M2:3816 ابر می‌بارید چون مشک اشکهاحاجیان جمله گشاده مشکها
  21. M2:3817 یک جماعت زان عجایب کارهامی‌بریدند از میان زنارها
  22. M2:3818 قوم دیگر را یقین در ازدیادزین عجب والله اعلم بالرشاد
  23. M2:3819 قوم دیگر ناپذیرا ترش و خامناقصان سرمدی تم الکلام