Lezen› Daftar 2› Sectie 79 ← vorige · volgende →
بخش ۷۹ - اندیشیدن یکی از صحابه بانکار کی رسول چرا ستاری نمیکند
Een van de metgezellen denkt met ontkenning: 'Waarom bedekt de Profeet (vzmh) niet?'
- M2:2893 تا یکی یاری ز یاران رسولدر دلش انکار آمد زان نکول
- M2:2894 که چنین پیران با شیب و وقارمیکندشان این پیمبر شرمسار
- M2:2895 کو کرم کو سترپوشی کو حیاصد هزاران عیب پوشند انبیا
- M2:2896 باز در دل زود استغفار کردتا نگردد ز اعتراض او رویزرد
- M2:2897 شومی یاری اصحاب نفاقکرد مؤمن را چو ایشان زشت و عاق
- M2:2898 باز میزارید کای علام سرمر مرا مگذار بر کفران مصر
- M2:2899 دل به دستم نیست همچون دید چشمورنه دل را سوزمی این دم ز خشم
- M2:2900 اندرین اندیشه خوابش در ربودمسجد ایشانش پر سرگین نمود
- M2:2901 سنگهاش اندر حدث جای تباهمیدمید از سنگها دود سیاه
- M2:2902 دود در حلقش شد و حلقش بخستاز نهیب دود تلخ از خواب جست
- M2:2903 در زمان در رو فتاد و میگریستکای خدا اینها نشان منکریست
- M2:2904 خلم بهتر از چنین حلم ای خداکه کند از نور ایمانم جدا
- M2:2905 گر بکاوی کوشش اهل مجازتو بتو گنده بود همچون پیاز
- M2:2906 هر یکی از یکدگر بی مغزترصادقان را یک ز دیگر نغزتر
- M2:2907 صد کمر آن قوم بسته بر قبابهر هدم مسجد اهل قبا
- M2:2908 همچو آن اصحاب فیل اندر حبشکعبهای کردند حق آتش زدش
- M2:2909 قصد کعبه ساختند از انتقامحالشان چون شد فرو خوان از کلام
- M2:2910 مر سیهرویان دین را خود جهیزنیست الا حیلت و مکر و ستیز
- M2:2911 هر صحابی دید زان مسجد عیانواقعه تا شد یقینشان سر آن
- M2:2912 واقعات ار باز گویم یک بیکپس یقین گردد صفا بر اهل شک
- M2:2913 لیک میترسم ز کشف رازشاننازنینانند و زیبد نازشان
- M2:2914 شرع بی تقلید میپذرفتهاندبی محک آن نقد را بگرفتهاند
- M2:2915 حکمت قرآن چو ضالهٔ مؤمن استهر کسی در ضالهٔ خود موقن است