لوستل دفتر ۱ د تاجر خواجه کیسې ته رجوع بيت ۱۸۲۹

M1:1829 — تا دم آخر دمی آخر بود / که عنایت با تو صاحب‌ سِر بود

تا دم آخر دمی آخر بودکه عنایت با تو صاحب‌ سِر بود
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M1:1829

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تا واپسین دم، هر لحظه حیاتی و پایانی است، زیرا که عنایت الهی با تو همراه بوده و از راز درونی‌ات آگاه است.

معنا: این بیت بر اهمیت پایداری و هوشیاری تا واپسین لحظه تأکید می‌کند و بیان می‌دارد که لطف و عنایت حق همواره با کسانی است که دست از تلاش و کوشش برنمی‌دارند.

شرح

این بیت، که مولوی در آن به گونه‌ای فشرده یک حکمت عمیق را به دست می‌دهد، بر محور دو نکتهٔ اساسی می‌چرخد: اول، پایداری و کوشش بی‌وقفه تا واپسین لحظهٔ حیات، و دوم، حضور آگاه و دائم عنایت الهی در این مسیر. من معتقدم که مولوی در اینجا از نظامی گنجوی، آن شاعر بزرگ و معماری که کلمات را با ظرافت می‌تراشید، الهام گرفته است. نظامی می‌گوید: «غافل منشین، ورقی می‌خراش، بر نتوانی، قلمی می‌تراش». این تعبیر «می‌تراش و می‌خراش» که در مثنوی هم راه یافته، نشان‌دهندهٔ ماهیت مستمر و حتی گاه طاقت‌فرسای راه سلوک و کوشش در هر عرصه‌ای است، خواه عرفانی باشد یا هنری و علمی. هر لحظه، فرصتی است حیاتی، یک «دمِ آخر» که نباید از آن غافل شد؛ یعنی هر دمی می‌تواند تعیین‌کننده باشد.

نکتهٔ دوم، حضور «عنایت» است. عنایت الهی نه تنها با ماست، بلکه «صاحب‌سِر» ماست. «صاحب‌سِر» کسی است که از راز درونی انسان باخبر است، محرم اسرار است. این بدان معناست که خداوند از کوشش‌های پنهان، از رنج‌ها و دردهایی که انسان در راه تلاش و استقامت متحمل می‌شود، کاملاً آگاه است. این آگاهی، یک آگاهی منفعل نیست، بلکه همراه با لطف و پشتیبانی فعال است. عنایت حق، همچون یک همراه و همدل، در تمام مسیر با سالک است و تلاش او را می‌بیند و به آن پاسخ می‌دهد. این «صاحب‌سِر» بودنِ عنایت، بر بی‌واسطه و شخصی بودن رابطهٔ حق با سالک تأکید می‌کند.

در بستر گسترده‌تر مثنوی، این بیت به ما می‌آموزد که رستگاری و وصال نه از طریق انفعال و شکایت صرف، بلکه از رهگذر کوشش و هوشیاری مستمر حاصل می‌شود. در مقام مقایسه، می‌توان به رویکردهای متفاوت در ادبیات اشاره کرد؛ مثلاً، در نظامی، تصویر مرگ شیرین با قهرمانی و کنشگری همراه است، در حالی که مرگ لیلی با ناله و ضعف. مولوی نیز در جای دیگری تأکید می‌کند که «شکایت» صرف راهگشا نیست، بلکه باید «حکایت» کرد و مسیر را روایت نمود. این بیت نیز دعوت به همین رویکرد فعال، توأم با امید به عنایت، تا آخرین دم حیات است.

نکات کلیدی

  • هر لحظه از زندگی، فرصتی حیاتی برای کوشش و حرکت است و نباید آن را نادیده گرفت.
  • کوشش معنوی و عملی نیازمند پایداری و مداومت تا واپسین دم است؛ گویی هر لحظه آخرین فرصت است.
  • عنایت و لطف الهی، از تلاش‌های پنهان و رنج‌های درونی انسان آگاه و همراه اوست.
  • تلاش بی‌وقفه، راهی برای دریافت الطاف و پاسخ‌های بی‌واسطه از جانب حق است.
  • این بیت، بر خلاف انفعال، دعوت به کنشگری فعال و امید به عنایت الهی می‌کند.
  • مولوی حکمت پایداری و کوشش را از نظامی گنجوی اخذ کرده و آن را در بستر عرفانی مثنوی بازنمایی می‌کند.

Sources: d1-s31 · 54:49 d1-s31 · 56:00 d1-s31 · 57:04

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.