لوستل دفتر ۱ د سرو زرو دلال راوستلو لپاره سمرقند ته د پاچا لخوا د استازو لېږل بيت ۲۱۴

M1:214 — بر منست امروز و فردا بر وی‌است / خون چون من کس، چنین ضایع کی‌است؟

بر منست امروز و فردا بر وی‌استخون چون من کس، چنین ضایع کی‌است؟
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M1:214

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: امروز قصاص بر عهدهٔ من است، و فردا بر عهدهٔ او خواهد بود. خون کسی چون من چگونه چنین ضایع می‌شود؟ معنا: شاعر از خون خود سخن می‌گوید که امروز بی‌تاوان مانده، اما وعده می‌دهد که فردا ظالم مکافات عمل خود را خواهد دید. این بیت بیانگر قانون مکافات و بازگشت عمل است.

شرح

این بیت، که از زبان زرگر بیچاره، قربانی دسیسهٔ شاه، بیان می‌شود، کانون اصلی‌اش قانون مکافات عمل و بازگشت افعال است. مولانا، بلافاصله پس از این بیت، تصویر کوه و صدا را می‌آورد تا این قانون را به روشن‌ترین شکل ممکن بیان کند: «این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا» (مثنوی ۱: ۲۱۵). این تبیین، صراحتاً، پاسخ همان پرسش است که «خون چون من کس، چنین ضایع کی‌است؟» بی‌تردید، هیچ خونی، هیچ عملی و هیچ رنجی ضایع نمی‌شود؛ هرآنچه از ما برآید، به سوی خودمان باز خواهد گشت. این پادافره، چه نیک و چه بد، جزء لاینفک هستی‌ست.

من قبلاً هم به شما گفته‌ام، مولانا در جایگاه خود، از شکایت کردن دربارهٔ ناراستی‌های جهان بر حذر است. او معتقد است که جهان «جنت استم در نظر» اگر چشم ما راست بین باشد و از کجی بپرهیزد. اما اینجا، این گلایه و این پرسش از ضایع شدن خون، از زبان یک شخصیت بیان می‌شود، نه از زبان خود مولانا. این مهم است؛ مولانا راوی و حکایت‌گر است، نه شاکی. او آینهٔ دل رنجور این زرگر را به ما نشان می‌دهد که در غفلت خود به سوی «سوءالقضا» رانده شده و اکنون خون خود را ضایع می‌بیند. اما حکمت مثنوی فراتر از این نگاه لحظه‌ای و سطحی است؛ حکمت، وعدهٔ بازگشت صدا را می‌دهد.

این وعدهٔ بازگشت، در واقع آرامشی پنهان در دل رنج است. زرگر امروز رنج می‌کشد و خونش بی‌تاوان مانده، اما یقین دارد که فردا قصاص بر عهدهٔ ستمگر خواهد بود. این «امروز و فردا» تمثیلی از زمان و صبر کیهانی‌ست؛ عدل الهی فوراً محقق نمی‌شود، اما محقق خواهد شد. هیچ قدرتی، حتی قدرت یک شاه مستبد، نمی‌تواند مانع از بازگشت کارها به صاحبانشان شود. این یک قانون تخلف‌ناپذیر هستی‌ست که مولانا در لایه‌های مختلف مثنوی بر آن تأکید دارد: هر دانه که بکاری، درو می‌کنی، و هر بادی که بوزانی، طوفانی درو خواهی کرد. این، ماهیت واقعی هستی است که در آن، هیچ چیز حقیقتاً ضایع نمی‌شود.

نکات کلیدی

  • قانون مکافات عمل، یعنی بازگشت افعال به فاعل، یک اصل بنیادین در هستی‌شناسی مولاناست.
  • هیچ خون یا رنجی حقیقتاً «ضایع» نمی‌شود؛ عدل الهی هرچند با تأخیر، اما قطعاً محقق می‌شود.
  • مولانا بین گلایهٔ شخصیت‌ها و موضع خود که فراتر از شکایت و در پی حکمت است، تمایز قائل می‌شود.
  • افعال ما همچون بانگی است که در کوهسار جهان طنین‌انداز می‌شود و بازتاب آن به خودمان بازمی‌گردد.

Sources: d1-s20 · 00:02:45 d1-s20 · 00:52:54

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.