لوستل دفتر ۱ د سرو زرو دلال راوستلو لپاره سمرقند ته د پاچا لخوا د استازو لېږل بيت ۲۱۵

M1:215 — گرچه دیوار افکند سایهٔ دراز / باز گردد سوی او آن سایه باز؛

گرچه دیوار افکند سایهٔ درازباز گردد سوی او آن سایه باز؛
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M1:215

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: گرچه دیوار سایه‌ای دراز بیندازد، آن سایه باز به سوی همان دیوار بازمی‌گردد.

معنا: این بیت بیان می‌کند که هر عملی که انسان انجام می‌دهد، هرچند اثراتش گسترده و دور از چشم باشد، سرانجام به خود او بازخواهد گشت و او مسئول آن است.

شرح

این بیت، بی‌گمان، یکی از عمیق‌ترین و در عین حال ساده‌ترین بیان‌ها را از قانون مکافات عمل در عالم هستی به دست می‌دهد، که ما آن را «کارما» یا «کیفر و پاداش اعمال» می‌نامیم. مولانا در اینجا یک اصل کیهانی را طرح می‌کند: هر کنشی، هر نیتی، هر فعلی، سایه‌ای دارد که گرچه دراز و گسترده شود، اما هرگز از مبدأ خویش جدا نمی‌ماند و سرانجام به آن بازمی‌گردد. این تمثیل، بیانگر بازگشت اجتناب‌ناپذیر پیامدهای هر عمل به عامل آن است؛ همانند سایه‌ای که تابع دیوار است.

این بیت در ادامه داستان پادشاهی می‌آید که زرگر را با فریب و وعده‌های دروغین به سوی مرگ می‌کشاند و کنیزکی که عشقش به زرگر نه از جوهر حقیقت، بلکه از پی «رنگ» و ظواهر زودگذر بود. مولانا با این تمثیل، نتیجه‌گیری اخلاقی و هستی‌شناسانه خویش را از کل آن حکایت ارائه می‌کند. عملکرد شاه که به فریب منجر به قتل شد، و عشق سطحی کنیزک که با زوال جمال زرگر فروکش کرد، هر دو مصداق بازگشت سایه‌ی اعمال به سوی صاحب‌شان هستند.

مولانا این اصل را بلافاصله در بیت بعدی (M1:216) با بیانی روشن‌تر توضیح می‌دهد: «این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا». فعل ما همان «ندا» یا بانگ است که در کوهستان رها می‌کنیم، و «صدا»ی بازگشته، همان پژواک و نتیجه‌ی عمل ماست که به خودمان برمی‌گردد. بنابراین، سایه دیوار و ندای کوه، هر دو تمثیل‌های یکسانی برای بازگشت حتمی پیامدهای اعمال به سوی فاعل هستند؛ چه آن عمل نیک باشد و چه بد.

از منظر مولانا، این قاعده تنها به اعمال بیرونی محدود نمی‌شود، بلکه به عشق‌هایی نیز که بر پایه «رنگ» – یعنی زیبایی ظاهری، مال، مقام، یا هر آنچه فانی و متغیر است – بنا می‌شوند، تسری می‌یابد. همان‌طور که خود می‌فرماید: «عشق‌هایی کز پی رنگی بود / عشق نبود عاقبت ننگی بود». این سایه‌ی درازِ عشقِ فانی، نهایتاً به ننگ و رسوایی یا سردی و ناپایداری بازمی‌گردد، زیرا رنگی که بر آن بنا شده، دیر یا زود زایل می‌شود و اصل آن عشق را نیز با خود می‌برد.

بنابراین، این بیت هشداری‌ست حکیمانه و در عین حال وعده‌ای‌ست دلگرم‌کننده. هشدار به عواقب کارهای ناروا و امید به بازگشت لطف و کرم الهی به کسی که نیکی می‌کند. هیچ عملی در عالم گم نمی‌شود و هیچ سایه‌ای بی‌صاحب نمی‌ماند. این درسی‌ست بنیادین از حکمت مولانا که ما را به مسئولیت‌پذیری کامل در قبال هر چه از ما صادر می‌شود، فرامی‌خواند و در نهایت، به عشق به «زنده» و «باقی» رهنمون می‌شود که تنها معشوقی است سایه‌اش ابدی و بی‌بازگشت.

نکات کلیدی

  • قانون مکافات عمل در عالم هستی جاری و قطعی است.
  • هیچ عملی، حتی اگر سایه‌اش گسترده شود، هرگز از مبدأ خویش جدا نمی‌ماند و به آن بازمی‌گردد.
  • اعمال ما مانند ندایی است که در کوهستان رها می‌کنیم و پژواکش به خودمان بازمی‌گردد.
  • عشق‌های بر پایه ظواهر و «رنگ‌های فانی»، پایدار نیستند و سرانجام به ننگ یا سردی می‌انجامند.
  • این بیت هم هشداردهنده است و هم امیدبخش: هشدار به عواقب کارها و نوید بازگشت لطف به نیکوکاران.

Sources: d1-s20 · 00:02:45 d1-s20 · 01:17:36 d1-s20 · 00:52:54

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.