لوستل دفتر ۱ د نصرانيانو لخوا د وزير پيروي بيت ۳۸۲

M1:382 — موش تا انبارِ ما حفره زدست / وز فنش انبار ما ویران شدست

موش تا انبارِ ما حفره زدستوز فنش انبار ما ویران شدست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M1:382

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: موش تا انبار ما را سوراخ کرده است / و از مکر و حیله‌اش، کیسهٔ ما ویران گشته است. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که موشی مکار به انبار وجود ما رخنه کرده و با حیله‌اش، حاصل اعمال و طاعاتمان را تباه می‌سازد.

شرح

مولانا در این ابیات، پیامی عمیق دربارهٔ ماهیت پاداش طاعات و عبادات به ما می‌دهد. او معتقد است که پاداش اعمال صالح، همچون نماز و روزه و نیکی به خلق‌الله، نباید به یک حساب بانکی موهوم در آخرت حواله داده شود؛ بلکه این پاداش باید در همین دنیا و در وجود خود ما ذخیره شود و ما را دگرگون سازد. به تعبیر دیگر، اگر «بانکی» وجود دارد که اعمال ما در آن سپرده می‌شود، آن بانک همین وجود ماست.

من بارها گفته‌ام که غنا، غنای نفسانی است، نه غنای مالی. شاه آن است که از درون خویش پادشاه باشد، نه آنکه به لشکرها و خزانه‌هایش بنازد. این‌ها همه اعتباری و متغیرند؛ لشکر ممکن است پشت کند، مال و جمال را یک دزد یا یک تب می‌تواند از ما بگیرد. اما آنچه آدمی از خود دارد، هیچ کس نمی‌تواند از او بستاند.

بنابراین، اگر ما در «انبار وجود» خود گندم طاعات می‌ریزیم — نماز می‌خوانیم، روزه می‌گیریم، گناهان را رها می‌کنیم — باید آثار این اعمال در خود ما ظاهر شود. ما باید عوض شویم، از خودخواهی‌ها و «اگوئیسم» خویش فراتر رویم. هم خودمان این تحول را حس کنیم و هم دیگران آن را ببینند. اما مولانا با تأسف می‌گوید که ما گندم جمع‌آوری می‌کنیم، ولی فردا که به انبار می‌رویم، می‌بینیم هیچ گندمی نمانده است؛ همه گم شده‌اند.

در اینجا مولانا می‌پرسد: «می‌نیندیشیم آخر ما به هوش / کین خلل در گندم است از مکر موش؟» آیا نباید به این فکر بیفتیم که یک موشی دزدانه وارد انبار ما شده است؟ این موش با حیله‌اش، انبار ما را ویران کرده است. اینجا نقطهٔ عطف سخن مولاناست: «اول ای جان دفع شر موش کن / وانگهان در جمع گندم کوش کن.» یعنی پیش از آنکه به جمع‌آوری گندم اعمال مشغول شوید، ابتدا باید انبار وجود خود را از دست این موش مکار مستحکم سازید و سوراخ‌ها و روزنه‌های نفوذ آن را ببندید.

این موش، در حقیقت، همان «نفس» آدمی است. بله، در ادبیات دینی، شیطان را دزد و راه‌زن می‌نامند، اما مولانا خود می‌گوید: «نفس و شیطان هر دو یک تن بوده‌اند / در دو صورت خویش را بنموده‌اند.» یعنی نباید تقصیر را صرفاً گردن دیگری انداخت. آدمی قدرتی بی‌نهایت در فریب دادن خویشتن دارد. ما استادانه نقص‌ها را به دیگری نسبت می‌دهیم و کمالات را به خود. این یکی از همان موش‌هایی است که به انبار ما رخنه می‌کند.

اینجاست که روایت پیامبر (صدر صدور) معنا می‌یابد: «لا صلاة تم الا بالحضور.» هیچ نمازی کامل نیست مگر با حضور قلب. نمازی که بدون حضور قلب خوانده شود، به تعبیر غزالی، صرفاً یک نماز فقهی است که اسقاط تکلیف می‌کند، اما وجود آدمی را دگرگون نمی‌سازد و پاداش حقیقی را در خود او ذخیره نمی‌کند. روزه و حج و هر عمل دیگری نیز چنین است. اگر پس از چهل سال عبادت، پینه بر پیشانی ما بسته شده، اما اثری از تحول و دگرگونی در ما نیست، باید از خود بپرسیم: «گندم اعمال چهل‌ساله کجاست؟» این پرسشی است که هر انسانی، هر روز، باید از خود بپرسد تا از بدل شدن عبادات به تشریفاتی بی‌معنی جلوگیری کند.

نکات کلیدی

  • پاداش طاعات و عبادات در این دنیا و در درون خود انسان باید ظاهر شود، نه اینکه به آینده‌ای موهوم حواله گردد.
  • غنای حقیقی، غنای درونی و نفسانی است که پایدار می‌ماند، نه مال و جمال بیرونی که زوال‌پذیرند.
  • اگر حاصل اعمال صالح ما ناپدید می‌شود، باید به جای شکوه، به دنبال «موش» مکار درون خود بگردیم.
  • «موش» مثنوی، همان نفس یا اگوست که با فریب و تسویل، ثمرات معنوی ما را می‌خورد.
  • مهم‌ترین کار این است که ابتدا انبار وجودمان را از شر موش (نفس) ایمن کنیم، پیش از آنکه به جمع‌آوری گندم (اعمال) بپردازیم.
  • حضور قلب در عبادات شرط اصلی دگرگونی و کسب پاداش حقیقی است؛ وگرنه عمل تنها اسقاط تکلیف است.

Sources: d1-s30 · 00:25:47

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.