لوستل› دفتر ۱› د وزیر په يوازيتوب کښې د مريدانو اعتراض› بيت ۶۰۳
M1:603 — طفل با دایه نه استیزد ولیک / گرید او گرچه نه بَد داند نه نیک
M1:603
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
شکایت و نالهی ما از روی دشمنی یا انکار نیست، بلکه مانند گریهی نوزادی است که بیاختیار و از سر نیاز و درد فراق، زاری میکند.
در این بخش از داستان، مریدان به وزیر (که نماد پیر و راهنمای معنوی است) توضیح میدهند که اعتراض آنها از سر دشمنی یا انکار حقیقت نیست. آنها حال خود را به نوزادی تشبیه میکنند که در آغوش دایهاش است. نوزاد با دایه نمیجنگد و قصد مخالفت ندارد؛ او هنوز به مرحلهای نرسیده که بتواند میان خوب و بد تمایز قائل شود و قضاوتی عقلانی داشته باشد. با این حال، گریه میکند.
این گریه، واکنشی غریزی و طبیعی به نیاز، درد یا حس جدایی است. مولانا با این تمثیل میخواهد بگوید که نالهی سالک در برابر تقدیر الهی، نه از روی سرکشی، بلکه از سر عجزی عاشقانه و دردی وجودی است. همانطور که در ابیات بعدی میآید («ما چو چنگیم و تو زخمه میزنی»)، انسان در برابر ارادهی الهی مانند یک ساز است و نالهای که از او برمیآید، در حقیقت صدای نوازندهی ازلی است. این بیت، شکایت را از امری عقلانی و مبتنی بر انکار، به یک واکنش وجودی و بیاختیار تبدیل میکند و رابطهی انسان با خدا را از رابطهی بنده و پادشاه، به رابطهی کودک و دایه نزدیک میسازد که سرشار از نیاز و وابستگی محض است.
- دایه
- زنی که به جای مادر به کودک شیر میدهد و از او پرستاری میکند.
- استیزد
- میستیزد، جدال و دعوا میکند، مخالفت میکند.
- ولیک
- ولی، اما.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.