لوستل› دفتر ۱› له هغه ولي سره د پاچا ليدنه چې په خوب کښې ورته ښکاره شوی و› بيت ۹۵
M1:95 — دست و پیشانیش بوسیدن گرفت / وز مقام و راه پُرسیدن گرفت
M1:95
شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: دست و پیشانی او را بوسیدن آغاز کرد، و از مقام و راه او پرسیدن گرفت. معنا: این بیت توصیف میکند که چگونه پادشاه با احترام و شوق فراوان از طبیب الهی استقبال کرد و جویای جایگاه معنوی و شیوهٔ سلوک او شد.
شرح
در این قطعه، مولانا تصویری گویا از شیوهٔ برخورد با مهمان الهی به دست میدهد. پادشاه با فروتنی تمام، دست و پیشانی طبیب را میبوسد؛ این نه یک رفتار صرفاً اجتماعی، که نشانی از ادراک مقام قدسی مهمان است. پرسش از «مقام و راه» نیز حاکی از عطش او برای شناخت اسرار سلوک و جایگاه معنوی این سالک عارف است. اما نکتهٔ عمیقتر، که در ورای این آداب ظاهری نهفته است، حکمت رویدادهای جهان است. آنچه پادشاه در آغاز میجست – یعنی شفای کنیزک و وصل با او – خود تنها بهانهای بود تا او را به سوی مقصد حقیقی، یعنی یافتن این طبیب الهی، رهنمون شود. حوادث زندگی، به ظاهر نامطلوب و دردناک، غالباً همچون کمندهایی هستند که ما را از مقصدی کوچک و محدود به سوی غایتی عظیمتر و بلندتر پرتاب میکنند. این همان معنای عمیقِ «الصبر مفتاح الفرج» است که مولانا در اینجا برجسته میکند: صبر در طلب و انتظار، در نهایت کلید گشایشهایی را به دست میدهد که فراتر از توقع اولیهٔ ماست. همانطور که خود مولانا و شمس نیز پس از سالها طلب و انتظار، سرانجام یکدیگر را یافتند و دریچهای نو به روی عالم معرفت گشودند. من معتقدم که مولانا در اینجا از زبان پادشاه، قصهٔ خود را نیز روایت میکند؛ قصهای که در آن جستجوهای ظاهری، ابزاری میشوند برای رسیدن به گنجینهای پنهان.
نکات کلیدی
- احترام عمیق، نشانهٔ ادراک مقام معنوی اهل معرفت است.
- پرسش از «مقام و راه» نشانگر عطش سالک برای درک اسرار سلوک است.
- حوادث ظاهری زندگی اغلب کمندهایی برای رسیدن به مقاصد پنهان و والاتر هستند.
- صبر در طلب، کلید گشایشهای غیرمنتظره و مقدر الهی است.
- داستان پادشاه و طبیب، انعکاسی از قصهٔ ملاقات مولانا با شمس تبریزی است.
Sources: d1-s17 · 00:01:01 d1-s17 · 00:03:28
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: He began to kiss his hand and forehead, / And started asking about his station and his way. Meaning: This verse describes the King's profound reverence and eagerness upon meeting the divine physician, as he sought to understand the physician's spiritual rank and path.
Explanation
In this passage, Rumi vividly portrays the manner of encountering a divine guest. The King, with utmost humility, kisses the physician's hand and forehead; this is not merely a social gesture, but a sign of his apprehension of the guest's sacred station. His inquiry into the 'station and way' reflects his thirst for understanding the secrets of spiritual journeying and the mystic's spiritual rank. Yet, the deeper point, lying beyond these outward courtesies, is the wisdom behind worldly events. What the King initially sought – namely, the healing of the slave girl and union with her – was merely a pretext to guide him toward his true destination: finding this divine physician. Life's occurrences, seemingly undesirable and painful, often act as snares that propel us from a minor, limited objective toward a grander, loftier purpose. This is the profound meaning of 'Patience is the key to relief' (al-Sabr miftāḥ al-faraj) that Rumi emphasizes here: perseverance in seeking and waiting ultimately unlocks openings that transcend our initial expectations. I believe that Rumi, through the King's words, also narrates his own story; a narrative in which apparent searches become instruments for reaching a hidden treasure. It is akin to Mowlana's own biographical journey, where both he and Shams, after years of fervent search and anticipation, finally found each other, opening a new vista onto the realm of gnosis.
Key takeaways
- Profound reverence signifies the recognition of a spiritual master's station.
- Inquiring about 'station and way' denotes the seeker's thirst for spiritual insight.
- Seemingly ordinary events in life often serve as snares guiding us to higher, hidden purposes.
- Patience in seeking is the key to unexpected divine openings and fulfillments.
- The King's encounter with the physician mirrors Rumi's own meeting with Shams-e Tabrizi.
Sources: d1-s17 · 00:01:01 d1-s17 · 00:03:28
به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
این بیت توصیف میکند که چگونه پادشاه با احترام و اشتیاق فراوان از طبیب الهی استقبال کرد و جویای مرتبهٔ معنوی و شیوهٔ سلوک او شد.
در این بخش، مولانا تصویری گویا از شیوهٔ برخورد با مهمانی الهی به دست میدهد. پادشاه با فروتنی تمام، دست و پیشانی طبیب را میبوسد؛ این رفتار صرفاً یک تعارف اجتماعی نیست، بلکه نشانهٔ درک مقام قدسی و معنوی مهمان است. پرسش از «مقام و راه» نیز عطش پادشاه را برای شناختن اسرار سلوک و جایگاه عرفانی این طبیب نشان میدهد.
اما نکتهٔ عمیقتری که در پس این آداب ظاهری نهفته، حکمت رویدادهای جهان است. آنچه پادشاه در ابتدا میجست – یعنی شفای کنیزک – تنها بهانهای بود تا او را به سوی مقصد حقیقی، یعنی یافتن این طبیب الهی، هدایت کند. حوادث زندگی، که گاه به ظاهر ناخوشایند و دردناکاند، اغلب همچون کمندهایی هستند که ما را از هدفی کوچک و محدود به سوی غایتی عظیمتر و والاتر پرتاب میکنند. این همان معنای عمیق «الصبر مفتاح الفرج» (صبر کلید گشایش است) است که مولانا در ابیات بعدی بر آن تأکید میکند: صبر در طلب و انتظار، در نهایت کلید گشایشهایی را به دست میدهد که فراتر از توقع اولیهٔ ماست.
به نظر میرسد مولانا در اینجا از زبان پادشاه، قصهٔ خود را نیز روایت میکند؛ قصهای که در آن جستجوهای ظاهری، ابزاری برای رسیدن به گنجینهای پنهان (دیدار با شمس تبریزی) میشوند.
- مقام
- در اصطلاح عرفانی، جایگاه و مرتبهٔ معنوی سالک
- راه
- طریقت، شیوهٔ سلوک و رسیدن به حقیقت
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.