لوستل دفتر ۶ د یهودي خندل او داسې ګڼل چې ابوبکر صدیق (رض) په دې عقد کې زیانمن شوی دی بيت ۱۰۷۲

M6:1072 — نه که تاثیر از قدر معمول نیست / لیک تاثیرش ازو معقول نیست

نه که تاثیر از قدر معمول نیستلیک تاثیرش ازو معقول نیست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1072

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: نه اینکه مقدرات الهی و اسباب ظاهری بی‌اثر باشند، اما اینکه تأثیر را از ذات خود آن‌ها بدانی، معقول و صحیح نیست. معنا: این بیت توضیح می‌دهد که اسباب و علل دنیوی، اگرچه ظاهراً مؤثرند، اما تأثیرشان از ذات خودشان نیست؛ بلکه جلوه‌ای از اراده و تقدیر الهی است که به صورت عادت و سنت در عالم ظاهر شده است.

شرح

در این بیت، مولانا پرده از حقیقتی بنیادین در باب نسبت خداوند با عالم و چگونگی تأثیر اسباب و علل برمی‌دارد. او پیش‌تر فرموده بود که «جذب یزدان با اثرها و سبب / صد سخن گوید نهان بی‌حرف و لب»؛ یعنی خداوند با افعال و صنع خود سخن می‌گوید، نه با کلام صریح و اعتباری. این جهان، خود، خطابهٔ پیوستهٔ اوست. این بیت مکمل آن معناست، و عمق بیشتری به آن می‌بخشد.

مولانا با قاطعیت می‌گوید که این‌گونه نیست که ما منکر تأثیر «قدر معمول» باشیم. مقدرات الهی که در قالب علل و معلول‌ها خود را نشان می‌دهند، بله، ظاهراً تأثیر دارند. آب آتش را خاموش می‌کند، دارو بیماری را شفا می‌دهد، سنگ به زمین بازمی‌گردد. اینها تأثیرات مشهود و «معمولی» هستند که هر روز می‌بینیم و تجربه می‌کنیم.

اما نکتهٔ کلیدی و عمیق این است: «لیک تأثیرش ازو معقول نیست». یعنی اینکه اگر ما این تأثیر را ذاتیِ خودِ آن اسباب و علل بدانیم، یا گمان کنیم که این‌ها به خودیِ خود و ذاتاً دارای قدرت اثرگذاری‌اند، این برداشت به هیچ وجه «معقول» و منطقی نیست. این همان چیزی است که مولانا آن را «عادت الهی» می‌نامد، نه یک ضرورت ذاتی. او معتقد است که این نظام علت و معلولی که ما مشاهده می‌کنیم، صرفاً یک «سنت» و «روپوش» است که خداوند بر فعل مستقیم خود کشیده است. آب می‌توانست آتش‌افروز باشد، و دارو می‌توانست بیماری را تشدید کند. این نظام جاری جهان، نه جبری ذاتی، بلکه جلوه‌ای از قدرت الهی است که می‌توانست و می‌تواند طور دیگری باشد.

عقل مقلد، یعنی عقلی که صرفاً به ظاهر اشیاء و سنت‌های رایج عالم بسنده می‌کند و در اصول و فروع، مقلد یافته‌های دیگران یا داده‌های حسی و متعارف است، از فهم این حقیقت عمیق باز می‌ماند. این عقلِ سطحی، تأثیر را به فاعل‌های ظاهری نسبت می‌دهد و از ریشهٔ اصلی آن غافل می‌ماند. مولانا می‌گوید اگر چنین عقلی از حقیقت این مرام بپرسد، پاسخ دهید: «گو چنان که تو ندانی». این سخن، تحدیدی است برای عقل جزوی و دعوت به فهمی بالاتر که از پس پردهٔ عادت، دست و ارادهٔ یزدان را مشاهده کند. این تلاشی است برای رهایی از تفکر مکانیکی و رسیدن به فهمی توحیدی از هستی.

نکات کلیدی

  • تأثیر اسباب و علل دنیوی، ظاهری و مشروط به ارادهٔ الهی است، نه ذاتیِ خودشان.
  • آنچه ما «قانون طبیعت» می‌نامیم، در نگاه مولانا «عادت و سنت الهی» است که می‌تواند تغییر کند.
  • جهان تجلی صنع و گفتار خداوند است، نه سیستم مکانیکی خودکار.
  • عقل جزوی و مقلد از درک عمق نظام توحیدی عالم باز می‌ماند.
  • دعوت به گذر از علل ظاهری و دیدن دست مباشر یزدان در پس همهٔ پدیده‌ها.

Sources: d6-s22 · 01:56:50

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.