لوستل دفتر ۶ د همدې خبرې په تقریر کې یوه کیسه بيت ۱۱۱۸

M6:1118 — آن یکی اسپی طلب کرد از امیر / گفت رو آن اسپ اشهب را بگیر

آن یکی اسپی طلب کرد از امیرگفت رو آن اسپ اشهب را بگیر
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1118

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: شخصی از امیری تقاضای اسب کرد. امیر گفت: «برو و آن اسب اشهب را برای خودت بگیر.» معنا: این بیت آغازگر داستانی است که در آن فردی از حاکمی اسب می‌خواهد و حاکم اسبی خاص را به او معرفی می‌کند. این شروعی است برای بحث از ماهیت آرزوها و ابزارهایی که برای رسیدن به مقصد به کار می‌بریم.

شرح

این بیت، به‌ظاهر، تنها شروع یک حکایت است؛ مولوی خود در جاهای دیگر مثنوی چنین داستان‌هایی را برای "پاره کردن چرت" مخاطب به کار می‌گیرد. اما باید بگویم که این قصهٔ اسب و امیر، بی‌نهایت مهم و پرمعناست و حکایت از یک اصل عمیق عرفانی و تربیتی دارد. در واقع، این تمثیل، پاسخی هوشمندانه به رویکردهای افراطی در تهذیب نفس است که در میان برخی صوفیان و حتی مکاتب شرقی نظیر بودیسم رواج داشته.

مولانا با این قصه، که اسب اشهبِ «پس‌پس‌رو» را معرفی می‌کند، می‌خواهد بگوید که شما با "ناپسندهای" وجود خود چه کنید. پاسخ صریح او این است: چیزی را دور نیندازید، ریشه‌کن نکنید، و جراحی ظالمانه نکنید. این سخن، مستقیماً در مقابل آن صوفیانی می‌ایستد که برکندن شهوت و غضب و سایر غرایز را توصیه می‌کردند. مولانا می‌گوید اگر اسبی هست که «پس‌پس می‌رود»، چموش است و در خلاف جهت می‌راند، آن را دور نیندازید یا سر نبُرید؛ بلکه راه استفاده کردن از آن را بیابید.

درس کلیدی اینجاست: «دمش را به سوی خانه کن». اگر اسبی تنها می‌تواند دنده عقب حرکت کند، خب مقصد را در پشت سرش قرار بدهید و به این ترتیب از آن بهره ببرید. این دقیقاً همان رویکردی است که ویکتور هوگو در "بینوایان" خود به زیبایی بیان می‌کند که "چیزی را از روح نگیرید، اصلاح کنید." تربیت نفس، نه با ریشه‌کن کردن و نفی، که با اصلاح و طبابت و باغبانی ممکن می‌شود.

این تمثیل، به روشنی به ما می‌آموزد که غرایز و شهواتِ ما، که به ظاهر ما را از مقصد دور می‌کنند، ابزارهایی هستند که می‌توانند با تغییر جهت یا "تبدیل متعلق"، ما را به مقاصد نیک برسانند. مولانا به جای نفی تمنا، که در بودیسم و برخی نحله‌های صوفیانهٔ متأثر از آن (همچون سعدی در "آنکه هیچ نخواهد") رایج است، "تبدیل تمنا" را مطرح می‌کند. او دعا می‌کند: «ای مبدل شهوت عقبیش کن»؛ یعنی میل و خواهش را به سوی عقبا و جاودانگی معطوف ساز. این همان تبدیل انرژی‌های روانی است که فروید در نظریهٔ "تصعید" (Sublimation) به آن اشاره دارد: "چون ببندی شهوتش را از رغیف / سر کند آن شهوت از عقل شریف". انرژی‌ای که صرف شکم و امیال فرودین می‌شد، حالا متوجه عقل و خواسته‌های متعالی می‌شود، درست مانند هرس کردن شاخه‌های زائد درخت که قوت را به شاخه‌های مفید منتقل می‌کند. هدف، رام کردن نفس سرکش است، نه کشتن آن. بدی‌های خود را مورد استفاده قرار دهیم و آن‌ها را در مقاصد نیک به کار بریم.

نکات کلیدی

  • استفاده از غرایز و شهوات به جای ریشه‌کن کردن آنها.
  • اهمیت "تبدیل متعلق" شهوات به سوی مقاصد نیک و عقبا.
  • رویکرد تربیتی مولانا: اصلاح و طبابت نفس، نه جراحی و حذف ظالمانه.
  • تقابل با آموزه‌های صوفیانه یا بودایی که نفی کامل تمنا را اصل می‌دانند.
  • هم‌سویی با نظریهٔ روانشناختی "تصعید" (Sublimation) فروید.
  • درس از "اسب پس‌رو": هر جزء وجودی را می‌توان رام کرد و به کار گرفت.

Sources: d6-s23 · 00:19:59 d6-s23 · 00:21:00 d6-s23 · 00:22:10

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.