لوستل دفتر ۶ د هغه ناروغ کیسه چې طبیب په هغه کې د روغتیا امید ونه لید بيت ۱۲۹۸

M6:1298 — چون ز ذات حق بعیدی وصف ذات / باز دانی از رسول و معجزات

چون ز ذات حق بعیدی وصف ذاتباز دانی از رسول و معجزات
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1298

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از آنجا که تو از ذات حق دور هستی، وصف آن ذات را از طریق رسولان و معجزاتشان می‌توانی بشناسی. معنا: این بیت بیان می‌کند که چون ما نمی‌توانیم ذات خداوند را مستقیماً درک کنیم، باید از راه پیامبران و نشانه‌های الهی که با خود می‌آورند، به صفات و اوصاف او پی ببریم.

شرح

ما آدمیان، بی‌تردید، از ذات حق تعالی دوریم؛ ذاتی که ورای فهم و ادراک ماست. چگونه می‌توانیم وصفی از این ذات نایافتنی به دست آوریم؟ مولانا در اینجا راهی را به ما نشان می‌دهد: از طریق رسولان و معجزاتی که با خود می‌آورند. این راه، طریق معرفت غیرمستقیم است، چرا که ذات حق در بَرَهوت فهم ما نمی‌گنجد و باید آن را از آیینه‌ی تجلیات شناخت.

اما مولانا به اینجا بسنده نمی‌کند و دایره‌ی این واسطه‌گری را از انبیا به اولیا و پیران حقیقت گسترش می‌دهد. می‌فرماید حتی اگر به دوران انبیا نرسیده‌ایم تا معجزات موسوی و عیسوی را به چشم ببینیم، در زمانه‌ی خودمان نیز اولیای صَفّی و خالص، حامل کرامات و معجزات خفی هستند. این معجزات، نه به قصد خودنمایی، که از فرط وجود و حضور حق در درون آن‌هاست. این اولیا، به مثابه‌ی کوره‌های داغی هستند که هر که در جوارشان بنشیند، گرمای وجودشان او را فرا می‌گیرد و او را نیز سرمست و مشتاق می‌سازد.

مولانا با تعبیر گران‌بهای «صد قیامت نقد هست» در وصف این اولیا، عمق تجربه‌ی باطنی آن‌ها را فاش می‌کند. این یعنی آن‌ها مردگی و زندگی‌ای دیگر را تجربه کرده‌اند؛ تولدی تازه یافته‌اند و به عالمی دیگر گام نهاده‌اند، گرچه جسمشان هنوز در این جهان خاکی است. این تجربه‌ی رستاخیزی است که خودِ قیامت را در جانشان نقد و حاضر ساخته و همین حضور رستاخیزی است که مستی و شیفتگی را در همنشینان آن‌ها برمی‌انگیزد. ادیان، در حقیقت، نه با برهان، که با همین شیفتگی‌ها آغاز می‌شوند؛ پیامبران و اولیا، با "قیامت" وجودی خویش، مردمان را به خود جذب می‌کنند و "قیامت‌گاهی" در جان ایشان برپا می‌سازند.

از همین روست که مولانا فرموده: «هر که خواهد همنشینی با خدا / تا نشیند در حضور اولیا.» دل اولیای حق، خانه‌ی خداست. ما موجودات، جملگی از حظی از "وجود" بهره‌مندیم، و "وجود" همان خداست. اما برخی موجودات، از "اشتداد وجودی" بیشتری برخوردارند، یعنی "پرتر از وجودند" و بهره‌شان از الوهیت فزون‌تر است. اولیای حق در این میان سرآمدند؛ آن‌ها آینه‌های صافی‌اند که ذات حق در آن‌ها به وضوح منعکس شده است.

معجزاتی که بر جمادات اثر می‌گذارد، همچون عصای موسی یا شق‌القمر پیامبر، آثاری عاریه و موقت‌اند. اما اگر همین معجزه "بر جان تو زند"، تو را به آن "رابطه‌ی پنهان" با عالم باطن متصل می‌سازد. در این مقام است که مولانا از "نان بی‌هیولای خمیر" سخن می‌گوید. هیولا (ماده) در فلسفه‌ی ارسطویی، استعداد و قابلیت است (خمیر هیولای نان است). اما اولیای حق، گاه بی‌آنکه مخاطب قابلیت و زمینه‌ای از پیش داشته باشد، نان می‌بخشند؛ یعنی بی‌مزد و منت و بی‌هیچ "قابلیتی"، عنایت می‌کنند. نظر آن‌ها کافی است تا تحولی در تو پدید آید.

اما این بدان معنا نیست که ما خود دست روی دست بگذاریم. مولانا هشدار می‌دهد که معجزات، همچون قرآن، بر همگان اثر یکسان نمی‌گذارند: «یُضِلُّ بِهِ کثیراً و یَهدی بِهِ کثیراً.» معجزه مانند دریایی است که مرغ خشکی را هلاک می‌کند و مرغ آبی را ایمن می‌دارد. یعنی اگر مخاطب، روح حقیقت‌جو و حقیقت‌پذیری نداشته باشد، حتی روشن‌ترین حقیقت‌ها نیز در او اثری نخواهد کرد. لذا شرط اصلی، کسب "قابلیت و لیاقت" در درون خویش است. اگر این سعادت در ضمیرت حاصل نشد و از کشف بواطن ناتوان بودی، آنگاه "از ظاهر هر دم استدلال گیر." یعنی به آثار و نشانه‌های بیرونی دقت کن تا شاید از این طریق به مؤثر پنهان راه یابی و در نهایت، به وصف آن ذات بعید واصل شوی.

نکات کلیدی

  • ذات حق ورای ادراک مستقیم ماست؛ معرفت به آن از طریق رسولان و معجزاتشان حاصل می‌شود.
  • اولیای حق و پیران حقیقت، همانند انبیا، واسطه‌های شناخت حق‌اَند و در وجودشان کرامات و "صد قیامت نقد" جاری است.
  • حضور اولیا، مانند کوره‌ای داغ، شیفتگی و سرمستی را در همنشینانشان برمی‌انگیزد و ادیان با همین شیفتگی آغاز می‌شوند.
  • "وجود یعنی خدا"؛ اولیای حق دارای "اشتداد وجودی" بیشتری هستند و دلشان خانه‌ی خداست.
  • معجزات حقیقی آنهایی هستند که بر جان اثر بگذارند و فرد را به "رابطه‌ی پنهان" با عالم باطن متصل سازند.
  • اثرگذاری معجزات مشروط به "قابلیت و لیاقت" درونی مخاطب است؛ بدون روح حقیقت‌جو، حقیقت بی‌اثر خواهد ماند.

Sources: d6-s26 · 00:34:41 d6-s26 · 00:41:26 d6-s26 · 02:12:12

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.