لوستل دفتر ۶ برخه ۴۳ → مخکنۍ · راتلونکې ←

بخش ۴۳ - حکایت آن رنجور کی طبیب درو اومید صحت ندید

د هغه ناروغ کیسه چې طبیب په هغه کې د روغتیا امید ونه لید

  1. M6:1292 آن یکی رنجور شد سوی طبیبگفت نبضم را فرو بین ای لبیب
  2. M6:1293 که ز نبض آگه شوی بر حال دلکه رگ دستست با دل متصل
  3. M6:1294 چونک دل غیبست خواهی زو مثالزو بجو که با دلستش اتصال
  4. M6:1295 باد پنهانست از چشم ای امیندر غبار و جنبش برگش ببین
  5. M6:1296 کز یمینست او وزان یا از شمالجنبش برگت بگوید وصف حال
  6. M6:1297 مستی دل را نمی‌دانی که کووصف او از نرگس مخمور جو
  7. M6:1298 چون ز ذات حق بعیدی وصف ذاتباز دانی از رسول و معجزات
  8. M6:1299 معجزاتی و کراماتی خفیبر زند بر دل ز پیران صفی
  9. M6:1300 که درونشان صد قیامت نقد هستکمترین آنک شود همسایه مست
  10. M6:1301 پس جلیس الله گشت آن نیک‌بختکو به پهلوی سعیدی برد رخت
  11. M6:1302 معجزه کان بر جمادی زد اثریا عصا با بحر یا شق‌القمر
  12. M6:1303 گر ترا بر جان زند بی‌واسطهمتصل گردد به پنهان رابطه
  13. M6:1304 بر جمادات آن اثرها عاریه‌ستاز پی روح خوش متواریه‌ست
  14. M6:1305 تا از آن جامد اثر گیرد ضمیرحبذا نان بی‌هیولای خمیر
  15. M6:1306 حبذا خوان مسیحی بی‌کمیحبذا بی‌باغ میوهٔ مریمی
  16. M6:1307 بر زند از جان کامل معجزاتبر ضمیر جان طالب چون حیات
  17. M6:1308 معجزه بحرست و ناقص مرغ خاکمرغ آبی در وی آمن از هلاک
  18. M6:1309 عجزبخش جان هر نامحرمیلیک قدرت‌بخش جان هم‌دمی
  19. M6:1310 چون نیابی این سعادت در ضمیرپس ز ظاهر هر دم استدلال گیر
  20. M6:1311 که اثرها بر مشاعر ظاهرستوین اثرها از مؤثر مخبرست
  21. M6:1312 هست پنهان معنی هر دارویهم‌چو سحر و صنعت هر جادوی
  22. M6:1313 چون نظر در فعل و آثارش کنیگرچه پنهانست اظهارش کنی
  23. M6:1314 قوتی کان اندرونش مضمرستچون به فعل آید عیان و مظهرست
  24. M6:1315 چون به آثار این همه پیدا شدتچون نشد پیدا ز تاثیر ایزدت
  25. M6:1316 نه سببها و اثرها مغز و پوستچون بجویی جملگی آثار اوست
  26. M6:1317 دوست گیری چیزها را از اثرپس چرا ز آثاربخشی بی‌خبر
  27. M6:1318 از خیالی دوست گیری خلق راچون نگیری شاه غرب و شرق را
  28. M6:1319 این سخن پایان ندارد ای قبادحرص ما را اندرین پایان مباد