لوستل دفتر ۶ د ناروغ کیسې ته بیرته راګرځیدل بيت ۱۳۵۹

M6:1359 — گر همی‌خواهی سلامت از ضرر / چشم ز اول بند و پایان را نگر

گر همی‌خواهی سلامت از ضررچشم ز اول بند و پایان را نگر
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1359

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر می‌خواهی از آسیب‌ها در امان بمانی، چشم از آغاز بربند و به پایان کار بنگر. معنا: این بیت به ما توصیه می‌کند که برای دوری از زیان، به جای تمرکز بر ظاهر یا ابتدای کار، همیشه عواقب و فرجام آن را در نظر بگیریم.

شرح

من این بیت را همیشه مهم شمرده‌ام، چرا که مولانا با یک تیر، دو نشان می‌زند. نخست، ما را به احتیاط و پرهیزکاری فرامی‌خواند؛ نه از روی ترس، که از روی بصیرت. اما نکته عمیق‌تر آن است که او عاقبت‌بینی را چیزی بیش از صرف پرهیز از ضرر می‌داند. در حقیقت، مولانا ما را به «دیدن هستی در نیستی» دعوت می‌کند.

از منظر مولانا، حقایق و واقعیت‌های جوهری در «پایان» و در آن عالمی نهفته‌اند که ما آن را «عدم» می‌نامیم، یعنی آنچه هنوز فعلیت نیافته و به وجود نیامده است. این یک قانون کیهانی‌ست: تا شب نرود، روز نمی‌آید؛ تا حال نگذرد، آینده از راه نمی‌رسد؛ و تا قوه به فعل نرسد، معنای وجود خویش را نمی‌یابد. ما همواره در پی «نیستی‌ها» هستیم؛ یعنی در پی آنچه هنوز نداریم. بیمار در طلب سلامتی است که ندارد، دانش‌آموز در پی دانشی‌ست که هنوز نیاموخته. اگر این‌ها را می‌داشتند، طلبشان تحصیل حاصل می‌شد که محال است و بی‌معنا. پس همه انسان‌ها در پی "نویی" هستند که قبلاً نبوده، در پی آن "عدم"ی که قرار است "هست" شود.

اینجاست که مولانا از این سطح گذر می‌کند و ما را به معنای عمیق‌تر «عدم» در عرفان صوفیانه می‌رساند. وقتی می‌بینید که این نیستی‌ها و عدم‌ها چه جاذبه‌ای دارند، چه مخزن بزرگی از امکانات هستند که همه چیز در آنجاست و شما شب و روز در پی آن‌ها می‌دوید، مولانا یک «عدم» والاتر را به ما می‌نمایاند: «پا بر خود نهادن و به عدم خویش رضا دادن است، به فنای خویش رضا دادن است.» آنگاه، در این مقامِ فقر و فنای اختیاری، تمام جهان را پیدا خواهید کرد. این، نه تنها پرهیزی از ضررهای بیرونی، که وصول به سلامت و کمال درونی‌ست که تنها در فنای خودشیفتگی و منیّت حاصل می‌شود. این همان بصیرت پیامبرانه است که «دوزخ را همین‌جا موبه‌مو» می‌بیند و «عرش و کرسی و جنات را» مشاهده می‌کند؛ دیدنی که لایه‌های غفلت را می‌درد و به باطن امور می‌نگرد.

نکات کلیدی

  • سلامت حقیقی در عاقبت‌بینی نهفته است، نه صرفاً در ابتدای امور.
  • مولانا ما را به احتیاط و پرهیزکاری از سر بصیرت دعوت می‌کند، نه ترس.
  • حقایق جوهری در «پایان» و در آنچه هنوز نیامده (عدم) جای دارند.
  • ما همواره در پی آنچه نداریم و «نیست» هستیم، نه آنچه هست.
  • جهان نیامده (عدم) از جهان فعلیت‌یافته (هست) بسیار وسیع‌تر است.
  • نهایت عاقبت‌بینی، رسیدن به «عدم» صوفیانه یعنی فنای نفس و یافتن تمام جهان در آن است.

Sources: d6-s28 · 23:02:00 d6-s28 · 25:46:00 d6-s28 · 28:40:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.