لوستل دفتر ۶ د ناروغ کیسې ته بیرته راګرځیدل بيت ۱۳۵۸

M6:1358 — دید عرش و کرسی و جنات را / تا درید او پردهٔ غفلات را

دید عرش و کرسی و جنات راتا درید او پردهٔ غفلات را
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1358

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پیامبر (ص) به عرش و کرسی و بهشت‌ها را دید؛ تا پرده‌های غفلت را از پیش چشم مردم درید. معنا: این بیت بیان می‌کند که پیامبر اکرم (ص) با بصیرت عمیق خود، حقایق عالم غیب و فرجام امور را مشاهده می‌کرد و با این دید خود، حجاب‌های نادانی و بی‌خبری را از برابر دیدگان انسان‌ها می‌گرفت.

شرح

این بیت، نگاهی بسیار عمیق و کلیدی به ماهیت نبوت و بصیرت پیامبران می‌اندازد. مولوی در اینجا از «پایان‌بینی احمد» سخن می‌گوید، که منظور همان پیامبر اکرم (ص) است. این پایان‌بینی نه یک پیشگویی ساده، بلکه رؤیتی بی‌پرده از عاقبت امور و حقایق هستی است.

پیامبر (ص) «عرش و کرسی و جنات» را دید، یعنی نه تنها بهشت‌ها، بلکه تمامی مراتب وجود و جایگاه قدرت و علم الهی را. این دیدن برای آن بود که «پردهٔ غفلات را درید». غفلت، نه فقط بی‌خبری، که نادیدنی است که بر چشم ما پرده می‌افکند و اجازه نمی‌دهد عمق و باطن عالم را ببینیم.

مولوی در اینجا به روایاتی اشاره می‌کند که اهل سنت و شیعیان هر دو نقل کرده‌اند، مبنی بر اینکه پیامبر اکرم (ص) گاهی عاقبت کار افراد را در همین دنیا مشاهده می‌کرد و به آن‌ها خبر می‌داد. معروف است که فرمودند: «ما رأیت فی الخیر و الشر کالیوم قط»، یعنی من امروز خیر و شر را چنان دیدم که پیش از این ندیده بودم، و فرمودند «اُصوِّرت الجنة و النار حتی رأیتهما دون الحائط»؛ بهشت و جهنم برای من چنان مصور شدند که آن‌ها را پشت این دیوار دیدم. اینها عین عبارت پیامبر است و نشان می‌دهد که رؤیت ایشان نه تمثیلی، بلکه حقیقی بوده است.

من معتقدم که بسیاری از احکام فقهی که پیامبر (ص) به ویژه در باب عبادات و امور معنوی وضع کردند، ریشه در همین بصیرت و پایان‌بینی داشته است. وقتی ایشان انگشتری طلا را از دست مردی بیرون آوردند و پرتاب کردند و فرمودند «یعمد احدکم الی جمرة من النار فیضعها علی اصبعه»، به این معناست که ایشان آن انگشتر طلا را نه صرفاً فلزی قیمتی، بلکه تجسمی از «گل آتش» می‌دیدند. این همان دیدن «رویۀ دیگر امور دنیوی» است؛ آنچه که در ظاهر یک چیز است، در باطن و برزخ چیز دیگری است. قرآن نیز درباره خورندگان مال یتیم می‌فرماید: «انما یأکلون فی بطونهم نارا»، یعنی آنان آتش می‌خورند، نه تنها مال.

این دیدن، فراتر از عقل جزئی و تجربۀ حسی است. این یک چشم برزخی است که از پردهٔ ظواهر می‌گذرد و به باطن می‌نگرد. البته باید توجه داشت که پیامبر مأمور نبودند که تمام پرده‌های غفلت را برای همه بدرند. این کار نظم عالم را برهم می‌زد و هر کس را از «پندار خود مسرور» می‌کرد. اما گاهی، از «سوراخ سوزنی به آن جهان بیکران مافوق»، اشاره‌ای می‌کردند و پرده‌برداری محدودی انجام می‌دادند تا مشتاقان را به سوی آن باطن سوق دهند.

این بینش پایان‌بین، دعوت مولانا را در ابیات بعد تقویت می‌کند: «گر همی‌خواهی سلامت از ضرر / چشم ز اول بند و پایان را نگر». او ما را به چنین نگاهی فرا می‌خواند؛ نگاهی که نه تنها برای پرهیز و احتیاط است، بلکه برای دیدن حقیقت. مولانا می‌گوید در این نگاه است که «عدم‌ها را ببینی جمله هست / هست‌ها را بنگری محسوس پس». یعنی آنچه در ظاهر «نیست» و هنوز نیامده است، در حقیقت «هست» و واقعیتی عمیق‌تر دارد، و آنچه «هست» و محسوس است، ممکن است گذرا و ناپایدار باشد. تمام جستجوی انسان برای چیزی است که هنوز ندارد؛ بیمار دنبال سلامت است، دانش‌آموز دنبال دانش، و کاسب دنبال سود نبرده. این یعنی ما همه در پی «عدم‌ها» هستیم و آن‌ها را به راستی «هست» می‌بینیم. این «چشم پایان‌بین» را پیامبر داشت و مولوی می‌خواهد این نگاه را در ما نیز زنده کند.

نکات کلیدی

  • دید پیامبر اکرم (ص) فراتر از ظواهر بود؛ ایشان با «چشم پایان‌بین» خود، حقایق غیبی و عواقب اعمال را مشاهده می‌کردند.
  • این «پایان‌بینی» اساس بسیاری از احکام فقهی پیامبر (ص)، به ویژه در حوزه عبادات، برای هدایت انسان‌ها بود.
  • اعمال دنیوی، رویه‌ای دیگر و باطنی دارند که از چشم مادی پنهان است؛ پیامبران این رویه برزخی را می‌دیدند.
  • هدف از این رؤیت، دریدن پرده‌های غفلت و بیدار کردن انسان‌ها به واقعیت‌های عمیق‌تر هستی است.
  • مولانا ما را به پرورش چنین «چشم پایان‌بینی» دعوت می‌کند تا «عدم‌ها» را به مثابه «هست‌ها» و حقایق اصلی ببینیم.

Sources: d6-s28 · 18:36 d6-s28 · 19:40 d6-s28 · 21:01 d6-s28 · 23:02 d6-s28 · 25:46

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.