لوستل دفتر ۶ د ناروغ کیسې ته بیرته راګرځیدل بيت ۱۳۷۹

M6:1379 — در خیال او ز مکر کردگار / جمله صحرا فوق چه زهرست و مار

در خیال او ز مکر کردگارجمله صحرا فوق چه زهرست و مار
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1379

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در پندار آن انسان، از مکری که آفریدگار بر او نهاده است، تمام صحرای فراخ در نظرش مملو از زهر و مار است.

معنا: این بیت به وارونه‌بینی انسان اشاره دارد که چگونه به دلیل مکر الهی، واقعیت را برعکس می‌بیند؛ او گشایش‌های عالم را خطرناک می‌پندارد و خطرها را پناهگاه امن می‌انگارد.

شرح

این بیت تصویری زنده از پدیده «وارونه‌بینی» در انسان به دست می‌دهد که یکی از ژرف‌ترین آموزه‌های مثنوی است. مولانا در اینجا پرده از روی مکری لطیف و در عین حال قدرتمند برمی‌دارد که آفریدگار در عالم گمارده است؛ مکری که چشم ما را می‌بندد و هست را نیست و نیست را هست می‌نمایاند. این نه از سر فریب‌کاری، که از سر «چشم‌بندی خدا» و «سحر صنعت الهی» است که انسان را در غفلت فرو می‌برد.

من بارها گفته‌ام که این جهان، به تعبیر بسیاری از صوفیان، همچون «چاه» و «سجن» (زندان) طبیعت است؛ چاهی که روح انسان در آن محبوس گشته است. اکثریت مردم، به واسطه همین چشم‌بندی الهی، چنان وارونه‌بین گشته‌اند که در پی مرگ و رهایی از این چاه نمی‌روند، بلکه می‌گریزند و می‌کوشند هرچه بیشتر در این چاه بمانند. «رغبت»شان به ماندن در «چاه» زندگی افتاده است؛ جایی که به خطا آن را امن و آرام و حتی «بهشت» می‌پندارند. در نگاه آنان، «صحرای فراخ» که نماد گشایش، آزادی و فضایی بی‌کران برای تنفس روح است، پر از «زهر و مار» و خطرات جان‌کاه به نظر می‌رسد. در نتیجه، به جای آنکه از این فضای گشاده بهره برند و از آن بگریزند، به عمق چاه پناه می‌برند.

اما، و این نکته بسیار مهمی است که باید مورد تأکید قرار گیرد، این تصویر «چاه» و «سجن» هرگز نباید به بی‌ارزش دانستن و لگد زدن به این جهان و توانایی‌های آن منجر شود. این از «تصاویر راهزنی» است که در ادبیات صوفیانه شایع شده است. این جهان، به تعبیر پیامبر اعظم، «مزرعة الآخرة» است؛ مزرعه‌ای که در آن بذر می‌کاریم و محصول آن را در جهان دیگر درو می‌کنیم. چگونه می‌توان با مزرعه خود دشمن بود؟ چگونه می‌توان آن را ترک کرد یا ارزان فروخت؟ این جهان، به قول امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج‌البلاغه، «متجر اولیاء الله» (تجارت‌خانه اولیای خدا) است. هیچ تاجری تجارت‌خانه خود را تخریب نمی‌کند، بلکه آن را آباد می‌دارد و از آن سود می‌برد. عمر ما، بدن ما، روح ما، توانایی‌های فکری و جسمی ما — این‌ها همه سرمایه‌های همین مزرعه و تجارت‌خانه‌اند که باید قدرشان را بدانیم و از آن‌ها بیشترین بهره را ببریم. لگد زدن به این‌ها، لگد زدن به بخت خود است.

بنابراین، اگرچه ممکن است این جهان در قیاس با فراخی عالم ماوراء، تنگنا و زندان بنماید، اما این تمثیل صرفاً برای افاده معنای تفاوت میان این دو ساحت است و نه برای اثبات بی‌مقداری این جهان. حقیقت آن است که برعکس آنچه خیالِ وارونه‌بین آدمی می‌بیند، «ته چاه پر مار و مور و عقرب و افعیه» و «بیرون در صحرای فراخ گشایش است و امکان تنفس». کسی که در پندار خود به چاه پناه می‌برد، در نهایت همان‌جا هم می‌میرد و از گشایش و حیات حقیقی محروم می‌ماند. این چشم‌بندی الهی موجب می‌شود که انسان «سود را زیان» و «زیان را سود» ببیند و همین، غایت غفلت است.

نکات کلیدی

  • بیت به 'وارونه‌بینی' انسان اشاره دارد که در آن گشایش‌های عالم خطرناک و خطرات امن به شمار می‌روند.
  • این پدیده نتیجهٔ 'مکر لطیف الهی' است که چشم انسان را از دیدن حقیقت باز می‌دارد و او را در غفلت فرو می‌برد.
  • انسان به خطا، ماندن در 'چاه' دنیا را زندگی و آرامش می‌پندارد و از 'صحرای فراخ' رهایی می‌گریزد.
  • تصویر 'چاه و زندان' برای دنیا، اگر به بی‌ارزش دانستن حیات منجر شود، یک خطای صوفیانه است.
  • دنیا در نگاه صحیح اسلامی، 'مزرعه آخرت' و 'تجارت‌خانه اولیا الله' است که باید قدر دانسته و آباد شود.
  • هدف از تمثیل زندان بودن دنیا، تنها مقایسه تنگنای آن با فراخی عالم غیب است، نه مذمت حیات دنیوی.

Sources: d6-s28 · 44:51:00 d6-s28 · 49:51:00 d6-s28 · 55:39:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.