لوستل دفتر ۶ د ناروغ کیسې ته بیرته راګرځیدل بيت ۱۳۷۸

M6:1378 — هر دو چشمت بست سحر صنعتش / تا که جان را در چه آمد رغبتش

هر دو چشمت بست سحر صنعتشتا که جان را در چه آمد رغبتش
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1378

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چشمانت را جادوی صنعتش (الهی) فروبست، چنان‌که جانت را میل و رغبت به درون چاه افتاد. معنا: این بیت بیان می‌کند که چگونه فریبکاری لطیف الهی، دیده‌ی ما را می‌بندد تا به جای طلب رهایی، به قعر زندان جهان مادی دل ببندیم.

شرح

این بیت از ابیاتی است که مولانا در آن به عمیق‌ترین لایه‌های «غفلت» و «وارونه‌بینی» انسان اشاره می‌کند. من بارها گفته‌ام که مسئلهٔ غفلت، که در اینجا با تعبیر «سحر صنعتش» یا «جادوی عالم» از آن یاد می‌شود، یکی از محوری‌ترین آموزه‌های مثنوی است. این «سحر صنعت» همان «چشم‌بندی خداوند» است؛ یک مکر لطیف الهی که چنان بر دیدگان ما پرده می‌افکند که واقعیت را وارونه می‌بینیم. هست را نیست، و نیست را هست می‌انگاریم.

مولانا در اینجا به وضوح می‌گوید که «هر دو چشمت بست سحر صنعتش». این سحر و جادو کار شیطان نیست، کار صنعت و تدبیر الهی است که ما را دچار این سوءتفاهم وجودی کرده است. نتیجهٔ این چشم‌بندی چیست؟ «تا که جان را در چه آمد رغبتش.» یعنی در حالی که باید از چاه فرار کنیم، رغبتمان به ته چاه می‌افتد. چاه در اینجا استعاره‌ای است برای زندان طبیعت، جهان مادی و تعلقات آن. ما به جای اینکه آرزوی آزادی و رهایی از این چاه را در دل داشته باشیم، از قضا در آن چاه خوشیم و زندگی در آن را عین آزادی و بهشت می‌دانیم. این وارونه‌بینی عمیق‌ترین بیماری روحی بشر است.

مولانا این وارونه‌بینی را با مثال‌های دیگری هم توضیح می‌دهد: «از چه نام برگ را کردی تو مرگ؟ / جادوی بین که نمودت مرگ برگ». برگ، به معنای مایملک و داشته‌ها، اصل و اساس زندگی است، اما ما نام آن را مرگ می‌گذاریم و از آن می‌گریزیم. یا اینکه صحرای وسیع را پر از مار و عقرب می‌بینیم و از آن می‌هراسیم، در حالی که قعر چاه را پناهگاهی امن می‌پنداریم و به آن پناه می‌بریم. این در حالی است که قعر چاه، به واقع، خود جایگاه مار و افعی و تنگناست و صحرا گشایش و امکان تنفس. این همان «جادوی بین» است که حقایق را برای ما جابجا می‌کند.

البته در اینجا من لازم می‌بینم که بر نکته‌ای مهم تاکید کنم. هرچند مولانا از دنیا به مثابه چاه و زندان یاد می‌کند، اما نباید این تعبیر را به معنای مذمت مطلق دنیا یا رها کردن آن گرفت. من بارها اشاره کرده‌ام که این تصویر «چاه دیدن این عالم» و «سجن دیدن و زندان دیدن» و «بی‌ارزش دانستن» دنیا، در ادبیات صوفیانه بسیار شایع و «راهزن» است. در مقابل، شریعت و کلام ائمه، این جهان را به گونه‌ای دیگر تصویر می‌کند. امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج‌البلاغه، دنیا را «متجر اولیاء الله» یعنی تجارت‌خانهٔ اولیای خداوند می‌دانند. نیز «الدنیا مزرعة الآخرة» یعنی دنیا مزرعهٔ آخرت است. یک مزرعه‌دار یا یک تاجر، هرگز به مزرعه یا تجارت‌خانهٔ خود پشت نمی‌کند، آن را مذمت نمی‌کند یا بی‌ارزش نمی‌شمارد. بلکه آن را آباد می‌کند، از آن مراقبت می‌کند و از آن سود می‌برد. عمر ما، بدن ما، روح ما، توانایی‌های فکری و جسمانی ما، همه اینها مزرعهٔ ماست که باید قدرش را بدانیم و از آن بهترین بهره را ببریم. لگد زدن به این مزرعه، لگد زدن به بخت خود است.

بنابراین، تعبیر مولانا از دنیا به مثابه «چاه» را باید در معنای تنگنای آن در قبال فراخی و گشایش جهان‌های مابعدالطبیعه دید و نه به معنای نفی ارزش این عالم و عدم بهره‌برداری از آن. غفلت اصلی آن است که این مزرعه و تجارت‌خانه را به جای وسیله‌ای برای رسیدن به آن جهان وسیع، خود مقصد و زندان ابدی بپنداریم و در «ته چاه» بمانیم.

نکات کلیدی

  • «سحر صنعتش» همان «چشم‌بندی خدا» یا مکر لطیف الهی است که حقایق را وارونه می‌نمایاند.
  • غفلت انسان او را وامی‌دارد که به جای طلب رهایی از «چاه» دنیا، به قعر آن دل ببندد و زندان را بهشت بپندارد.
  • این وارونه‌بینی، که «برگ» (نعمت) را «مرگ» می‌نامد، عمیق‌ترین بیماری روحی است که مولانا بدان اشاره دارد.
  • مولانا تعبیر صوفیانهٔ «چاه/زندان» برای دنیا را «راهزن» می‌داند و تصویر «مزرعه/متجر اولیاء الله» (از نهج‌البلاغه) را جایگزین می‌کند.
  • دنیا «مزرعه» و «تجارت‌خانه»ٔ ماست که باید آن را آباد کرد، نه مذمت و رها نمود.
  • باید از ظرفیت‌های جسمانی و روحانی خود در این دنیا بهترین بهره را برد و به بخت خود لگد نزد.

Sources: d6-s28 · 41:47:00 d6-s28 · 44:51:00 d6-s28 · 49:51:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.