لوستل دفتر ۶ د سلطان محمود او هندي غلام کیسه بيت ۱۴۳۷

M6:1437 — ای دهندهٔ عقلها فریاد رس / تا نخواهی تو نخواهد هیچ کس

ای دهندهٔ عقلها فریاد رستا نخواهی تو نخواهد هیچ کس
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1437

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای بخشندهٔ عقل‌ها، به فریاد ما برس! تا تو نخواهی، هیچ کس چیزی نخواهد. معنا: مولانا در این بیت به صورت دعایی خالصانه، خداوند را منبع و بخشندهٔ عقل و اراده معرفی می‌کند و تأکید دارد که هیچ خواسته‌ای در جهان خارج از مشیت الهی محقق نمی‌شود.

شرح

این بیت، یکی از آن لحظه‌های نادر و درخشان در مثنوی است که چشمهٔ جان مولانا بی‌اختیار و بی‌پروایانه فوران می‌کند و دعایی سخت گرم و عاشقانه از ژرفای روح او برمی‌خیزد. این مناجات نه تصنعی است و نه محصول تکلف؛ بلکه نقطهٔ اتصال بی‌واسطهٔ روانِ بی‌خود او با معشوق ازلی‌اش است. در چنین حالاتی‌ست که مولانا در غیابِ خود، سخنانی از عالم بالا می‌آورد و سپس به خود بازمی‌گردد و کلام را ادامه می‌دهد.

پیش از این بیت، مولانا از تمثیل نفس و عقل و جایگاه زن و مرد در آفرینش سخن می‌گفت. اما ناگهان فریاد برمی‌آورد که این‌ها همه هیچ است در برابر آنچه تو می‌بخشی و اراده می‌کنی. خداوند را «دهندهٔ عقل‌ها» می‌خواند، نعمتی که در نگاه مولانا، مهم‌ترین و گرانبهاترین موهبت الهی به انسان است؛ او پرورش‌دهندهٔ خرد است. سپس بی‌درنگ بر این حقیقت پافشاری می‌کند که «تا نخواهی تو نخواهد هیچ‌کس». این بی‌تردید تصریحِ صریحِ مشیت مطلقهٔ الهی است. هیچ چیز در جهان، چه در عالم آفرینش و چه در عالم اراده‌های انسانی، بدون اذن و رخصت و مدیریت او به وقوع نمی‌پیوندد. همه چیز به فرمان و خواست اوست و از دایرهٔ حکومت او بیرون نیست. این مضمون به صراحت در قرآن کریم، از جمله در سورهٔ دهر (انسان)، آیهٔ ۳۰ آمده است: «وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ».

البته، من به خوبی می‌دانم که این‌گونه سخن گفتن، بوی جبر می‌دهد و این وسوسه را ایجاد می‌کند که اگر همه چیز به ارادهٔ اوست، پس ما را چه کار؟ نیک و بدِ ما محصول خواست اوست و ارادهٔ ما بی‌اثر. مولانا نیز خود به این نکته واقف است و بی‌درنگ در ابیات بعدی، به تدارک این توهم جبر می‌پردازد. او بعدتر می‌گوید: «ما که‌ایم؟ اول تویی، آخر تویی / هم بگو تو، هم تو بشنو، هم تو باش / ما همه لاشیم با چندین تراش». این سخنان، تأکید بر عدم محضِ مخلوق در برابر هستی مطلق خالق است. اما این عدم، به معنای بی‌مسئولیتی و سستی نیست. بلکه به معنای بازگشت به منبع اصلی هستی و اراده است. دعای واقعی نیز همین است: تمنایی که از جان بجوشد، نه از سر عادت و تکلیف. چشمه‌ای که ناگهان از زمین سر برمی‌آورد. در چنین لحظاتی، به تعبیر خود مولانا، این خداست که دعا می‌کند، یعنی اوست که انسان را به این حال می‌رساند و عطش و طلب را در او می‌افکند. این بیت، فریادی از آن عطش زلال است، که در آن، عقل و اراده نیز هدیه‌ای از جانب اوست و در نهایت، محتاج فریادرس او.

نکات کلیدی

  • این بیت یک دعای خودجوش و عاشقانه است که در لحظهٔ بی‌خودی مولانا از جانش برمی‌خیزد.
  • خداوند «دهندهٔ عقل‌ها» است؛ عقل والاترین نعمت الهی است که به انسان بخشیده شده است.
  • مشیت و ارادهٔ الهی مطلق است: هیچ خواسته‌ای در عالم بدون اذن و مدیریت او محقق نمی‌شود.
  • این مضمون بازتاب صریح آیات قرآنی دربارهٔ حاکمیت مطلق الهی است.
  • مولانا خود به «بوی جبر» این سخنان واقف است و در ابیات بعدی به رفع این توهم می‌پردازد.
  • دعای حقیقی تمنایی است که از عمق جان بجوشد، و در آن، خدا خود عامل پیدایش آن عطش است.

Sources: d6-s30 · 00:01:15 d6-s30 · 00:04:59 d6-s29 · 00:39:55

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.