لوستل دفتر ۶ یو ځل بیا د صوفي او قاضي کیسې ته راګرځیدل بيت ۱۵۰۸

M6:1508 — یا به زخم دره او را ده جزا / آنچنان که رای تو بیند سزا

یا به زخم دره او را ده جزاآنچنان که رای تو بیند سزا
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1508

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: یا با زخم تازیانه او را مجازات کن، آن‌چنان که رأی و داوری تو شایسته ببیند. معنا: این بیت به اختیارات قاضی در تعیین و اجرای مجازات‌های تعزیری اشاره دارد، مجازاتی که مقدار آن به تشخیص و صلاحدید قاضی است.

شرح

این بیت در ادامه داستانی می‌آید که شخصی بی‌بخت‌واقبال را نزد قاضی می‌کشند تا جزایش را ببیند. مولانا در اینجا به صراحت از «درّه» سخن می‌گوید که کلمه‌ای عربی است و به معنای تازیانه است. بی‌تردید، در اینجا به تازیانهٔ معروف خلیفه دوم، عمر، اشاره دارد که به دست می‌گرفت و با آن به ادب‌کردن و مجازات می‌پرداخت. این بیت و ابیات پسین، یک نکتهٔ فقهی مهم را پیش می‌کشد: تفاوت میان «حد» و «تعزیر» در شرع.

من قبلاً هم به این اشاره کرده‌ام که «حد» به مجازات‌هایی گفته می‌شود که مقدار و کیفیتشان در شرع دقیقاً معین شده است، همچون قطع دست سارق یا جلد زانی. اما «تعزیر» مجازات‌هایی هستند که حدشان معین نیست و قاضی بر اساس صلاحدید و رأی خود، آن را تعیین می‌کند، به شرط آنکه از حد پایین‌تر باشد. مولانا در این ابیات یک حکم فقهی را بیان می‌کند: اگر قاضی بر اثر اجرای تعزیر، مثلاً ضربهٔ تازیانه، متهم بمیرد، خون او «هدر» است و بر قاضی «تاوان» نیست. یعنی مولانا می‌گوید «کان که از زجر تو میرد در دمار / بر تو تاوان نیست، آن باشد جبار» — کلمهٔ «جبار» اینجا به معنای هدر و بی‌ارزش‌بودن خون است. این حکم فقهی از آن رو اهمیت دارد که نشان می‌دهد قاضی در اجرای تعزیر، نایب حق و سایهٔ عدل الهی شمرده می‌شود و فعل او از خطا مصون است، به شرط آنکه ادب را «از بهر مظلومی کند / نه برای ارز و خشم و دخل و خرج»؛ یعنی غرضش عدالت باشد، نه اغراض شخصی.

این نکته‌ای است که در فهم بسیاری از متون کلاسیک، از جمله حافظ، به کار می‌آید. یادم هست که در اختلاف نسخ شعر حافظ که می‌گوید «پنهان خورید باده که تکفیر می‌کنند» یا «تعزیر می‌کنند»، اهل فقه نظرها داده‌اند. برخی چون دکتر جعفر شهیدی معتقد بودند حافظ آگاه بوده که شرب خمر «حد» دارد، نه «تعزیر»؛ پس «تکفیر» درست‌تر است. و دیگران به عکس. این جدال نشان می‌دهد که تا چه حد ظرایف فقهی و حقوقی، حتی در شعر، اثرگذار بوده است. این بیت مولانا نشان می‌دهد که او خود به این تمایزات آگاهی عمیقی داشته است.

امّا یک نکتهٔ تلخ را هم باید اینجا گفت. در روزگار ما، ما دیده‌ایم که چگونه برخی، مجازات‌های خشن و حتی شکنجه‌آمیز را تحت عنوان «تعزیر» توجیه کرده‌اند. تعزیر، که ابزاری برای اجرای عدالت با دست بازتر قاضی بود، به دستاویزی برای توجیه ظلم و شکنجه تبدیل شد. این پدیده‌ای است که من آن را «یوفمیزم» یا «نام شرعی نهادن بر اعمال زشت» می‌خوانم؛ همان‌طور که رفتن به توالت را «تجدید وضو» می‌نامند. مولانا در اینجا از قدرت قاضی در حیطهٔ شرع سخن می‌گوید، اما هشدار می‌دهد که این قدرت باید «از بهر مظلومی» باشد، نه ابزاری برای خودکامگی یا توجیه ظلم.

نکات کلیدی

  • «درّه» نمادی از تازیانه و اشاره‌ای به سابقهٔ تاریخی آن در اجرای عدالت است.
  • این بیت بر اختیار قاضی در تعیین مجازات‌های «تعزیری» تأکید دارد، مجازات‌هایی که میزانشان در شرع معین نشده است.
  • مولانا حکم فقهی «هدر» بودن خون متهم در صورت فوت بر اثر تعزیر مشروع را مطرح می‌کند، که نشانگر مشروعیت بخشیدن به اختیارات قاضی است.
  • قاضی در این مقام، نایب و سایهٔ عدل الهی است، به شرط آنکه انگیزه‌اش خدمت به مظلوم و اجرای عدالت باشد، نه منافع شخصی.
  • سوءاستفاده از اصطلاح «تعزیر» برای توجیه خشونت و شکنجه در دوران مدرن، یک «یوفمیزم» و نام‌گذاری ناروا بر اعمال ناپسند است که با روح عدالت مولانا در تعارض است.

Sources: d6-s32 · 39:50:00 d6-s32 · 41:13:00 d6-s32 · 43:24:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.