لوستل دفتر ۶ یو ځل بیا د صوفي او قاضي کیسې ته راګرځیدل بيت ۱۵۳۰

M6:1530 — جمله کفار آن زمان ساجد شدند / هم سری بود آنک سر بر در زدند

جمله کفار آن زمان ساجد شدندهم سری بود آنک سر بر در زدند
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1530

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن هنگام که کافران همگی سجده کردند، در آن سری نهفته بود، در آنکه ایشان سر بر درگاه حق نهادند. معنا: این بیت به داستان غرانیق اشاره دارد که در آن کفار به دلیل سخنی ظاهراً مشرکانه سجده کردند؛ مولانا می‌گوید حتی در این اتفاقِ به ظاهر ناصواب نیز حکمتی نهفته بود.

شرح

مولانا در این بیت به یکی از مشهورترین و در عین حال مناقشه‌آمیزترین روایات تاریخ صدر اسلام اشاره می‌کند: داستان "غرانیق". روایتی که می‌گوید شیطان کلماتی را بر زبان پیامبر جاری ساخت که به بت‌های مشرکین، "غرانیق عُلیٰ" یا مرغان بلندپرواز، ارجاع می‌داد و همین سبب شد تا مشرکان قریش نیز همراه با مسلمانان سجده کنند.

من سال‌هاست بر این نکته تأکید کرده‌ام که اساساً مولانا یک فیلسوف تاریخ یا حتی یک مورخ نیست. او وقایع تاریخی را، چه صحت داشته باشند و چه نداشته باشند، چونان تمثیل‌هایی برای بیان حقایق عمیق‌تر وجودی و معرفتی به کار می‌برد. به گمان من، مولانا در اینجا نیز تاریخ‌نگاری نمی‌کند؛ او از این روایت، که البته از قرن هفتم هجری به بعد اکثر مفسران و محدثان شیعه و سنی صحت سندی آن را زیر سؤال برده‌اند، برای پرده برداشتن از حکمتی بالاتر سود می‌جوید. دکتر سید جعفر شهیدی، که خود مردی دانشمند و تاریخ‌دان بود، نیز پنجاه سال پیش، سندیت این روایت را به لحاظ تاریخی رد کرد و آن را غیرقابل اعتنا خواند. اما مولانا به این مباحث تاریخی و کلامی وارد نمی‌شود، چرا که دغدغه او چیز دیگری است. او می‌خواهد بگوید حتی اگر چنین واقعه‌ای هم رخ داده باشد، در آن "سری" نهفته بوده است.

این "سرّ"، این حکمت پنهان، چیست؟ مولانا اشاره می‌کند که حتی رخصت دادن خداوند به شیطان برای ایجاد چنین فتنه‌ای، خود حاوی مصلحتی بوده است. این جهان "دکان وحدت" است و هر آنچه غیرِ واحد باشد، در نهایت "بت" است. اگر چیزی به ظاهر از مسیر وحدت خارج شود، همچنان جزوی از نظام حکمتمند الهی است. پیامبر خود دستور به حذف این آیات داد و کار تمام شد. پس وظیفه ما چیست؟ مولانا پاسخ می‌دهد: "با سلیمان باش و دیوان را مشور." یعنی با پیامبر باش، به دستور و هدایت او گوش فرا ده، و خود را درگیر وسواس‌ها و بحث‌های کلامی پیچیده‌ای که حول حاشیه‌ها می‌چرخند، نکن. از چهره و دست او که حکم را بیان می‌کند، پیروی کن و به "چراها" و "چگونگی‌ها"ی دیوان کاری نداشته باش.

این نگاه به نوعی یادآور همان بحث من در خصوص "تمنا"های پیامبران است؛ اینکه حتی آرزوهای نیک پیامبران (همچون آرزوی پیامبر اسلام برای ایمان آوردن همه مردم که قرآن آن را آرزویی شیطانی می‌خواند) یا خشم یونس بر قومش، می‌توانند از جانب شیطان دستخوش دخالت شوند یا از مسیر حق منحرف گردند. اما در هر یک از این موارد، حکمتی نهفته است که در نهایت به کمال و بلوغ می‌انجامد. بنابراین، آنچه در ظاهر یک لغزش یا "فتنه" به نظر می‌رسد، از دیدگاه حکمی مولانا، جزئی از نقشه کلان الهی است و در باطن خود، "سری" را حمل می‌کند که ما را به سوی حقیقت مطلق رهنمون می‌شود.

نکات کلیدی

  • مولانا وقایع تاریخی را، چه صحت داشته باشند و چه نداشته باشند، چونان تمثیل‌هایی برای بیان حقایق عمیق‌تر به کار می‌برد.
  • در روایت "غرانیق"، حتی در رخدادی به ظاهر ناصواب، "سری" (حکمتی پنهان) الهی نهفته است که خداوند آن را تدبیر کرده است.
  • حکمت الهی حتی به شیطان رخصت "فتنه‌گری" می‌دهد، چرا که این فتنه‌ها نیز در نهایت به کمال منجر می‌شوند.
  • وظیفه مؤمن این است که به جای درگیر شدن در جزئیات کلامی و تاریخی مناقشه‌آمیز، از هدایت و دستور پیامبر (که در اینجا به سلیمان تعبیر شده) پیروی کند.
  • دنیای مولانا یک "دکان وحدت" است؛ هر "غیر واحدی" در نهایت "بت" است، و هر آنچه به ظاهر "فتنه" باشد، بخشی از تدبیر واحد الهی است.

Sources: d6-s33 · 31:04:30 d6-s33 · 36:15:30 d6-s33 · 40:31:10

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.