لوستل دفتر ۶ یو ځل بیا د صوفي او قاضي کیسې ته راګرځیدل بيت ۱۵۴۲

M6:1542 — والله از عشق وجود جان‌پرست / کشته بر قتل دوم عاشق‌ترست

والله از عشق وجود جان‌پرستکشته بر قتل دوم عاشق‌ترست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1542

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: به خدا سوگند، آن که به دست حق کشته شده است، از جان‌پرستیِ آدمیان و عشق به وجود خویشتن، بیشتر به قتل دوباره و مرگ دیگر عاشق است. معنا: این بیت بیانگر آن است که عاشقان حقیقی خداوند، مرگ و قربانی‌شدن در راه معشوق را با چنان اشتیاقی می‌پذیرند که شوق آنان به مرگ دوباره، از عشقِ جان‌پرستان به زندگی خویشتن نیز فزون‌تر است.

شرح

این بیت در ادامهٔ سخن مولوی می‌آید که از «صد بار کشته‌شدن» عارفان و سالکان سخن می‌گوید، در قبال «یک بار مردن» آدمیان عادی. مولانا در اینجاست که پرده از مرتبه‌ای بسیار والا و سهمگین از عشق برمی‌دارد؛ مرتبه‌ای که در آن، عاشق نه تنها از مرگ نمی‌هراسد، بلکه خودِ مرگ و تکرار آن را آرزو می‌کند. قاضیِ داستان، که مَظهرِ عقل و حسابگری دنیوی است، با چشم اوضاع ظاهری به «مرده» می‌نگرد و در پی رهایی از آن است. اما مولانا دیدگاه خود را اینگونه عرضه می‌کند که این کشته‌شدهٔ عشق، حتی از جان‌پرستانی که همهٔ وجودشان وقفِ خودخواهی و خودبزرگ‌بینی است، بیشتر به کشته شدن‌های پی‌درپی مشتاق است. اینجا «جان‌پرست» در تقابل با «کشته‌شدهٔ راه حق» قرار می‌گیرد و نمادی از شیفتگی به حیات ظاهری و دنیوی است؛ عشقی که هر دم از مرگ می‌گریزد و بقای خویش را می‌طلبد. اما عاشق حقیقی، برعکس، سرود مرگ می‌خواند و بی‌قراری‌اش برای «قتل دوم» و «کشته شدن بار دوم و دهم و صدم» از شور زندگیِ جان‌پرستان هم بیشتر است. این سوگند «والله» که در آغاز بیت می‌آید، مؤکد و قاطع است و نشان از قطعیت این مقام عرفانی در نظر مولانا دارد؛ مقامی که هرگونه ترس از فنا را از میان برمی‌دارد و آن را عین بقا می‌سازد. همانطور که در حکایت غازی و نفس دیدیم، صوفی روزی صد بار نفس خویش را می‌کشد و آرزوی غلبهٔ تام بر آن را دارد؛ این بیت بیانگر همین مرتبه است، اما نه فقط برای نفس، که برای خودِ هستی جسمانی و جان.

نکات کلیدی

  • عاشق حقیقی، مرگ و قربانی‌شدن را با اشتیاقی بی‌حد، حتی بیشتر از عشق جان‌پرستان به زندگی، طلب می‌کند.
  • مقام «کشته‌شدهٔ راه حق» نمادی از اوج فداکاری و فنا در سلوک عرفانی است که ترس از مرگ را از میان برمی‌دارد.
  • واژهٔ «جان‌پرست» در این بیت، در تقابل با عاشق حق، اشاره به شیفتگی به حیات مادی و نفسانی دارد.
  • این بیت تأکیدی قاطع (با سوگند «والله») بر مرتبهٔ والای عشق است که در آن آرزوی مرگ مکرر جایگزین آرزوی بقا می‌شود.

Sources: d6-s33 · 46:15:80 d6-s33 · 53:19:20

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.