لوستل دفتر ۶ د هغه صوفي لخوا له قاضي څخه پوښتنه کول بيت ۱۶۰۴

M6:1604 — چونک جمله از یکی دست آمدست / این چرا هوشیار و آن مست آمدست

چونک جمله از یکی دست آمدستاین چرا هوشیار و آن مست آمدست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1604

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون همه چیز از یک منشأ سرچشمه گرفته است، این یکی چرا هشیار است و آن دیگری مست؟

معنا: مولانا در این بیت پرسشی فلسفی را مطرح می‌کند: چگونه از یک مبدأ واحد، کثرت و تضاد در جهان پدید آمده است، به گونه‌ای که برخی هشیارند و برخی مست؟

شرح

این بیت، صورت مسئله‌ای بنیادین را پیش می‌کشد؛ پرسشی که صوفی از قاضی، یعنی از عالم و فیلسوف، مطرح می‌کند. این یکی از آن سؤالات دیرینه‌ای است که فیلسوفان از آغاز تاریخ تفکر با آن درگیر بوده‌اند: چگونه کثرت و تضاد از وحدت سرچشمه می‌گیرد؟ مولانا، با آنکه پاسخ‌های فیلسوفانه را می‌شناسد، اما خود به شیوه و پاسخی دیگر دست می‌زند؛ اما در اینجا ابتدا صورت مسئله را با مثالی روشن، آنچنان که خود صوفی طرح می‌کند، بیان می‌کند.

من این پرسش را چنین طرح می‌کنم که «چونک جمله از یکی دست آمدست / این چرا هوشیار و آن مست آمدست؟» آیا ممکن است از یک مبدأ و مشرب واحد، چنین دوگانگی‌ها و تضادهایی بیرون آید؟ مولانا این سؤال را با مثال‌های متعددی تشریح می‌کند که در ابیات پس از این می‌آید. او می‌پرسد: اگر زر از یک معدن است، چرا یکی سودمند و دیگری زیان‌بار است؟ اگر جوی‌ها از یک دریا روان شده‌اند، چرا یکی نوش است و دیگری زهر؟ اگر انوار از یک خورشید بقا می‌تابند، چرا یکی صبح صادق و دیگری صبح کاذب است؟ و اگر سرمه از یک ماده است، چرا برخی راستی‌بین می‌شوند و برخی دچار دوبینی (حَوَل)؟ این‌ها همه نمونه‌هایی از آن تضادهاست.

یکی از مثال‌های جالب مولانا، «دارالضرب» است، آنجایی که سکه می‌زدند و پول تولید می‌کردند. «چون که دارالضرب را سلطان خداست / نقد را چون ضرب خوب و چون نارواست؟» مولانا می‌پرسد: اگر خداوند خود سلطانِ دارالضرب هستی است، چرا سکه‌هایی که از این دارالضرب بیرون می‌آیند، برخی خوب و ارزشمند و برخی ناروا و بی‌اعتبارند؟ این است جوهر پرسش صوفی: تضاد و کثرت را در جهان چگونه می‌توان با وحدت و یگانگی منشأ جمع کرد؟ این، چالشی است که مولانا به آن پاسخ‌های عمیقی می‌دهد، اما در این بیت صرفاً به طرح دقیق و گویای آن بسنده می‌کند تا ذهن مخاطب را به این معضل وجودی و معرفتی متوجه سازد.

نکات کلیدی

  • این بیت یک پرسش فلسفی دیرین را مطرح می‌کند: منشأ کثرت و تضاد در جهان از یک مبدأ واحد.
  • مولانا این سؤال را از زبان صوفی بیان می‌کند که متوجه قاضی (نماینده عقل و فلسفه) است.
  • مبنای پرسش این است که چگونه از «یک دست» و «یک کان» و «یک دریا» می‌توان تفاوت‌های بنیادین «هوشیار و مست»، «نفع و ضرر»، «نوش و زهر» را توضیح داد.
  • مثال «دارالضرب» و سکه‌های خوب و ناروا، تصویری عینی از این پارادوکس وجودی ارائه می‌دهد.
  • این بیت صورت مسئله را می‌کشد، نه پاسخ آن را؛ پاسخ در عمق مثنوی نهفته است.

Sources: d6-s35 · 46:55 d6-s35 · 47:25 d6-s35 · 48:25

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.