لوستل دفتر ۶ صوفي یو ځل بیا پوښتنه تکرار کړه بيت ۱۷۳۹

M6:1739 — آنک آتش را کند ورد و شجر / هم تواند کرد این را بی‌ضرر

آنک آتش را کند ورد و شجرهم تواند کرد این را بی‌ضرر
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1739

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او که می‌تواند آتش را به گل و درخت مبدل کند، هم او می‌تواند این (سودای ما) را بی‌هیچ زیانی گرداند. معنا: این بیت، پرسشِ صوفی است که می‌گوید خدایی که قدرت دارد آتش را به گلستان تبدیل کند، چرا نمی‌تواند کاری کند که ما در زندگی دچار زیان و رنج نشویم.

شرح

من در اینجا می‌بینم که مولانا، در ردای قاضی، به سؤالات و چالش‌های عمیق یک "صوفی" — که در واقع نماد انسان‌های عادی و پرسشگران عصر خویش است — پاسخ می‌دهد. این بیت بخشی از پرسش پررنگ صوفی است که با لحنی معترض اما در عین حال از سر حیرت و امید، به قدرت خداوند اشاره می‌کند. صوفی می‌پرسد: خدایی که قادر است آتش سوزنده را برای ابراهیم به گُل و گُلستان تبدیل کند، همان خدایی که از دل چوب سبز آتش بیرون می‌آورد، پس چگونه نمی‌تواند تجارت و سوداهای ما را نیز بی‌ضرر و زیان گرداند؟ این پرسش تنها دربارهٔ تجارت نیست؛ تعمیمی است به تمام رنج‌ها و خسران‌های زندگی. صوفی به خداوند می‌گوید که اگر تو می‌توانی این معجزات عظیم را رقم بزنی، اگر از نیستی هستی می‌آفرینی و از خار گل بیرون می‌آوری، پس چه چیز تو را باز می‌دارد از اینکه غصه‌ها را به شادی بدل کنی، یا مرگ را از ما دور سازی و هستی ما را جاودانه گردانی؟ اینها همه خواستِ ما برای یک جهان بی‌رنج است؛ جهانی که در آن زندگی همچون عالمی ملکوتی و فرشته‌گون باشد، فارغ از فنا، بیماری و تلاش طاقت‌فرسا.

باید این را به یاد داشته باشیم که روش مولانا در پاسخ به این گونه مسائل کلامی و فلسفی، روشی تمثیلی است. او چون مسیح در انجیل، حکایت می‌آورد، مثال می‌زند تا باطن مسئله را روشن کند؛ نه آنکه به استدلال‌های خشک فلسفی بپردازد. پرسش‌های این صوفی، در حقیقت بازتاب اضطراب‌های بنیادین بشری در مواجهه با مرگ، فقدان و سختی‌های حیات است، که در عمق وجود ما ریشه دوانده است. این سوالِ بیانی رسا از میلِ انسان به بقا، جاودانگی و غیبتِ تمامِ انواع خسران در جهان است، چیزی که قرآن از آن به عنوان «اِنَّ الاِنسانَ لَفِی خُسر» یاد می‌کند.

نکات کلیدی

  • پرسش بنیادین انسان دربارهٔ حضور رنج و زیان در جهانی که خدایش قادر مطلق است.
  • بیان قدرت خداوند از طریق معجزات طبیعی و فراطبیعی (آتش برای ابراهیم، آتش از چوب سبز).
  • آرزوی دیرینهٔ بشر برای دستیابی به زندگی بی‌خطر و عاری از هرگونه خسران و تلاش مضاعف.
  • استفادهٔ مولانا از گفتگوی تمثیلی (صوفی و قاضی) برای طرح مسائل عمیق کلامی.
  • همانندی آرزوی صوفی با زندگی ملکوتیِ فرشتگان.

Sources: d6-s39 · 01:02:00 d6-s39 · 01:04:25 d6-s39 · 01:07:11

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.