لوستل دفتر ۶ قاضي صوفي ته ځواب ورکړ بيت ۱۷۴۷

M6:1747 — ور نبودی نفس و شیطان و هوا / ور نبودی زخم و چالیش و وغا

ور نبودی نفس و شیطان و هواور نبودی زخم و چالیش و وغا
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1747

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر نفس و شیطان و هوا (نفسانی) نبود، و اگر زخم و کشمکش و جنگ نبود، معنا: این بیت، پرسش بنیادی صوفی را مطرح می‌کند که اگر در جهان، شرور و خصومت‌ها نبودند، چه اتفاقی می‌افتاد؟

شرح

این بیت گشایش‌گر یک پرسش کلامی دیرین و بسیار پرمغز است که مولانا از زبان یک صوفیِ پرسشگر مطرح می‌کند و خود از زبان قاضی بدان پاسخ می‌گوید. پرسش این است: اگر در این جهان، نفس اماره و شیطان و هوای نفس نبودند، و اگر زخم و کشمکش و نبرد و خصومتی در کار نبود، چه می‌شد؟ بسیاری از متکلمین، و در روزگار ما بسیاری از فیلسوفان، از همین نقطه آغاز کرده‌اند که آیا جهان بدون شرور، بدون اضداد، بدون رنج و بلا، جهانی بهتر نبود؟

اما پاسخ قاضی، که در واقع پاسخ خود مولاناست، پاسخی عمیق و خلاف انتظار است. من بارها بر این نکته تأکید کرده‌ام که مولانا، برخلاف برخی دیگر از شاعران و متفکران، جهان را با همهٔ نقص‌ها و رنج‌هایش، جهانی «فروغلتیده» یا «کژ» نمی‌بیند؛ او نظامی حکیمانه را در پس این ظاهر پرتناقض مشاهده می‌کند. اینجاست که می‌گوید: اگر این تضادها نبودند، اگر این نبردها نبودند، پس چگونه خداوند بندگانش را به صفات و نام‌هایی چون «صبور» و «حلیم»، «شجاع» و «حکیم» می‌خواند؟ چگونه «صابرین و صادقین و منفقین» پدید می‌آمدند؟ اگر رهزن و دیو لعینی در میان نبود، تفاوتی میان افراد پدید نمی‌آمد؛ همه یکسان می‌نمودند. رستم و حمزه، این مردان دلیر، با مخنثان، یعنی کسانی که هیچ نشانی از دلیری در آن‌ها نیست، برابر می‌شدند. علم و حکمت باطل و مندک می‌شد، چرا که «علم و حکمت بهر راه و بی‌رهی‌ست / چون همه ره باشد آن حکمت تهی‌ست.»

این در واقع دفاع مولانا از جایگاه «اختیار» و «آشکار شدن استعدادها»ست. اختیار، جزو کمالات آدمی است؛ ملائک و حیوانات اختیار ندارند، اما انسان، فاعل مختار است. این اختیار زمانی میسر است که دو قطب نیرومند، انسان را به دو سوی متضاد بکشند. یک سو به خیر و راستی و سوی دیگر به شر و کجی. اگر این کشش‌های متضاد نباشند، انسان به حکم غریزه عمل خواهد کرد، چنان که زنبور عسل می‌سازد یا موریانه لانه می‌سازد؛ دو راه در زندگی‌شان مطرح نیست. پس آدمی، برخلاف تصور اولیه، به شیطان احتیاج دارد تا اختیار خفتهٔ او را بیدار کند. شیطان، گرچه به ظاهر «رهزن» است، اما در واقع، امری نیکی است که در چهره‌ای بد ظاهر شده است. او ما را انسان‌تر می‌کند، چون مختارتر می‌کند، و اختیار مهم‌ترین و بالاترین صفت آدمی است که با عقلانیت او پیوندی وثیق دارد.

این جهان را باید صحنه‌ای برای «امتحان» و «تصفیه روح» دید. درست مانند یک مدرسه که اگر امتحان در آن نباشد، درس‌خوان از بی‌سواد متمایز نمی‌شود. امتحان، از «محنت» می‌آید، یعنی رنجی که برای شکوفایی استعدادها باید برد. در این چالش‌ها و کشمکش‌ها، «نیک‌ها از بدها جدا می‌شوند و غربال می‌گردند.» این جنگی است که در آن دلیری‌ها و ترسویی‌ها آشکار می‌شود. بنابراین، هر زخم و هر کشمکش و هر هوای نفس، فرصتی است برای صیقل خوردن، برای شناخت خویش و برای پیروز بیرون آمدن از دل رنج‌ها. این همان نگاه قرآنی است که «وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ»؛ ما شما را با ترس و گرسنگی و نقص اموال و جان‌ها می‌آزماییم، تا «لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ»؛ تا خداوند پاک را از ناپاک جدا کند. جهان و روزگار، حکم غربال را دارد.

نکات کلیدی

  • شرور و خصومت‌ها در جهان، لازمهٔ آشکار شدن «اختیار» و «استعدادهای خفته» آدمی هستند.
  • اگر اضداد (خیر و شر، نیک و بد) نبودند، مفاهیمی چون «صبر»، «شجاعت» و «حکمت» نمی‌توانستند تجلی یابند.
  • شیطان، با وجود ظاهر رهزن خود، در واقع «خادمی» است که انسان را به چالش می‌کشد تا او را مختارتر و در نتیجه انسان‌تر کند.
  • این جهان، میدان «امتحان» و «تصفیهٔ روح» است؛ جایی برای غربال شدن نیک از بد و صیقل یافتن باطن.
  • رنج‌ها و کشمکش‌ها، فرصت‌هایی هستند برای شناخت خویشتن و تبدیل کاستی‌ها به کمالات.

Sources: d6-s39 · 01:12:52 d6-s39 · 01:16:26 d6-s39 · 01:21:01 d6-s39 · 01:37:01

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.