لوستل دفتر ۶ مثال بيت ۱۸۳۲

M6:1832 — زیرکان و عاقلان از گمرهی / دیده بر خرطوم داغ ابلهی

زیرکان و عاقلان از گمرهیدیده بر خرطوم داغ ابلهی
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1832

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: زیرکان و خردمندان، به دلیل گمراهی و کج‌روی‌شان، نشانه‌ی نادانی بر پیشانی و خرطوم خود دارند. معنا: این بیت می‌گوید که حتی باهوش‌ترین افراد، اگر از مسیر حقیقت گمراه شوند، داغ نادانی بر چهره‌شان نقش می‌بندد که مانع دیدن حقیقت می‌شود.

شرح

من اینجا به نکته‌ای عمیق از مولانا می‌رسیم که درباره‌ی سرنوشت «فیلسوفان» و «زیرکان» در مواجهه با حقیقت است. مولانا، بلافاصله پس از بیان این که «گر نبودی این بزوغ اندر خسوف / گم نکردی راه چندین فیلسوف»، می‌گوید که «زیرکان و عاقلان از گمرهی / دیده بر خرطوم داغ ابلهی». این دو بیت کاملاً به هم پیوسته‌اند و معنای یکدیگر را تکمیل می‌کنند.

در جهان‌بینی مولانا، حقیقت هرگز آشکار و بی‌پرده نیست. خورشید هست، اما «بزوغ اندر کسوف است»، یعنی درخشش خورشید در زیر ابری از تیرگی پنهان شده است. این تنها مختص حقیقتِ قدسی نیست؛ این وضعِ جهان است. هرچه ما بیشتر می‌کوشیم تا پرده‌ای را برداریم، گویی با دست خود پرده‌های دیگری بر آن می‌افکنیم و حقیقت را از خودمان دورتر می‌کنیم. به قول خیام، «اسرار ازل را نه تو دانی و نه من... چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من». حتی حافظ هم می‌گوید «تو خود حجاب خودی حافظ، از میان برخیز». این ما هستیم که حجابیم، نه حقیقت.

حالا مولانا در این بیتِ مورد بحث، گناه این گمراهی را مستقیماً به گردن فیلسوفان و زیرکان می‌اندازد. «زیرکان و عاقلان»، به تعبیر من، همان فیلسوفان‌اند که با تکیه بر عقل جزوی و بدون دیدن کسوفِ حقیقت، گمان می‌کنند می‌توانند به روشنایی دست یابند. اما نتیجه چه می‌شود؟ «دیده بر خرطوم داغ ابلهی». این تعبیری قرآنی است؛ در سوره مدثر، خداوند در مورد یکی از منکران می‌گوید «سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ»، یعنی «داغی بر بینی او خواهیم نهاد». این داغ، علامت رسوایی است، نشان بی‌خردی و نادانی. مولانا این نشان را بر خرطوم فیلسوفان می‌نهد.

این بدان معناست که این زیرکان، به سبب گمرهی و اصرار بر جستجو در ابهامات و حجاب‌ها، خود نشان‌دار ابلهی شده‌اند. آنها در «ابرا» و «حجاب‌ها» می‌گردند و هرگز نمی‌توانند راهی به نور بیابند. این سخن مولانا نقدی تند بر آن دسته از تفکرات فلسفی است که با وجود همه‌ی پیچیدگی‌ها و دقیق‌نگری‌هایشان، از دیدن حقیقت عریان – که همان «بزوغ اندر کسوف» است – باز می‌مانند و به جای روشن کردن راه، خود را در گمراهی عمیق‌تری می‌افکنند و حقیقت را پنهان‌تر می‌کنند. این نقد، صرفاً نقدِ جهل نیست؛ نقدِ «زیرکیِ گمراه‌کننده» است.

نکات کلیدی

  • حقیقت در این جهان همیشه در پس پرده است؛ «بزوغ اندر کسوف است».
  • این ما هستیم که خود حجاب حقیقتیم، نه اینکه حقیقت خود را پنهان کرده باشد.
  • مولانا «زیرکان و عاقلان» را فیلسوفانی می‌داند که با تکیه بر عقل جزوی از دیدن حقیقت بازمانده‌اند.
  • تعبیر «داغ ابلهی بر خرطوم» نشانه‌ای قرآنی از رسوایی و نادانی است.
  • مولانا این بیت را نقدی بر فلسفه‌هایی می‌داند که با وجود زیرکی، به جای نور، در گمراهی سیر می‌کنند.

Sources: d6-s40 · 00:56:42 d6-s40 · 00:59:09 d6-s40 · 01:05:12

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.