لوستل دفتر ۶ د بې واسطې کسب څخه د روزي غوښتونکي فقیر د کیسې پاتې برخه بيت ۱۸۶۹

M6:1869 — نوبت زنگست رومی شد نهان / این شبست و آفتاب اندر رهان

نوبت زنگست رومی شد نهاناین شبست و آفتاب اندر رهان
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1869

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اکنون نوبت سیاهی (یا کدورت) است، روشنی و زیبایی رومی پنهان شده است. این زمان شب است و خورشید در راه است (و خواهد آمد). معنا: این بیت وضع کنونی جهان را که در آن کثرت، تاریکی و غیبت حقیقت چیره است توصیف می‌کند، اما با این امید که این دوران موقتی است و نور حقیقت و وحدت دوباره خواهد تابید.

شرح

من بر این باورم که مولانا در این بیت، تصویری ژرف و تمثیلی از احوال این عالمِ کثرت و تزاحم به دست می‌دهد. این جهان ما، چنان که بارها در مثنوی اشاره شده، بر ستیز و تقابل اضداد بنا گشته است: «این جهان زین جنگ قائم می‌بود». هر نوئی، کهنگی در پی دارد؛ هر روشنی، سایه‌ای با خود می‌آورد. اینجا عالم «چندرنگی» و «صد دلی» است؛ جایی که «نطق اندر ملل صد رنگ ریس» می‌کند و ده‌ها دیانت، ده‌ها فلسفه، و ده‌ها اخلاق در کنار هم وجود دارند. انتظار یک‌رنگی مطلق از این عالم، انتظاری برآورده‌نشدنی است، چرا که ذات آن بر کثرت استوار است.

بیت حاضر نیز همین حقیقت را گوشزد می‌کند: «نوبت زنگست رومی شد نهان». «زنگ» را می‌توان به سیاهی، کدورت، یا پلیدی معنا کرد و «رومی» را به سپیدی، زیبایی، یا حتی همان مردم سفیدپوست که نماد روشنایی و کمال هستند. این تعبیر، به این معناست که اکنون نوبت غلبهٔ سیاهی و پلیدی است، و نور و زیبایی و حقیقت به کنجی پنهان رفته‌اند. جهان کنونی، جهانی است که «گرگ» بر صحنه است و «یوسف» در چاه؛ «فرعون» شاه است و «قبطیان» حاکم. این کنایه‌ای‌ست از دوران‌هایی که باطن حقایق پوشیده می‌ماند و ظواهر فریبنده یا شرور غالب می‌شوند.

اما این وضع، ابدی نیست. مولانا بلافاصله می‌افزاید: «این شبست و آفتاب اندر رهان». این فقط یک شب تاریک است، و خورشید در راه است. «اندر رهان» یعنی در حرکت، در مسیر، در حال آمدن. این کلام نویدبخش یک پایان برای این دوران تاریکی و غلبهٔ کثرت است. در آن جهان دیگر، یا در عصر ظهور وحدت، این «بطانه» (آستر و باطن) است که «روی کار جامه‌ها» می‌آید و حقایق از پس پردهٔ کثرت و غیبت آشکار می‌شوند. آن روز، روزی است که «شیران وحدت» از مرغزار پنهان خود بیرون می‌آیند و بر «پیس‌گاوان» (نمادهای کثرت و آشفتگی) حمله می‌برند و آن‌ها را نحر می‌کنند. آن روز، «بی‌حجابی حق نماید دخل و خرج»؛ یعنی حقیقت مطلق بی‌پرده خود را آشکار می‌سازد و جوهر انسان، یعنی انسان کامل، بر سراسر هستی چیره می‌شود. این بیت، در دل توصیف غلبهٔ کثرت در این جهان، امید به بازگشت وحدت و تابش خورشید حقیقت را زنده نگه می‌دارد.

نکات کلیدی

  • این جهان، عالمی از اضداد و کثرت‌هاست؛ یک‌رنگی مطلق از آن انتظار نمی‌رود.
  • زمان حال، دوران غلبهٔ تاریکی و پوشیدگی حقایق (زنگ) است و زیبایی و نور (رومی) پنهان شده‌اند.
  • این وضعیت موقتی است؛ شب است اما آفتاب (حقیقت و وحدت) در راه است.
  • شیران وحدت در کمین‌اند تا بر گرگان کثرت بتازند و وحدت را جایگزین چندرنگی کنند.
  • در روز بازگشت وحدت، باطن هرچیز آشکار می‌شود و جوهر انسان (کامل) بر کل هستی چیره می‌گردد.

Sources: d6-s41 · 03:59:24 d6-s41 · 06:34:34 d6-s41 · 07:16:36 d6-s42 · 14:59:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.