لوستل دفتر ۶ د بې واسطې کسب څخه د روزي غوښتونکي فقیر د کیسې پاتې برخه بيت ۱۸۶۸

M6:1868 — نوبت صدرنگیست و صددلی / عالم یک رنگ کی گردد جلی

نوبت صدرنگیست و صددلیعالم یک رنگ کی گردد جلی
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:1868

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این جهان نوبت صد رنگی و صد دل بودن است؛ / جهان یکرنگ کِی آشکار گردد؟ معنا: این بیت بیان می‌کند که این عالم، ذاتاً جهانی آکنده از تنوع، تفاوت‌ها و تعدد افکار و عقاید است، و انتظار یکپارچگی و وحدت مطلق در آن بیهوده است؛ چرا که وحدت کامل تنها در عالم دیگر آشکار می‌شود.

شرح

این بیت، جناب مستمع، گوهری از مهم‌ترین تعلیمات مولانا در باب هستی و هستی‌شناسی است. مولانا اینجا خط قاطعی می‌کشد میان این عالم و آن عالم، میان جهان کثرت و جهان وحدت. من مکرراً گفته‌ام که این عالم، عالم اضداد و عالم کثرات است و هرچه در آن می‌بینید، ضد و نظیر دارد و به عدد در می‌آید. این عالم بالا، عالم معانی، است که نه ضد دارد، نه نظیر، و نه به عدد در می‌آید. همین نکته اساسی، کلید فهم این بیت است.

«نوبت صد رنگیست و صددلی / عالم یک رنگ کی گردد جلی». مولانا می‌فرماید این جهان، عالمِ «نوبتِ صد رنگی و صد دلی» است. یعنی این روزگار و این صحنه هستی، جایگاه و اقتضای صدها رنگ و هزاران فکر و دل است. «نوبت» در اینجا به معنای «حکومت» یا «اقتضاء» است. این جهان برای صد رنگی ساخته شده است، برای کثرت آفریده شده است. این ناطقه ما، این قوه عقل و گفتار که مولانا آن را به «دوک» تشبیه می‌کند، ده‌ها و صدها مذهب و دین می‌ریسد. محال است این جهان دین واحد داشته باشد، یا مذهب واحد، یا حتی یک پیغمبر فقط بیاید. این جهان، جهان کثرت است، و باید این را خوب به خاطر بسپاریم. همین حالا هم صدها زبان و صدها رنگ و قیافه و چهره داریم، صدها دیانت و مکتب فلسفی و اخلاقیات متفاوت داریم. پس چه انتظاری داریم؟ انتظار یک‌رنگ شدن، اصلاً و ابداً مال این عالم نیست.

این نطق و این تکثر آرا در جهان، مانند «گاو پیس» است. گاوی که در اصطلاح قدیم به آن «گاو پیس» می‌گفتند، گاوی بود با خال‌ها و رنگ‌های متفاوت (سیاه و سفید و ابلق). این تعبیر، نشانه‌ای از رنگارنگی و چندگانگیِ ذاتیِ این عالم است. هرچه می‌خواهیم، نمی‌توانیم این عالم را به یک رنگ و یک فکر درآوریم. حتی ناطقه ما، همین که سخن می‌گوید، ده‌ها «ملل» — که مولانا از آن مراد «ادیان» و «مذاهب» می‌کند نه «ملت» به معنای ناسیونالیستی امروزی — را می‌آفریند.

اما، این بیت یک نیمه دیگر هم دارد که در آن پرسشی نهفته است: «عالم یک رنگ کی گردد جلی؟» این «کی» پرسش انکاری نیست که یعنی «هرگز». بلکه پرسشِ از زمان و مکانِ ظهور آن وحدت است. پاسخ مولانا این است که آن یک‌رنگی و وحدت، به این جهان تعلق ندارد. آن وحدتِ بی‌حجاب و بی‌ضد و بی‌عدد، در عالم محشر و قیامت آشکار می‌شود. در آن روز، وحدت از زیر کثرت بیرون می‌آید؛ بلکه کثرت‌ها محو می‌شوند و تنها وحدتِ مطلق آشکار می‌گردد. همانطور که در قرآن کریم می‌خوانیم، منکران خدا در قیامت، به وجود حق ایمان می‌آورند؛ زیرا حقیقت، چون خورشید، آشکارا می‌تابد و قدرت انکار از کسی سلب می‌شود. در آن عالم است که «معانی آن جهان صورت شود»، یعنی حقایق باطنی و نهفته در لباسِ صورت جلوه‌گر می‌شوند. آنجاست که «بطانه روی کار جامه‌ها» می‌آید؛ یعنی آسترِ پنهان، رویه و ظاهرِ جامه می‌شود. باطن‌ها آشکار می‌شوند، نهان‌ها عیان می‌گردند. «نقش‌هامان درخور خصلت شود»، یعنی هر کس به مقتضای خصلت و باطن خود، صورتی می‌یابد. ملا هادی سبزواری نیز در شرح این بیت، به همین معنا اشاره می‌کند که مثلاً طماع به صورت مورچه و شهوت‌ران به صورت خوک ظاهر می‌شود. این‌ها تمثیلی از ظهورِ حقیقتِ باطن در صورتِ ظاهر است.

به عبارت دیگر، این بیت درسِ پلورالیسمِ هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی مولانا را به ما می‌دهد. او به ما می‌آموزد که این جهان، جهانِ پذیرشِ تنوع است، نه انکار آن. اما این به معنای نفیِ وحدت نیست، بلکه به معنای تأخیر و انتقالِ ظهورِ وحدت به ساحتِ دیگر هستی است. آنجا که «جوهر انسان» بر و بحر را فرا می‌گیرد و «پیس‌گاوان»، یعنی عاملان و حاملان کثرت و چندرنگی، ذبح می‌شوند و روز نحرشان می‌رسد. این انسان، همان «انسان کامل» است که در او وحدت الهی به تمام و کمال تجلی یافته و با ظهور او، جهان نیز یک‌رنگ و الهی می‌شود.

نکات کلیدی

  • این جهان ماهیت کثرت‌گرا دارد و نمی‌توان در آن انتظار وحدت و یکپارچگی مطلق داشت.
  • تنوع ادیان، افکار و حتی چهره‌ها در این عالم، ذاتی و اجتناب‌ناپذیر است و از اقتضائات این جهان است.
  • «نوبت صد رنگی و صد دلی» به معنای حکومت و غلبه تعدد و گوناگونی در این دنیاست.
  • وحدت حقیقی و یک‌رنگی مطلق، تنها در عالم دیگر (آخرت) آشکار خواهد شد، جایی که کثرت‌ها محو می‌شوند.
  • ظهور «جوهر انسان» یا «انسان کامل» در قیامت، به معنای غلبه وحدت و الهی شدن عالم است.
  • حقایق باطنی انسان‌ها در جهان دیگر، در لباس صورت ظاهر می‌شوند؛ «بطانه روی کار جامه‌ها».

Sources: d6-s41 · 03:59:24 d6-s41 · 06:34:34 d6-s41 · 07:16:36 d6-s42 · 11:41:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.