لوستل دفتر ۶ د پاچا لخوا د خزانې د پاڼې هغه بې وزله سړي ته ورکول، چې موږ له دې کاره لاس واخیست بيت ۲۰۳۷

M6:2037 — چون ببینی مشک پر مکر و مجاز / لب ببند و خویشتن را خنب ساز

چون ببینی مشک پر مکر و مجازلب ببند و خویشتن را خنب ساز
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2037

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آنگاه که با کسی روبه‌رو شوی که وجودش آکنده از مکر و فریب است، خاموشی گزین و همچون خم سربسته باش. معنا: این بیت به ما می‌آموزد که در مواجهه با انسان‌های ریاکار و حیله‌گر، بهترین کار سکوت و پرهیز از کلام است، تا گوهرهای معرفت را ضایع نکنیم و خویشتن را از آسیب حفظ نماییم.

شرح

این بیتِ مولانا، راهکاری عمیق و پرمغز برای مواجهه با اهلِ مکر و مجاز پیش پای ما می‌نهد. من بر این باورم که مولانا در این بیت، تصویری دقیق و دردآلود از کسانی می‌کشد که از حقیقت تهی‌اند، اما ظاهری آراسته و پرادعا دارند. اینان «مشک پر مکر و مجاز»اند؛ یعنی همچون مشکی که به‌ظاهر گران‌بهاست، اما از درون سرشار از دروغ، حیله، ریا و نفاق. سخن اینان، گویی، از «دوی» و کثرتِ ذهنی سرچشمه می‌گیرد، نه از «وحدت» حال و رؤیت حقیقت. همان‌طور که پیش‌تر گفته‌ام، مقال و زبان، ناگزیر از تجزیه و تکه‌تکه کردن واقعیت است. ما برای فهم، باید جهان را به کثرت تبدیل کنیم و این اساس کار علوم و فلسفه است. اما این «کثرت» در عالم خارج، «وحدت» است. در عالم حال و رؤیت حقیقت، این وحدت پابرجا می‌ماند، اما به زبان که می‌رسد، دیگر گفتنی نیست، مگر آنکه «احولانه» و از سر ناچاری، کثرت را به زبان آوریم.

مولانا در اینجا از ما می‌خواهد که در برابر «مشک پر مکر و مجاز»، «لب ببند و خویشتن را خنب ساز». یعنی دهان ببندیم و همچون خُمِ سربسته، خاموش بنشینیم و هیچ سخنی نگوییم. چرا؟ زیرا این افراد، «دشمن آب»اند؛ تشنه‌ی حقیقت نیستند، بلکه چه بسا از آبِ حقیقت روی برمی‌گردانند تا همگان تشنه‌وار به سوی خودشان بدوند و نه به سوی سرچشمه. با اینان نباید وارد بحث و کل‌کل شد، چرا که این کار نه تنها بی‌حاصل است، بلکه «سنگ جهل او بشکست خمب». یعنی جهل و سنگدلی آنان، ظرفِ حقیقت را می‌شکند و گوهر معرفت را ضایع می‌کند. مولانا خود می‌فرماید: «آب کم جو، تشنگی آور به دست / تا بجوشد آب از بالا و پست»؛ اما اینان نه تشنه‌اند و نه خواهانِ آب.

این توصیه به سکوت، تنها یک توصیهٔ اخلاقی ساده نیست، بلکه ریشه‌ای عمیق در حکمت و معرفت دارد. در برابر «سیاست‌های جاهل»، باید اهل «مدارا» بود، اما نه از روی ضعف، بلکه «به عقل من لدن»؛ یعنی با عقلی که از سرچشمهٔ غیب و الهی بهره می‌برد. حتی پیامبران نیز، به گواهی روایات، در مواجهه با شرایط و تنگناهای زمانه، «تقیه» می‌کردند و همهٔ حقایق را آشکار نمی‌ساختند. قرآن، به تصریح ابن‌سینا، گاهی برای عامهٔ مردم، وارد حوزهٔ تشبیه و تنزیه ناقص می‌شود. این بدین معناست که حقایق عمیق، در حصار ظرفیت ادراکی مخاطب، محدود می‌شوند. این عالم ماده و ذهن عامه، قیود خود را بر کلام الهی نیز تحمیل می‌کند. پس یک عارف نیز، به طریق اولی، ناگزیر است که در برابر اهل مکر، خاموشی گزیند و سخن نگفتنی را بر زبان نیاورد؛ چرا که گفتن این اسرار به نااهل، جز فساد و زیان به بار نمی‌آورد. مولانا در دیوان شمس می‌گوید: «چه دانم‌های بسیار است، اما من نمی‌دانم / که خوردم از دهان‌بندی در این دریا کفی افیون». این سکوت، نه از ننگی یا عجز، بلکه از حکمت و محافظت از گوهر حقیقت است.

نکات کلیدی

  • در مواجهه با ریاکاران و فریب‌کاران، بهترین راه، خاموشی و پرهیز از مجادله است.
  • کسی که تشنه حقیقت نیست، بلکه دشمن آن است، نباید با او سخن از معرفت گفت.
  • جهل و قساوت قلب نااهلان می‌تواند به گوهر حقیقت آسیب برساند و آن را ضایع کند.
  • سکوت در برابر جهل، نه نشانه ضعف، بلکه اوج حکمت و حفاظت از اسرار معنوی است.
  • حقایق عمیق معرفتی، اسیر محدودیت‌های فهم و ظرفیت ادراکی مخاطبند؛ بنابراین باید با «عقل لدنی» و اهل مدارا بود.

Sources: d6-s45 · 30:26:00 d6-s45 · 44:00:00 d6-s45 · 50:00:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.