لوستل دفتر ۶ د پاچا لخوا د خزانې د پاڼې هغه بې وزله سړي ته ورکول، چې موږ له دې کاره لاس واخیست بيت ۲۰۳۸

M6:2038 — دشمن آبست پیش او مجنب / ورنه سنگ جهل او بشکست خنب

دشمن آبست پیش او مجنبورنه سنگ جهل او بشکست خنب
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2038

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن کس که دشمن حقیقت است، در برابرش لب از سخن فرو بند و از حرکت باز ایست. وگرنه، سنگ نادانی او، خمرهٔ وجود یا دانشت را خواهد شکست. معنا: مولانا هشدار می‌دهد که در برابر افراد جاهل و معاند با حقیقت، سکوت پیشه کنیم؛ چرا که گفتن حقایق به آن‌ها نه تنها سودی ندارد، بلکه به ضرر گوینده و حقیقت می‌انجامد.

شرح

باید صادقانه بگویم، مولانا اینجا درسی می‌دهد که برای بسیاری از ما سخت است اما حیاتی. او به ما می‌آموزد که در برابر برخی افراد، نه تنها نباید سخن گفت، بلکه باید مطلقاً خاموش نشست و هیچ حرکتی نکرد؛ حتی حرکتی که بوی دانایی و معرفت می‌دهد. می‌فرماید: «دشمن آبست پیش او مجنب / ورنه سنگ جهل او بشکست خنب».

این بیت در سیاق گسترده‌تری از بحث مولانا قرار می‌گیرد، در جایی که سخن از مواجهه با «مشک پرمکر و مجاز» است؛ کسانی که ظاهری آراسته و پُرمدعا دارند، اما درونشان مالامال از دروغ، حیله، ریا و نفاق است. اینان تشنگان حقیقت نیستند، بلکه خود را سیراب می‌دانند و حتی از آب، یعنی حقیقت، بیزارند. آن‌ها می‌خواهند که همه تشنگان، به سوی آن‌ها بدوند، نه به سوی آب. اینان نه تنها تشنه نیستند، بلکه دشمن آب‌اند.

در چنین وضعیتی، مولانا راه سکوت را توصیه می‌کند: «لب ببند و خویشتن را خمب ساز»؛ یعنی مثل خمره‌ای که هیچ صدایی از آن برنمی‌خیزد، خاموش بنشین. چرا؟ چون اگر در برابر چنین جاهلی، حرکت یا سخنی از حقیقت بگویی، «سنگ جهل او بشکست خنب». جهل او سنگی است که خمرهٔ اسرار و معارف تو را خواهد شکست. این شکستن فقط به معنای آسیب دیدن خمره نیست، بلکه می‌تواند به ضایع شدن حقیقت و حتی آسیب روحی به خود گوینده منجر شود.

این توصیه مولانا را می‌توان با مفهوم «تقیه» در روایات دینی مقایسه کرد؛ جایی که برای حفظ حقیقت یا جلوگیری از آسیب‌های بزرگتر، سخن حق را پنهان می‌کنند یا به شیوهٔ دیگری بیان می‌نمایند. این نشان می‌دهد که عالم ماده و ذهن عوام، محدودیت‌هایی را بر بیان حقیقت تحمیل می‌کند؛ و باید «با سیاست‌های جاهل صبر کرد». حکمت اینجاست که «صبر با نااهل، اهلان را جلی‌ست».

در نهایت، این سکوت فقط از سر ترس نیست؛ بلکه از درک عمق و ظرافت حقیقت است. حقایق عمیق، به تعبیر خود مولانا، «بی‌حرف می‌روید کلام». این‌ها گفتنی به زبان عادی نیستند و عرضهٔ آن‌ها به نااهلان، نه تنها بی‌فایده، که زیان‌بار است. «این گوهر را به گردن خوک مبند.» این رویکرد، حفاظت از گوهر معارف درونی و پرهیز از ضایع کردن آن در برابر کسانی است که نه تنها قدر نمی‌دانند، بلکه قصد تخریب دارند.

نکات کلیدی

  • در برابر جهل معاند، سکوت و خاموشی نهفته در دل حکمت است.
  • کسی که دشمن حقیقت است، هرگز تشنهٔ آن نمی‌شود؛ تلاش برای آموزش او بی‌ثمر است.
  • اظهار حقیقت به نااهلان، نه تنها بی‌فایده است، بلکه به ضایع شدن حقیقت و خرد گوینده می‌انجامد.
  • «خنب» (خمره) استعاره‌ای از وجود، ظرفیت روحی، و اسرار درونی است که باید محافظت شود.
  • صبر و مدارا با نادان، خود گواهی بر بینش و استقامت اهل حقیقت است.
  • این رویکرد، نوعی «تقیه» عارفانه است؛ محافظت از گوهر معنوی در برابر تخریب جاهلان.

Sources: d6-s45 · 30:26:00 d6-s45 · 44:00:00 d6-s45 · 50:00:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.