لوستل دفتر ۶ د پاچا لخوا د خزانې د پاڼې هغه بې وزله سړي ته ورکول، چې موږ له دې کاره لاس واخیست بيت ۲۰۳۹

M6:2039 — با سیاست‌های جاهل صبر کن / خوش مدارا کن به عقل من لدن

با سیاست‌های جاهل صبر کنخوش مدارا کن به عقل من لدن
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2039

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: با روش‌ها و سلوک جاهلان شکیبایی کن، و با بهره‌گیری از عقل خدادادی‌ات با آنان به خوشی مدارا نما. معنا: این بیت به سالک هشدار می‌دهد که در مواجهه با نادانان و آنانی که در غفلت‌اند، باید صبوری پیشه کند و با حکمتی که از عالم غیب به او رسیده، به نرمی و تدبیر رفتار کند.

شرح

این بیت، نگاره‌ای درخشان از سلوک سالک در میان مردمان است؛ به ویژه در مواجهه با کسانی که هنوز چشم بصیرتشان باز نشده است. مولانا، از زبان من، می‌گوید که این جهان، عالم «دوی» است، عالم کثرت و افتراق. زبان و مقال نیز، به ناچار، در این میدان کثرت به کار می‌آید. پس هر سخنی که در باب وحدت و حقیقت محض برآید، اگر بدون ملاحظهٔ احوال مخاطب بیان شود، یا بی‌اثر می‌ماند یا به کژفهمی می‌انجامد.

«سیاست‌های جاهل» در اینجا به معنای دسیسه و نیرنگ نیست، بلکه اشاره به نفسِ جهل و کج‌فهمیِ مردمان دارد. آنان که «مشک پرمکر و مجاز» اند؛ یعنی ظاهرشان فریبنده است و در درونشان از حقیقت خبری نیست، یا آنان که «دشمن آب»اند؛ یعنی تشنهٔ حقیقت نیستند و حتی از آن می‌گریزند. در مواجهه با این جماعت، مولانا به ما توصیه می‌کند که «صبر کن». این صبر، منفعلانه نیست؛ بلکه صبری‌ست برخاسته از حکمت و بینش، و ابزاری برای «مدارا».

آنچه این مدارا را ممکن می‌سازد، «عقل من لدن» است؛ عقلی که از جانب خداوند افاضه شده و به تعبیر من، همان حکمت غیبی است که به عارف اجازه می‌دهد حقایق را «احولانه» یا «بیرون پوست» بیان کند. این همان تقیه‌ای است که حتی پیامبر اکرم (به روایات شیعی) و به گفتهٔ ابن‌سینا، حتی قرآن کریم نیز در بیان توحیدِ مطلق، آن را به کار گرفته است. خداوند نیز برای فهم عوام، از تشبیه و تمثیل استفاده کرده، چرا که حقیقتِ بی‌صورت و بی‌مثال، در بادی امر، برای همگان قابل درک نیست. عارف، از سر ناچاری، باید «مشرکانه دم زند»، یعنی با زبان کثرت‌نما سخن بگوید تا راهی به سوی وحدت بگشاید.

این سیاستِ خاموشی یا سخن گفتن از سرِ تقیه، هرگز به معنای دروغ نیست. بلکه عین حکمت است. همان‌طور که مولانا می‌گوید: «چون جهانی شبهت و اشکال‌جوست / حرف می‌رانیم ما بیرون پوست». سخن گفتن «بی‌حرف» و یافتن مقامی که کلام در آن «می‌روید» آرمان عارف است، اما در تنگنای عالم ماده و زبان، گریزی از این مدارا و صبر نیست. این صبر و مدارا، جان را صیقل می‌دهد و همچون «آتش نمرود» که برای ابراهیم آیینه‌ای از صفا شد یا «جور کفر نوحیان» که روح نوح را جلا بخشید، باعث ترقی و روشنی باطن سالک می‌شود.

نکات کلیدی

  • در مواجهه با نادانی، شکیبایی و حکمت ضروری است.
  • مدارا کردن به معنای چشم‌پوشی از حقیقت نیست، بلکه روشی برای ابلاغ آن به قدر ظرفیت مخاطب است.
  • «عقل من لدن» همان حکمت غیبی است که سالک را در گفتار و رفتار هدایت می‌کند.
  • تقیه و سخن گفتن «احولانه» راهی برای انتقال حقایق وحدانی در عالم کثرت‌طلب است.
  • این صبر و مدارا نه ضعف، که خود آینه‌پرداز روح سالک و موجب تعالی اوست.

Sources: d6-s45 · 30:26:00 d6-s45 · 44:00:00 d6-s45 · 50:00:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.