لوستل دفتر ۶ د هود علیه السلام معجزه د باد د راتلو پر مهال د امت د مؤمنانو په خلاصون کې بيت ۲۱۹۳

M6:2193 — قصد شه آن نه که خلق آمن شوند / قصدش آنک ملک گردد پای‌بند

قصد شه آن نه که خلق آمن شوندقصدش آنک ملک گردد پای‌بند
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2193

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: قصد پادشاه آن نیست که مردم در امان و آسایش باشند؛ قصد او این است که حکومتش پایدار و استوار شود.

معنا: این بیت بیان می‌کند که گاهی اوقات، اعمال حاکمان با نیت حفظ قدرت و ملک خودشان انجام می‌شود، نه رفاه مردم؛ اما با این حال، نتیجهٔ جانبی این اعمال می‌تواند امنیت و آسایش برای رعایا باشد.

شرح

مولانا در اینجا نکته‌ای بس عمیق و جامعه‌شناسانه را طرح می‌کند، نکته‌ای که به وارونگی‌ها و پیچیدگی‌های عالم و رفتار بشر اشاره دارد. گاهی اوقات، نجات و خیر در صورتی ظاهر می‌شود که به ظاهر، شر و هلاکت است؛ و این وارونگی، نیازمند هوشیاری ماست تا فریب ظاهر را نخوریم.

او به ماجرای پادشاهی اشاره می‌کند که ظالم و جبار است. این پادشاه، نه از سر خیرخواهی و نه برای آسایش مردم خود، بلکه صرفاً برای تثبیت قدرت و استوار ساختن تخت سلطنت خویش، با جبار دیگری می‌جنگد و او را دفع می‌کند. نتیجهٔ این کشمکش قدرت‌طلبانه، هرچند از نیت سوء پادشاه برمی‌خیزد، اما به صورت تبعی، امنیت و آسایش را برای مردم به ارمغان می‌آورد و از این رو، در حکم «کشتی نجات» برای رعایاست. گویی لطف الهی در صورت قهر ظاهر شده است.

این برداشت دقیقاً با تفسیری که مولانا از آیهٔ قرآن «لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و مساجد یذکر فیها اسم الله» (سوره حج) ارائه می‌دهد، همخوانی دارد. خداوند اگر جباران را به جان یکدیگر نمی‌انداخت، مساجد و معابد و خانقاه‌ها ویران می‌شد و امنیتی باقی نمی‌ماند. این به جان هم افتادن جباران، تصرف مستقیم الهی در عرض علل طبیعی نیست، بلکه از سرشت سودجو و قدرت‌طلب آدمی برمی‌خیزد. خداوند آدمی را چنان آفریده است که خودخواه و توسعه‌طلب است و این کشمکش‌های برخاسته از طبیعت انسانی، نتایج پیش‌بینی نشده‌ای دارد که به خیر کلی می‌انجامد.

همین اصل در مثال‌های بعدی نیز تکرار می‌شود: خرِ آسیاب که چشمش بسته شده، از سر میل به تولید آرد یا روغن نمی‌دود، بلکه می‌خواهد از ضربات و شکنجه‌ها خلاص شود. گاوِ گردونه‌کش نیز از ترس زخم و آزار شتاب می‌کند، نه برای انتقال بار. در هر دو مورد، نیت فاعل (چه پادشاه و چه حیوانات)، خودخواهانه و برای دفع شر از خود است، اما در تبع این نیت‌ها، مصالح و منافعی حاصل می‌شود که از قصد اولیهٔ فاعل فراتر می‌رود. این حکمت الهی است که حتی از انگیزه‌های پست نیز خیر و نفعی در پی می‌آورد و نظام عالم را برپا می‌دارد.

نکات کلیدی

  • خیر و نجات گاهی در پوشش شر و هلاکت ظاهر می‌شود؛ ما باید به فراسوی ظواهر بنگریم.
  • اعمال بشر، حتی اگر با نیت‌های خودخواهانه انجام شوند، می‌توانند به پیامدهای خیر و جمعی منجر شوند.
  • حفظ نظام و بقای اجتماع، گاهی از کشمکش و دفع شرّ توسط خود انسان‌ها حاصل می‌آید، نه لزوماً دخالت مستقیم الهی.
  • انگیزه‌های فاعلان (پادشاه، خر آسیاب) ممکن است پست و شخصی باشد، اما نتایج کارشان (امنیت، تولید) فراگیر و مثبت است.
  • این جهان پر از وارونگی است؛ چیزی که ظاهراً قهر است، ممکن است باطناً لطف الهی باشد.

Sources: d6-s50 · 01:15:02 d6-s50 · 01:19:18

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.