لوستل دفتر ۶ د هغه د خزانه غوښتونکي توبه د خدای تعالی حضور ته له ډیرو لټونونو او عجز او اضطراب وروسته، چې اې زما د څرګندولو ولي! دا پټ راڅرګند کړه بيت ۲۳۱۸

M6:2318 — این دعا تو امر کردی ز ابتدی / ورنه خاکی را چه زهرهٔ این بدی

این دعا تو امر کردی ز ابتدیورنه خاکی را چه زهرهٔ این بدی
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2318

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این دعا را تو از ابتدا به ما امر کردی و آموختی؛ وگرنه، یک موجود خاکی را چه جرئتی بود که چنین درخواستی داشته باشد؟

معنا: این بیت بیان می‌کند که توانایی دعا کردن و طلب حاجت از خدا، نعمتی است که از جانب خود اوست. انسان فانی به خودی خود جرئت و شایستگی چنین مخاطبه‌ای با پروردگار را ندارد، مگر به امر و تعلیم او.

شرح

این بیت یکی از درخشان‌ترین اشارات مولانا به سرشت دعا و رابطهٔ ما با خداوند است. من بارها بر این نکته تأکید کرده‌ام که اساس آفرینش، نه بر عدالت، بلکه بر جود و کرم الهی استوار است. ما در عدم، هیچ استحقاقی برای هستی، برای جان، برای دانش و برای هیچ نعمتی نداشتیم. اگر قرار بود که قابلیت شرط فعل خداوند باشد، هیچ معدومی به هستی قدم نمی‌گذاشت. خداوند به کرم محض خود، ما را آفرید و از آن پس نیز، هرچه به ما می‌رسد، از سر جود اوست.

در چنین جهانی که اساس آن بر بخشش بی‌منّت است، حتی نفسِ درخواست کردن نیز یک موهبت است. مولانا به درستی می‌پرسد: «ورنه خاکی را چه زهرهٔ این بدی؟» به راستی، چه جسارتی‌ست این که خاکی‌ای ناچیز، لب به سخن با حضرت حق بگشاید و طلب چیزی کند؟ این کار، بی‌اجازه و تعلیم خداوند، محال است.

اینجاست که مولانا به نکته‌ای بس دقیق و ظریف اشاره می‌کند: "این دعا تو امر کردی ز ابتدی." دعا، تعلیم انبیاست و تعلیم انبیا، خود، تعلیم خداوند است. فلاسفه، از دیرباز در باب چیستی و چگونگی تأثیر دعا درمانده‌اند؛ برخی آن را انکار کرده‌اند و برخی دیگر، آن را صرفاً اثری روانی دانسته‌اند. اما در دیدگاه عارفانی چون مولانا، دعا امری قدسی است که از اذن و رخصت و امر و تعلیم خود خداوند برمی‌خیزد. خداوند ابتدا استعداد طلب را در وجود ما می‌افکند، میل و عطش را برمی‌انگیزد و ما را در حالت اضطرار قرار می‌دهد تا آنگاه، دعایی که از اعماق جان ما برمی‌خیزد، در واقع، دعای او باشد که از زبان ما جاری می‌شود.

پس، در این معنا، دعای ما نه تنها از جانب ماست، بلکه در اصل، امر خود اوست که در ما تجلی یافته. این همان «کرده توست» است که در بیت بعدی بسط می‌یابد. اگر خداوند دعایی را به ما بیاموزد، این خود نویدی است به اجابت آن، زیرا که خداوند حکیم، امر بی‌فایده نمی‌کند و برانگیختن عطش بدون فراهم آوردن آب، خلاف حکمت اوست. این بیت، آدمی را از توهم خودمحوری در دعا رهایی می‌بخشد و او را به تواضع در برابر مبدأ همهٔ خیرات فرامی‌خواند.

نکات کلیدی

  • اصل آفرینش بر جود الهی استوار است، نه عدالت؛ هیچ موجودی استحقاق وجود نداشته است.
  • توانایی دعا کردن خود موهبتی الهی است و بدون امر خداوند، خاکی را چه زهره‌ای به این مخاطبه نیست.
  • دعا، تعلیم انبیاست که در واقع تعلیم مستقیم خداوند است؛ نه یک امر صرفاً بشری یا روان‌شناختی.
  • وقتی خداوند عطش دعا را در انسان می‌افکند، در حقیقت این امر خود اوست که از زبان بنده جاری می‌شود.
  • آموزش دعا از سوی خداوند، نوید و ضمانت اجابت آن است، چرا که حکمت الهی امر بی‌فایده نمی‌کند.
  • این بیت، آدمی را به تواضع در دعا فرامی‌خواند و توهم خودمحوری در طلب از خداوند را از میان برمی‌دارد.

Sources: d6-s54 · 49:26 d6-s54 · 54:39 d6-s54 · 56:10 d6-s54 · 57:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.