لوستل دفتر ۶ د هغه د خزانه غوښتونکي توبه د خدای تعالی حضور ته له ډیرو لټونونو او عجز او اضطراب وروسته، چې اې زما د څرګندولو ولي! دا پټ راڅرګند کړه بيت ۲۳۳۸

M6:2338 — او چو آب دیده جست از جود حق / با چنان اقبال و اجلال و سبق

او چو آب دیده جست از جود حقبا چنان اقبال و اجلال و سبق
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2338

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پیامبر، با آن همه بخت و شوکت و پیشینهٔ لطف الهی که داشت، باز هم اشک دیده را از بخشش حق طلب می‌کرد. معنا: این بیت بیان می‌کند که حتی پیامبر اسلام با وجود مقام بلند و فیض ازلی، از خداوند اشکِ توبه و خشوع را طلب می‌کرد، و این نشانه‌ای از ارزش والای اشک در سلوک معنوی است.

شرح

این بیت بسیار تأمل‌برانگیز است، چرا که مولانا در اینجا به یک نکتهٔ عمیق معنوی اشاره می‌کند که اهمیت اشک ریختن در راه حق را به وضوح نشان می‌دهد. من بارها گفته‌ام که مولانا خودش انسانی اشک‌بار بوده و این اشک‌باری برای او سبکی و گشایش می‌آورده است. او به شدت آدمیان را از هدر دادن اشک برای امور بی‌ارزش برحذر می‌دارد، همان‌طور که در داستان عرب و سگش اشاره می‌کند. اشک برای حق «گوهر» است، اما برای دنیا «آب» بی‌ارزش.

«او» که اینجاست، بی‌تردید رسول اکرم (ص) است. پیامبری که با آن «اقبال» و «اجلال» و «سبق» — یعنی بخت بلند، شوکت بی‌نظیر و پیشینهٔ لطف ازلی و رحمت الهی که نصیب او شده بود — باز هم از «جود حق» آب دیده، یعنی اشک را طلب می‌کرد. این نکته‌ای است که باید بر آن تأکید کرد: اگر پیامبر، با آن مقام والا و آن همه کرامت الهی، خود را نیازمند اشک می‌دید و از خداوند طلب می‌کرد، پس جای تعجب نیست که ما، «تهی‌دست قصور کاسه‌لیس» — به قول مولانا، کسانی که فقیر و محتاج هستیم و هرچه داریم از دیگران است — چقدر بیشتر به این اشک نیاز داریم. این خود مولاناست که از زبان خود و مقایسهٔ خود با پیامبر، این فضیلت را برای خود نیز می‌جوید و می‌گوید: «اشک من باید که صد جیحون بود».

اما در ادامه یک نکته ظریف می‌گوید که آن «یک قطره» اشک پیامبر، بهتر از «صد جیحون» اشک ماست، چرا که رهایی و نجات جن و انس در آن بود. این برمی‌گردد به همان مقام ولایت و هدایتگری پیامبر که اشک‌های او صرفاً برای خودش نبود، بلکه برای رستگاری عالم بود.

مولانا در این بیت و ابیات پس از آن، به این امر حیاتی اشاره دارد که نفسِ طلب و نیایش با خداوند، فارغ از اجابت آن، خود مطلوب بالذات است. اینکه پیامبر با آن همه مقام، باز هم دست نیاز به درگاه حق بلند می‌کرد، نه از سرِ کمبود یا نقص، بلکه از سرِ کمال انس و ارتباط دائمی با حضرت حق بود. این همان سه گونه نیایش است که من در جایی دیگر توضیح داده‌ام: نیایش‌گرانه، ستایش‌گرانه و حاجت‌خواهانه. اینجا هر سه با هم جمع شده است؛ طلب اشک، هم نیایش است، هم ستایش جود حق، و هم حاجت‌خواهی.

همان‌طور که در مورد آب و خاک توضیح می‌دهد: «چون که باران جست آن روضه بهشت / چون نجوید آب، شوره خاک زشت؟» پیامبر، که خود «روضه بهشت» بود، طالب بارانِ اشک بود، پس این «شوره خاک زشت» که ما باشیم، چطور می‌توانیم طالب آن نباشیم؟ این تمثیل، جایگاه ما را در برابر خداوند و نیاز دائمی‌مان به رحمت او نشان می‌دهد. این طلب، نشان از حیات معنوی و بیداری دل است. اشک رقت‌انگیز و خاشعانه، رهاورد نان حلال و زندگی پاک است.

نکات کلیدی

  • حتی پیامبر با مقام والا، از خداوند اشکِ خشوع می‌خواست، نه از سرِ نقص، که از اوجِ انس.
  • اشک برای حق «گوهر» است و تجلی بیداری قلب؛ اشک برای دنیا آب بی‌ارزش.
  • نفسِ طلب و نیایش از خداوند، فارغ از اجابت، خود مطلوب بالذات است و ارتباط با او را حفظ می‌کند.
  • اشک‌هایی که پیامبر می‌ریخت، تنها برای خود نبود، بلکه برای رستگاری و هدایت جن و انس بود.

Sources: d6-s54 · 07:37:00 d6-s54 · 09:18:00 d6-s54 · 00:58:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.