لوستل دفتر ۶ د هغه د خزانه غوښتونکي توبه د خدای تعالی حضور ته له ډیرو لټونونو او عجز او اضطراب وروسته، چې اې زما د څرګندولو ولي! دا پټ راڅرګند کړه بيت ۲۳۳۹

M6:2339 — چون نباشم ز اشک خون باریک‌ریس / من تهی‌دست قصور کاسه‌لیس

چون نباشم ز اشک خون باریک‌ریسمن تهی‌دست قصور کاسه‌لیس
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2339

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چگونه اشک‌های خونین و باریک‌ریسم نباشم؟ منی که تهیدست و ناتوانم و کاسه‌لیس. معنا: مولانا با فروتنی می‌پرسد که اگر پیامبر با آن مقام والایش از خدا اشک طلب می‌کرد، چگونه او که تهیدست و ناتوان است، از این فیض محروم بماند و اشک خونین نریزد.

شرح

این بیت در ادامهٔ تأکید مولانا بر اهمیت گریستن و اشک حقیقی است. من بارها اشاره کرده‌ام که مولانا، برخلاف کسانی که گریه را ضعف می‌پندارند، اشک را گوهری الهی می‌داند؛ البته اشکی که برای حق و از سر معرفت جاری شود، نه برای امور بی‌ارزش دنیایی. او خود شخصیتی اشک‌بار داشته و این را نشانهٔ سبکی روح می‌شمرده است. در این بیت، مولانا از مقام والای پیامبر (ص) مثال می‌آورد. پیامبری که او را «روضهٔ بهشت» می‌خواند و صاحب «اقبال و اجلال و سبق» می‌داند، با آن همه کرامت و پیشوایی، خود از درگاه حق طلب «آب دیده» می‌کرد. این «طلب اشک» از سوی کسی که در اوج قُرب الهی قرار داشت، برای مولانا حجت قاطعی است.

حال، اگر آن «روضهٔ بهشت» و آن چشم پیامبر که مفتون گریستن بود، چنین در پی اشک بود، چگونه من، که خود را «شوره خاک زشت» می‌دانم، و در این بیت به وضوح می‌گوید «من تهی‌دست قصور کاسه‌لیس»، یعنی تهی‌دست و صاحب نقصی که حتی کاسه‌لیس (فقیری که ته‌ماندهٔ کاسه‌ها را لیس می‌زند) به حساب می‌آیم، از این فیض عظیم محروم باشم؟ مولانا در اینجا تواضع عارفانهٔ خود را با شدت تمام بیان می‌کند. او خود را در برابر پیامبر، هیچ می‌بیند؛ در حالی که پیامبر خود طلب اشک می‌کرده، مولانا به طریق اولی باید طالب این اشک‌های خون‌بار باشد. اشک‌هایی که نه تنها مایهٔ رهایی جن و انس بوده‌اند، بلکه نماد شوریدگی و پاکباختگی‌اند. این گریستن، گریستنی از سر حزن سبز است؛ همان حزنی که نه انسان را به یأس می‌کشاند، بلکه او را به صعود و پاکی رهنمون می‌شود. این نه شکایتی از تقدیر، بلکه تمنای نوری است که از چشمهٔ چشم جاری می‌شود و دل را تطهیر می‌کند. این همان «تطییب الاخلاق» است که مثنوی وعده می‌دهد.

نکات کلیدی

  • گریهٔ حقیقی و اشک خونین، نشانه‌ای از معرفت و سبکی روح است، نه ضعف.
  • مولانا با فروتنی عارفانه، خود را در برابر مقام پیامبر ناچیز می‌شمرد.
  • اگر پیامبر با آن شأن و منزلت، طلب اشک از خدا می‌کرد، منِ تهیدست به طریق اولی محتاج این فیضم.
  • اشکی ارزشمند است که از سر شوق و برای حق جاری شود، نه برای امور بی‌ارزش دنیایی.
  • این طلب اشک، نه شکایت از تقدیر، بلکه تمنای تطهیر و نوری است که از چشمان جاری می‌شود.

Sources: d6-s54 · 07:37:00 d6-s54 · 09:18:00 d6-s54 · 00:58:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.