لوستل دفتر ۶ د هغه د خزانه غوښتونکي توبه د خدای تعالی حضور ته له ډیرو لټونونو او عجز او اضطراب وروسته، چې اې زما د څرګندولو ولي! دا پټ راڅرګند کړه بيت ۲۳۴۳

M6:2343 — ای اخی دست از دعا کردن مدار / با اجابت یا رد اویت چه کار

ای اخی دست از دعا کردن مداربا اجابت یا رد اویت چه کار
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2343

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای برادر، هرگز دست از دعا کردن برندار؛ با قبول شدن یا رد شدن دعایت چه کار داری؟ معنا: این بیت بر اهمیت مداومت بر دعا و نیایش تأکید می‌کند، بی‌توجه به اینکه خواسته‌ای برآورده شود یا نه، زیرا نفس عمل دعا فی‌نفسه مطلوب است.

شرح

این بیت درسی عمیق دربارهٔ ماهیت نیایش به ما می‌آموزد. مولانا در اینجا قاطعانه می‌فرماید که هرگز نباید دست از دعا کردن برداشت و به‌هیچ‌وجه نباید در بند اجابت یا ردّ آن بود. چرا؟ چون نفس دعا کردن، مطلوبیت ذاتی دارد؛ یعنی خودِ سخن گفتن با خداوند، نیایش کردن با او، و سفرهٔ دل را پیش او گشودن، هدف غایی این عمل است. اجابت یک مطلوب ثانوی است، و اگر آن حاصل نشد، نباید مطلوب اول را از دست داد. من همواره تأکید کرده‌ام که نیایش سه گونه است: نیایشِ نیایش‌گرانه (عبادت و ستایش محض)، نیایشِ ستایش‌گرانه (تحمید و تسبیح خداوند)، و نیایشِ خواهشمندانه (طلب حاجت). متأسفانه در ذهن بسیاری از ما، دعا صرفاً به همان حاجت‌خواهی فروکاسته شده است، در حالی که خداوند خود امر به حاجت‌خواهی نیز کرده و ایرادی در آن نیست. اما نباید فراموش کنیم که دعای واقعی برای این است که ما یک حلقهٔ ارتباطی دائمی با خداوند داشته باشیم، همیشه به یاد او باشیم، و با او سخن بگوییم؛ دقیقاً مثل یک دوست محرم، که با او حرف‌های دلمان را در میان می‌گذاریم. حتی اعتراض کردن نیز در این رابطه مجاز و به‌جاست، چنان که پیامبر خدا، ابراهیم خلیل، با پروردگار خود مجادله می‌کرد. بنابراین، باید همه‌جوره با خداوند مأنوس بود و این انس را هرگز نباید فرونهاد. هرچه ما به درجات بالاتری از معنویت صعود کنیم، این انس مطلوب‌تر می‌شود. حافظ نیز در کلامی مشابه می‌گوید: «حافظ وظیفهٔ تو دعا کردن است و بس / در بند آن نباش که نشنید یا شنید.» تو باید دعا کنی، حرفت را بزنی، درِ او را بکوبی و خسته نشوی، پیگیر باشی و انس خود را با او از دست ندهی. این مسئله را می‌توان با مثال‌های روزمره روشن ساخت: یک ورزشکار تمرین می‌کند برای کسب مدال. خب، اگر مدال هم نگیرد، دست‌کم ورزیده که شده است. یا دانش‌آموزی که برای نفر اول شدن درس می‌خواند. اگر نفر اول هم نشود، درس‌هایش را خوانده و عالم شده است. یعنی گاهی نفس فعل، غایت فعل است؛ خودِ آن عمل محصول همه‌ی آن عمل است. آن عمل مطلوبیت ذاتی دارد، حتی اگر مطلوبات دیگری که بر آن سوار می‌شوند، حاصل نشوند. در ادامهٔ این بیت، مولانا به نکته‌ای بسیار حیاتی اشاره می‌کند که رابطهٔ تنگاتنگی با کیفیت دعا و نیایش دارد. می‌گوید: «نان که سد و مانع این آب بود / دست از آن نان می‌بباید شست زود.» و سپس: «خویش را موزون و چست و سختی کن / ز آب دیده نان خود را پخته کن.» اگر لقمه‌ای یا نانی که وارد وجود ما می‌شود، مانع اشک‌ریزی و رقت قلب ما گردد، باید فوراً دست از آن نان شست. این سخن اشاره به اهمیت نان حلال و پاکیِ معیشت دارد. نان حلال است که دل انسان را رقیق می‌کند و موجب اشک و رقت می‌شود، در مقابلِ نان حرام که قلب را سخت و سنگین می‌گرداند و مانع از نیایش صادقانه و اشک‌های سوزان می‌شود. مولانا به ما می‌آموزد که برای رسیدن به آن خلوص در دعا و قربانی کردن اشک، باید به دنبال نان حلال و نعمت‌های الهی پاک و بی‌شبهه روان شد. این یک تعلیم دینی و اخلاقی فوق‌العاده مهم است که کیفیت زیست دنیوی ما را به عمق نیایش‌های معنوی‌مان گره می‌زند.

نکات کلیدی

  • اصل دعا، نفس ارتباط و گفت‌وگو با خداوند است، نه صرفاً طلب حاجت.
  • مداومت بر دعا مطلوب ذاتی است، فارغ از اجابت یا ردّ آن.
  • دعا، سه گونه دارد: نیایش‌گرانه، ستایش‌گرانه و خواهشمندانه؛ نباید آن را به یک گونه فروکاست.
  • انس با خداوند و گشودن سفرهٔ دل، هدف اصلی نیایش است، حتی با اعتراض کردن.
  • پاکی و حلال بودن معیشت (نان حلال) مستقیماً بر کیفیت نیایش و توانایی اشک ریختن تأثیرگذار است.

Sources: d6-s54 · 00:58:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.