لوستل دفتر ۶ د دریو مسلمانو، عیسوي او یهودي مسافرانو کیسه او دا چې په یوه ځای کې یې خوراک وموند او عیسوی او یهودي یې ماړه وو، ویې ویل: دا خوراک به سبا وخورو. مسلمان روژه وو، وږی پاتې شو، ځکه چې ماته شوی وو بيت ۲۳۷۵

M6:2375 — یک حکایت بشنو اینجا ای پسر / تا نگردی ممتحن اندر هنر

یک حکایت بشنو اینجا ای پسرتا نگردی ممتحن اندر هنر
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2375

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای پسر، اینجا یک حکایت بشنو؛ تا در زیرکی و کاربردِ هنر به دردسر و گرفتاری نیفتی. معنا: این بیت، خواننده را به شنیدن داستانی دعوت می‌کند که هدف آن، پرهیز از گرفتار شدن در دام زیرکی‌های ناروا و آزموده شدن در کاربرد نابجای مهارت‌هاست؛ درسی برای تمییز حکمت از صرفِ زیرکی.

شرح

این بیت، دروازهٔ ورود به یکی از داستان‌های پندآموز مثنوی است که مولانا با کلمهٔ «بشنو» آغاز می‌کند. این «بشنو» البته با «بشنو این نی» در آغاز مثنوی که دعوتی به شنیدنِ کلامی قدسی‌وار از زبان خود مولاناست، تفاوت دارد. اینجا، دعوت به شنیدنِ یک «حکایت» است؛ حکایتی که قرار است شنونده را از یک آسیب بزرگ برهاند: «تا نگردی ممتحن اندر هنر.»

«هنر» در اینجا، آن‌گونه که من می‌فهمم، نه فقط به معنای عامِ فضیلت یا مهارت است، بلکه اشاره‌ای دقیق‌تر به «زیرکی» و «کاربرد فن» دارد. مولانا به ما هشدار می‌دهد که این زیرکی‌ها، اگر ناروا باشند و در جای خود به کار نروند، می‌توانند منشأ محنت و گرفتاری شوند. «ممتحن شدن» یعنی در بوتهٔ آزمایش قرار گرفتن، محنت‌زده و زحمت‌کشیده شدن. پس، هدف از شنیدن این حکایت، ایمن ماندن از دام‌های زیرکی‌های ناصواب است.

نکته‌ای که اینجا اهمیت دارد، بسطِ معنای «هنر» است. من پیش‌تر هم اشاره کرده‌ام که کلمهٔ «هنر» در فارسی، همتایی با واژهٔ «virtù» در فلسفهٔ ماکیاولی دارد. این واژه، که ریشه در «vir» (به معنای مرد) دارد، به فضایل و قابلیت‌های مردانه اشاره می‌کند. ترجمهٔ «virtù» به «هنر» در فارسی، انتخاب بسیار دقیقی است که توسط اندیشمندان ما صورت گرفته. این پیوند نشان می‌دهد که «هنر» در اینجا صرفاً یک مهارت فنی نیست، بلکه کیفیتی از هوش و توانمندی است که اگر با بصیرت همراه نباشد، می‌تواند صاحبش را به دردسر افکند. داستان سه مسافر – مسلمان، ترسا و جهود – که در پی می‌آید، دقیقاً برای روشن کردن همین نکته است: چگونه زیرکی‌های دنیوی و خودبینی‌ها، انسان را از درک حقیقت دور می‌سازند و مایهٔ آزمون و گرفتاری او می‌شوند.

بنابراین، این بیت نه فقط یک مقدمهٔ روایی، بلکه خود حاوی یک آموزهٔ اخلاقی و معرفتی عمیق است: مراقب باشید که فضیلت‌ها و هوش شما، در غیاب حکمت راستین، شما را به بیراهه نکشاند و ممتحنِ هنرِ خود نشوید.

نکات کلیدی

  • دعوت به شنیدن حکایت برای کسب حکمت عملی و پرهیز از زیرکی‌های ناروا.
  • «هنر» در اینجا به معنای زیرکی و مهارت است که اگر بی‌بصیرت به کار رود، منشأ محنت می‌شود.
  • «ممتحن شدن» یعنی در بوتهٔ آزمایش قرار گرفتن و محنت‌زده گشتن به سبب کاربرد نابجای توانایی‌ها.
  • این بیت تأکیدی بر تفکیک میان هوش عملی و حکمت راستین است.
  • داستان سه مسافر نمونه‌ای از چگونگی ابتلا به واسطهٔ خودبینی و زیرکی‌های دنیوی را بازمی‌نماید.

Sources: d6-s56 · 17:33:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.