لوستل دفتر ۶ د دریو مسلمانو، عیسوي او یهودي مسافرانو کیسه او دا چې په یوه ځای کې یې خوراک وموند او عیسوی او یهودي یې ماړه وو، ویې ویل: دا خوراک به سبا وخورو. مسلمان روژه وو، وږی پاتې شو، ځکه چې ماته شوی وو بيت ۲۳۷۷

M6:2377 — با دو گمره همره آمد مؤمنی / چون خرد با نفس و با آهرمنی

با دو گمره همره آمد مؤمنیچون خرد با نفس و با آهرمنی
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2377

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مؤمنی با دو گمراه همسفر شد، همان‌طور که خرد (عقل) با نفس و اهریمن همراه می‌شود. معنا: این بیت وضعیت مؤمنی را توصیف می‌کند که در سفری ناگزیر با دو نفر از اهل کیش‌های دیگر همراه شده، و این همراهی را به همسفری عقل با نفس و شیطان در درون انسان تشبیه می‌کند.

شرح

این بیت، که در بستر حکایت سه مسافر – جهود، ترسا و مسلمان – در مثنوی می‌آید، در واقع تمثیلی عمیق از وضعیت انسان در این جهان و مواجههٔ او با عناصر متضاد است. مولانا با ظرافت بی‌نظیری، یک وضعیت بیرونی را به یک چالش درونی گره می‌زند. وقتی مولانا می‌گوید «با دو گمره همره آمد مؤمنی»، بی‌شک اشاره‌اش به همسفری مؤمن داستان با جهود و ترساست. واژهٔ «گمراه» در اینجا، از منظر شریعت، به کسانی اطلاق می‌شود که از راه حق منحرف شده‌اند. اما از دیدگاه عمیق‌تر و طریقت‌گرایانهٔ مولانا، همان‌طور که بارها تأکید کرده‌ام، اختلافات دینی گاهی ریشه در تفاوت «چشم‌اندازها» و «منظرهای» پیامبران و پیروانشان دارد. حقیقت متعالی واحد است، اما دریافت‌ها و بیان‌های آن متکثر. مولانا خود، چنانکه از مثنوی و دیوان شمس برمی‌آید، مواضعی گاه متفاوت نسبت به پیروان ادیان گوناگون داشته است. در حالی که نسبت به مسیحیان – که عیسی را به یک معنا «پدر تصوف اسلامی» می‌دانست و شیفتهٔ تواضع و رهبانیت آنان بود – رویکردی گشاده و حتی همدلانه داشت، گاهی نیز از یهودیان با تعبیرات تند و گزنده‌ای یاد می‌کرد. این بیت «گمراه» را به حسب شریعت به کار می‌برد، اما نباید از نظر دور داشت که نگاه مولانا غالباً فراشریعتی است و به سرشت درونی آدمیان و نیت‌های آنان نظر دارد. تمثیل «چون خرد با نفس و با آهرمنی» جوهر معنای این بیت است. مولانا همسفری مؤمن با دو غیرمؤمن را به همسفری «خرد» (عقل) با «نفس» (خودخواهی/اگو) و «اهریمن» (شیطان) در درون انسان تشبیه می‌کند. این تشبیه نشان می‌دهد که هر مؤمنی، حتی در خلوت خود، با نیروهای گمراه‌کنندهٔ نفس و شیطان در جدال است. از نظر مولانا، نفس و اهریمن در واقع دو روی یک سکه هستند و ذاتاً یکی‌اند. او در جایی دیگر می‌گوید: «نفس و شیطان هر دو یک تن بوده‌اند / در دو صورت خویش را بنموده‌اند.» بنابراین، مؤمن در مسیر سلوک خویش همواره با این دو همسفر درونی در حال مجاهده است، خواه در بیرون نیز با گمراهان همراه باشد یا نباشد. این جهان به مثابه یک کاروان‌سرا یا زندان موقت است که در آن، پاک و ناپاک، خرد و نفس، مؤمن و گمراه ناگزیر از هم‌جواری و همسفری‌اند. همان‌طور که باز و زاغ را در یک قفس می‌نهند، تقدیر الهی چنین خواسته است که همهٔ این اضداد در این عالم در کنار هم قرار گیرند. اما این همسفری موقتی است؛ سرانجام، «چون گشاده شد ره و بگشاد بند / بسکلند و هر یکی جایی روند.» مقصد نهایی هر کس، بر اساس شوق درونی و همت او تعیین خواهد شد؛ آرزوها و انگیزه‌هایی که شخصیت حقیقی انسان را می‌سازند، نه صرفاً اندیشه‌های او. همان‌طور که مولانا فرموده: «ای برادر تو همه اندیشه‌ای / مابقی خود استخوان و ریشه‌ای.»

نکات کلیدی

  • سفر بیرونی مؤمن با گمراهان، نمادی از مبارزهٔ درونی خرد با نفس و شیطان است.
  • مولانا، نفس و اهریمن را دو صورت از یک حقیقتِ گمراه‌کننده می‌داند.
  • دنیای این بیت یک «کاروان‌سرا» یا «زندان» موقت است که در آن اضداد (خرد/نفس، مؤمن/گمراه) به اجبار هم‌زیستی می‌کنند.
  • پایان این همسفری موقت، جدایی و رفتن هر کس به سمت مقصد حقیقی خویش است که از «شوق» و «انگیزه» او برمی‌آید.

Sources: d6-s56 · 15:58:00 d6-s56 · 17:33:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.