لوستل دفتر ۶ مثال بيت ۲۴۷۱

M6:2471 — زانک گرگ ارچه که بس استمگریست / لیکش آن فرهنگ و کید و مکر نیست

زانک گرگ ارچه که بس استمگریستلیکش آن فرهنگ و کید و مکر نیست
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2471

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: زیرا که گرگ هرچند بسیار درنده و متجاوز است، اما فاقد آن هوشمندی، حیله‌گری و نیرنگ است. معنا: این بیت بیان می‌کند که گرگ، با تمام درندگی‌اش، فاقد مکر و فریب انسانی است؛ صفاتی که انسان را از حیوان متمایز و گاه خطرناک‌تر می‌کند.

شرح

این بیت از آن جملاتی است که مولانا در آن به تفکیک بنیادین میان خصال حیوانی و صفات انسانی می‌پردازد، تفکیکی که در فهم سلوک و معرفت عرفانی نقشی کلیدی دارد. من در سخنرانی‌هایم بارها بر این نکته تأکید کرده‌ام که مولانا پیوسته در پی شناسایی و نمایاندن مرزهای هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی است.

مولانا در این بیت می‌گوید گرگ، با آنکه بسی «استمگر» است، اما «فرهنگ و کید و مکر» ندارد. نخستین نکته‌ای که در اینجا باید بدانیم، مفهوم «ستمگری» در حیوانات است. بی‌تردید، در اینجا مولانا به زبان عرف و عامه سخن می‌گوید. از دیدگاه فلسفی و معرفتی که خود او در جای دیگر گشوده است، نمی‌توان ستمگری را به حیوان نسبت داد. ستمگری، همچون عدالت، مفهومی «درجه دوم» است؛ همان‌طور که فیلسوف تحلیلی برجسته، گیلبرت رایل، افعال را به «درجه اول» و «درجه دوم» تقسیم می‌کند. خوردن یا خوابیدن، فعل درجه اول است که در حیوان و انسان مشترک است. اما «ستمگرانه خوردن» یا «عادلانه‌زیستن»، افعالی درجه دوم هستند که بر فعل اول سوار می‌شوند و نیازمند مفاهیمی چون عدل و ظلم هستند که تنها در قلمرو عقل و اراده انسانی معنا می‌یابند. حیوان فاقد چنین مفاهیمی است، لذا نمی‌تواند ظالم یا عادل باشد. از این رو، بهتر است عبارت «بس استمگریست» را در اینجا به معنای «بس درنده است» بفهمیم، زیرا درندگی صفت طبیعی حیوان است، نه صفت اخلاقی او.

نکته دوم، واژه «فرهنگ» است. در روزگار مولانا، این واژه غالباً به معنای حیله‌گری و نیرنگ به کار می‌رفته است، نه به معنای مدرن «کالچر» یا «ثقافت». مولانا خود در جای دیگر می‌گوید: «غیر مردن هیچ فرهنگ دگر / درنگیرد با خدا ای حیله‌گر.» این نشان می‌دهد که فرهنگ به معنای نیرنگ و تدبیر، خصیصه‌ای انسانی است که حیوانات از آن بی‌بهره‌اند. به همین ترتیب، «کید» و «مکر» نیز از صفاتی هستند که آدمی را از حیوان متمایز می‌سازند. گرگ اگرچه قدرتمند است و می‌تواند به شما آسیب برساند، اما با حیله و چاره‌جویی می‌توان از او گریخت یا حتی او را به دام انداخت. اما آدمی که مکر و کید دارد، خطرش صدها بار افزون است؛ زیرا مکر خود نوعی قدرت است که بی‌آنکه قوه بدنی داشته باشد، می‌تواند به آسیب رساندن بپردازد.

مولانا پیش‌تر در دفتر دوم مثنوی، در داستان اژدها و خرس، همین نکته را با قاطعیتی مشابه بیان کرده بود: «اژدها را هست قوت، چاره نیست / باز فوق قوت تو قوتی‌ست.» یعنی حیوانات فقط قوت بدنی دارند، اما چاره‌جو و مکّار نیستند. این صفت مکاری که مولانا به آن اشاره می‌کند، نشانگر توانایی انسان در انجام افعال «درجه دوم» است؛ یعنی توانایی برنامه‌ریزی، فریب و دستکاری وقایع به نفع خود، بدون اتکا صرف به قدرت فیزیکی. حتی اینکه ما روباه را «مکاره» می‌نامیم، به تعبیر من، قیاس به نفس است؛ ما صفات انسانی خود را به حیوانات فرافکنی می‌کنیم، در حالی که از کنه حیات درونی آن‌ها بی‌خبریم.

این بیت در نهایت به محدودیت‌های شناخت ما از موجودات پیرامونمان اشاره‌ای پنهان دارد. ما حتی از افکار و نیت‌های آدمیان دیگر نیز بی‌خبر مانده‌ایم، چه رسد به حیوانات. این عجز از شناخت، خود مقدمه‌ای است برای رسیدن به این معرفت که انسان تا چه حد در شناخت خداوند ناتوان است و به همین دلیل، بالاترین اعتراف، اعتراف به عجز از معرفت است: «ما عرفناک حق معرفتک». این ناتوانی در حیله و مکر، حیوان را در مرتبه وجودی متفاوتی از انسان قرار می‌دهد و او را از دامی که مکر آدمی می‌چیند، بی‌خبر می‌گذارد.

نکات کلیدی

  • حیوانات، برخلاف انسان، صرفاً با قوای غریزی و فیزیکی عمل می‌کنند و فاقد مکر و حیله‌اند.
  • مفاهیمی چون «ستمگری» و «عدالت» مختص انسان است؛ حیوان نمی‌تواند «ستمگر» باشد، بلکه تنها «درنده» است.
  • واژه «فرهنگ» در زمان مولانا به معنای «نیرنگ» و «حیله» به کار می‌رفته است، نه معنای امروزی آن.
  • انسان به واسطه قدرت مکر و کید خود، می‌تواند خطرناک‌تر از هر حیوانی باشد.
  • افعال «درجه دوم» (مانند مکر کردن) که نیازمند قصد و محاسبه‌اند، وجه تمایز اصلی انسان از حیوان است.
  • این بیت به محدودیت‌های شناخت انسان از موجودات دیگر، حتی حیوانات، اشاره‌ای پنهان دارد.

Sources: d6-s57 · 24:50

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.