لوستل دفتر ۶ مثال بيت ۲۴۷۲

M6:2472 — ورنه کی اندر فتادی او به دام / مکر اندر آدمی باشد تمام

ورنه کی اندر فتادی او به داممکر اندر آدمی باشد تمام
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2472

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ورنه، کِی به دام می‌افتاد؟ مکر و فریب به‌طور کامل در آدمیزاد است. معنا: این بیت بیان می‌کند که توانایی حیله‌گری و تله‌گذاری، خاص انسان است؛ و حیوانات، به خودی خود، از چنین مکر و فریب پیچیده‌ای بی‌بهره‌اند.

شرح

این بیت در ادامهٔ سخن مولانا می‌آید که تفاوت ماهوی انسان و حیوان را در چه می‌داند. بی‌تردید، حیوانات قدرت دارند، چنگ و دندان دارند، می‌توانند بدرند و بکُشند، اما آنچه در سرشت آدمی هست و آن‌ها فاقد آنند، «مکر» است، «حیله» است، و «فرهنگ» به معنای کهن آن، یعنی نیرنگ و ترفند. مولانا با وضوح می‌گوید که «اژدها را هست قوت، چاره نیست»؛ اژدها زور دارد اما چاره‌گری ندارد. حیوانات بی‌پروا و مستقیم به آزار می‌رسانند و شما با حیله می‌توانید از آن‌ها بگریزید، حتی می‌توانید آن‌ها را در بند کنید، چه شیر باشند و چه ببر و چه گرگ.

اما آدمی مکار است و از مکر او باید حذر کرد. اگر آدمی قدرت جسمانی هم نداشته باشد، نفس مکاری خود نوعی قدرت است که بر او افزوده می‌شود. این یک نکتهٔ بسیار مهم در اندیشهٔ مولاناست که برخی صفات را خاص آدمیان می‌داند، نه حیوانات. همان‌طور که فیلسوف تحلیلی، گیلبرت رایل، افعال را به «درجه اول» و «درجه دوم» تقسیم می‌کند، می‌توان گفت که مکر، حسادت، انتقاد، و توبه کردن، از افعال درجه دوم‌اند که بر افعال طبیعیِ درجه اول (مانند خوردن یا خوابیدن) سوار می‌شوند. حیوانات می‌درند و می‌خورند، این فعل درجه اول است، اما آیا «ظالمانه» می‌خورند یا «ستمگرانه»؟ این‌ها افعال درجه دوم‌اند که در حیوانات مفهوم ندارند؛ چرا که در آن‌ها مفهوم عدل و ستم نیست. وقتی از یک گرگ به ستمگری یاد می‌کنیم، دچار خطای قیاس به نفس شده‌ایم. گرگ درنده است، اما درندگی، ظلم نیست، بلکه بخشی از طبیعت اوست.

این درک نارسای ما از حیوانات از اینجا ناشی می‌شود که ما نمی‌توانیم به درونشان راه یابیم. اغلب شناخت ما از حیوانات بر اساس «قیاس به نفس» است؛ یعنی صفات خودمان را به آن‌ها فرافکنی می‌کنیم. وقتی می‌گوییم روباه «مکّاره» است، در حقیقت، مکر خود را به او نسبت داده‌ایم. همین‌طور در مورد «مهر مادری» در حیوانات؛ ما رفتارهایی را می‌بینیم که به مهر مادریِ انسانی شباهت دارد، اما از حقیقت درونی آن بی‌خبریم. این در بستهٔ شناخت، حتی در مورد انسان‌های دیگر نیز بر روی ما وجود دارد، چه رسد به حیوانات و پس از آن، خداوند. از همین رو، پیامبر (ص) فرمود: «ما عرفناک حق معرفتک»؛ ما آن‌گونه که شایستهٔ معرفت توست، تو را نشناختیم. بهترین اعتراف در شناخت خداوند، اقرار به عجز از شناختن اوست.

نکات کلیدی

  • تفاوت اساسی میان حیوانات و انسان در قوت بدنی در برابر مکر و حیله است.
  • مکر و حیله، حتی در غیاب قدرت فیزیکی، خود نوعی نیروی انسانی تلقی می‌شود.
  • کنش‌های ثانویه (second-order acts) همچون مکر و ستم، خاص انسان‌اند و در حیوانات وجود ندارند.
  • فرافکنی صفات انسانی بر حیوانات (مانند روباه مکاره) ناشی از ناتوانی ما در درک درون آن‌هاست.
  • محدودیت شناخت ما از دیگر موجودات، و حتی از خودمان، به درک عجز ما در شناخت کامل خداوند می‌انجامد.

Sources: d6-s57 · 20:25:30 d6-s57 · 21:40:00 d6-s57 · 22:20:00 d6-s57 · 24:30:00 d6-s57 · 26:15:30 d6-s57 · 27:00:00 d6-s57 · 28:00:00

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.