لوستل دفتر ۶ د ترمذ د پاچا لخوا د اعلان کول، چې هر څوک چې په دریو یا څلورو ورځو کې سمرقند ته لاړ شي، د فلانۍ دنده لپاره به خلعت، اسپ، غلام او کنیز او دومره زر ورکړي. دلقک دا اعلان په کلي کې واورید او د پاچا حضور ته راغی او ویې ویل: زه خو نشم تللی بيت ۲۵۲۲

M6:2522 — از نفیر و فتنه و خوف نکال / هر دلی رفته به صد کوی خیال

از نفیر و فتنه و خوف نکالهر دلی رفته به صد کوی خیال
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2522

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از شیون و آشوب و ترس از کیفر، هر دلی به صد گذرگاه خیال و گمان کشیده شد. معنا: مولانا در این بیت به وضعیت پریشان و سرشار از توهم مردمی اشاره می‌کند که در مواجهه با اخبار ناگوار یا رویدادهای غیرمنتظره، هر یک به سوی خیالات و گمان‌های شخصی خود کشانده می‌شوند. این بیت نشان می‌دهد چگونه ترس و شایعه، دل‌ها را از واقعیت دور کرده و در کوی‌های وهم و خیال سرگردان می‌سازد.

شرح

مولانا در این بیت، تصویری دقیق از آشفتگی روانی یک جامعه ارائه می‌دهد، مردمی که در مواجهه با خبری ناگهانی و نامعلوم، سرگردان و پریشان می‌شوند. این بیت، بخشی از حکایت دلقکی است که سراسیمه به دربار سلطان ترمذ می‌رسد و به دلیل تعلل در بیان خبر، مردم را در غلغلهٔ وهم و خیال غرق می‌کند. آنچه این بیت به ما می‌آموزد، نه صرفاً ترس از یک تهدید خارجی، بلکه گره خوردن این ترس با خیالات واهی است.

«نفیر» اشاره به صداهای بلند و گاه شایعاتی دارد که دهان به دهان می‌چرخد و بر ترس می‌افزاید. «فتنه» را می‌توان آشوب درونی و بیرونی دانست که از بی‌خبری و گمانه‌زنی‌ها برمی‌خیزد. و «خوف نکال» نیز ترس از عقوبتی است که ممکن است از جانب حاکم یا حتی آسمان بر آن‌ها نازل شود. این سه عامل، یعنی شایعه، آشوب، و ترس از مجازات، دست به دست هم می‌دهند تا «هر دلی رفته به صد کوی خیال» شود.

نکتهٔ کلیدی‌ای که مولانا با ظرافت در این بیت نمایان می‌سازد، این است که رنج و پریشانی مردم، نه از خودِ واقعهٔ بیرونی (که هنوز نامعلوم است) بلکه از واکنش‌های درونی و خیالبافی‌های آن‌ها ناشی می‌شود. این دقیقا همان‌جایی است که مولانا به شکلی ضمنی، نگاه خاص خود را به حقیقت نشان می‌دهد؛ اینکه بسیاری از مصائب ما نه «موهبت الهی» بلکه «مصائب ذهنی» است. او در جای دیگری نیز می‌گوید: «موی کج چون پرده گردون شود / گر همه اجزات کج شد چون شود». یعنی اگر خودت کج باشی، جهان هم کج به نظر می‌آید. اینجا نیز، دل‌های پریشان به دلیل سوار شدن بر مرکب خیال، به صد جهت کشیده می‌شوند و از حقیقت دور می‌افتند.

این درسی عمیق دربارهٔ خویشتن‌شناسی است. مولانا به جای تمرکز بر دشمن بیرونی یا بلای آسمانی، نگاه را به سوی افکار و گمان‌های درونی می‌گرداند. مردم به جای درک و تحلیل واقعیت، در «کوی‌های خیال» خود سرگردان می‌شوند. این دقیقا همان چیزی است که مولانا از آن برحذر می‌دارد. او بارها تأکید کرده که جهان هستی، بی‌عیب و نقص است و کژی در نگاه ماست. آنانی که جهان را پر از اشکال می‌بینند، خودشان کج‌بین هستند. بنابراین، این بیت دعوتی است به بازنگری در شیوهٔ مواجههٔ ما با ترس‌ها و اخبار ناگوار؛ دعوتی به خروج از کوی‌های خیال و قدم گذاشتن در وادی واقعیت.

نکات کلیدی

  • مردم به جای مواجهه با واقعیت، در کوی‌های خیال و گمان‌های خود سرگردان می‌شوند.
  • رنج و پریشانی ما غالباً نتیجهٔ واکنش‌های درونی و خیالبافی‌های خودمان است، نه لزوماً خودِ واقعهٔ بیرونی.
  • مولانا به نقد کج‌بینی می‌پردازد؛ اگر جهان را پر از اشکال می‌بینیم، ریشه در بینش خود ماست.
  • این بیت دعوتی است به خویشتن‌شناسی و رهایی از توهمات ذهنی که بر اساس ترس شکل می‌گیرد.

Sources: d6-s58 · 00:17:25 d6-s58 · 00:19:51 d6-s58 · 00:22:03

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.