لوستل دفتر ۶ د ترمذ د پاچا لخوا د اعلان کول، چې هر څوک چې په دریو یا څلورو ورځو کې سمرقند ته لاړ شي، د فلانۍ دنده لپاره به خلعت، اسپ، غلام او کنیز او دومره زر ورکړي. دلقک دا اعلان په کلي کې واورید او د پاچا حضور ته راغی او ویې ویل: زه خو نشم تللی بيت ۲۵۲۳

M6:2523 — هر کسی فالی همی‌زد از قیاس / تا چه آتش اوفتاد اندر پلاس

هر کسی فالی همی‌زد از قیاستا چه آتش اوفتاد اندر پلاس
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2523

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر کسی بر اساس گمان و قیاس خود فالی می‌زد، تا بداند چه آتشی در پلاس (یا گلیم) افتاده است.

معنا: در مواجهه با ناشناخته‌ای که موجب اضطراب شده است، مردم بر پایهٔ گمان و خیال خود، سرگرم حدس و پیش‌بینی وقوع بلایی قریب‌الوقوع بودند.

شرح

مولانا در این بیت، تصویری بسیار زنده و دقیق از روان‌شناسی جمعی انسان در مواجهه با ناشناخته‌ها ارائه می‌کند. این صحنه، که در آن مردم شهر ترمذ پس از ورود سراسیمهٔ دلقکی به دربار، دچار تشویش و گمانه‌زنی می‌شوند، نشانگر آن است که چگونه انسان‌ها، به سرعت، اسیر خیالات و اوهام خود می‌گردند. همان‌طور که بارها گفته‌ام، مولانا عمیقاً از این وضعیت انسانی آگاه بود؛ وضعیتی که در آن ذهن، برای پر کردن خلأ ناشی از نادانستگی، به ساختن داستان‌ها و ترسیم سناریوها روی می‌آورد.

من این را "جبران وهم" می‌نامم؛ ذهنی که قادر به تحمل خلأ نیست، با حدس و گمان، آن را پر می‌کند. در اینجا، هر کسی با تکیه بر "قیاس" خود، که اغلب بر ترس‌ها و تجربیات پیشین استوار است، شروع به "فال زدن" می‌کند. و این "فال زدن"، آن‌طور که مولانا خود توضیح می‌دهد، در واقع نوعی "خیال کردن" و گمانه‌زنی دربارهٔ رویدادهای ناگوار است، نه جستجوی فال نیک. مردم از "نفیر و فتنه" و "خوف نکال" سخن می‌گویند؛ از بلاهای زمینی و آسمانی می‌هراسند. این همان حالتی است که دل‌ها را به هر سویی می‌کشد و هر کسی بر اساس وهم و گمان خود، تصویری از فاجعه‌ای قریب‌الوقوع در ذهن می‌پروراند.

تعبیر "آتش در پلاس افتادن" یا "آتش در گلیم افتادن"، خود استعاره‌ای است قوی برای بروز فاجعه‌ای بزرگ و فراگیر. مردم حس می‌کنند که نه تنها بر جان یک فرد، بلکه بر "گلیم شهر" یا "گلیم مملکت" آتشی مهلک افتاده است. این بیت نه تنها بر آشفتگی بیرونی شهر، بلکه بر آشفتگی درونیِ اذهان و دل‌های مردمان تاکید دارد؛ بر چگونگیِ انتشارِ وهم و ترس در جامعه، و تبدیل یک حادثهٔ مبهم به یک بحرانِ تصوری، صرفاً از طریق نیروی قیاس و گمان.

نکات کلیدی

  • بیت نشانگر قدرت وهم و گمان در ایجاد ترس و اضطراب جمعی است.
  • در مواجهه با ناشناخته‌ها، ذهن انسان به سرعت شروع به ساختن سناریوهای منفی می‌کند.
  • فال زدن در اینجا به معنای خیال‌بافی و گمانه‌زنیِ مبتنی بر ترس است، نه جستجوی بخت نیک.
  • مولانا وضعیت روحی-روانی جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که اسیر خیالات خویش است.
  • عبارت «آتش در پلاس افتادن» استعاره‌ای از وقوع فاجعه‌ای مهلک و فراگیر است.

Sources: d6-s58 · 00:17:25 d6-s58 · 00:19:51 d6-s58 · 00:22:03

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.