لوستل دفتر ۶ د ترمذ د پاچا لخوا د اعلان کول، چې هر څوک چې په دریو یا څلورو ورځو کې سمرقند ته لاړ شي، د فلانۍ دنده لپاره به خلعت، اسپ، غلام او کنیز او دومره زر ورکړي. دلقک دا اعلان په کلي کې واورید او د پاچا حضور ته راغی او ویې ویل: زه خو نشم تللی بيت ۲۵۸۲

M6:2582 — آن ادب که باشد از بهر خدا / اندر آن مستعجلی نبود روا

آن ادب که باشد از بهر خدااندر آن مستعجلی نبود روا
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2582

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن ادب و تأدیبی که از برای خدا باشد، در آن عجله و شتاب روا نیست.

معنا: ادبی که منشأ الهی دارد، از شتاب و عجله دور است؛ زیرا آرامش و بردباری از صفات الهی است و خشونت و شتاب‌زدگی نشان از غلبهٔ هوای نفس دارد.

شرح

این بیت، از آن دست آموزه‌های حکیمانهٔ مولاناست که راه تمییز امر الهی را از امر نفسانی به ما می‌آموزد. او یک قاعدهٔ روان‌شناختی و اخلاقی بسیار مهم را پیش می‌کشد: هر کاری که از بهر خداست، با طمأنینه و درنگ همراه است؛ اما کاری که از خشم و شهوت نفسانی برمی‌خیزد، با شتاب و عجله آمیخته است. این یک نشانه‌ی قطعی است، یک علامت راهنما برای تشخیص نیت حقیقی ما.

من می‌بینم که مولانا در اینجا یک قاعدهٔ کلی را مطرح می‌کند که حتی شامل تأدیب و تنبیه شرعی هم می‌شود. یعنی حتی اگر حکمی برای مجازات یا اصلاحی وجود دارد، باز هم در اجرای آن نباید شتاب کرد. این تأنی و درنگ، از حلم الهی نشئت می‌گیرد. خداوند شتاب‌زده نیست؛ پس اگر ما نیز می‌خواهیم کاری الهی انجام دهیم، باید این صفت را در خود بپرورانیم. در واقع، این کندی و تأخیر در اجرای مجازات، فرصتی است برای دیدن جوانب دیگر، برای تفکر و برای غلبه بر خشم.

اما در مقابل، آنچه که از خشم و طبع عارضی انسان سرچشمه می‌گیرد، درست برعکس است. این نوع "تأدیب" یا "انتقام"، با شتاب و ولع همراه است. چرا؟ چون نفس می‌ترسد که اگر مدتی بگذرد، شعلهٔ خشم فروکش کند، آرامش (رضا) جای آن را بگیرد، و لذت انتقام و "ذوق" حاصل از آن از دست برود. درست مثل اشتهای کاذب که فرد را به خوردن سریع و بی‌تأنی وا می‌دارد، زیرا بیم آن دارد که اگر درنگ کند، آن "ذوق" از میان برود. مولانا می‌خواهد بگوید که این طبع شیطانی، ما را به عجله کردن در "فروکوفتن" و "مچاله کردن" دشمن وادار می‌کند، تا مبادا فرصت "کیف بردن" از انتقام را از دست بدهیم. این از خودخواهی برمی‌آید، نه از حکمت الهی.

تاریخ ما پر است از نمونه‌هایی که دیکتاتورها و حاکمان مستبد، در اوج خشم و مستی قدرت، فرزندان خود را می‌کشتند یا کور می‌کردند، تنها بر اساس سعایت‌های بی‌اساس. زمانی که "مستی" از سرشان می‌پرید و حقیقت آشکار می‌شد، پشیمانی سودی نداشت. این عجله، ناشی از غلبهٔ نفس و فقدان حلم بود.

این آموزه به ما یادآوری می‌کند که راه دفع بلا، ستم و شتاب در مجازات نیست، بلکه احسان و عفو و کرم است. تأخیر در قضاوت و مجازات، دریچه‌ای است به سوی هزار نکتهٔ پنهان که با شتاب‌زدگی هرگز آشکار نمی‌شوند. این بیت یک "بوگیر" (به تعبیر خودم در شرحِ سِرّ معرفت عرفانی) به ما می‌دهد که به کمک آن می‌توانیم بوی الهی را از بوی نفسانی بازشناسیم.

نکات کلیدی

  • تأنی و درنگ نشانه‌ی عمل الهی است؛ شتاب و عجله، نشانه‌ی عمل نفسانی.
  • حتی در اجرای عدالت، باید از عجله پرهیز کرد؛ زیرا حلم و بردباری از صفات خداوند است.
  • خشم و شهوت نفسانی، انسان را به انتقام سریع وا می‌دارد تا "لذت" آن از دست نرود.
  • رهایی از شتاب‌زدگی، فرصت تفکر و غلبه بر خشم را فراهم می‌آورد.
  • چارهٔ دفع بلا، احسان و عفو است، نه ستم و مجازات عجولانه.

Sources: d6-s58 · 01:01:22 d6-s58 · 01:02:00 d6-s58 · 01:03:06 d6-s58 · 01:04:12 d6-s58 · 01:04:45

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.