لوستل دفتر ۶ د ترمذ د پاچا لخوا د اعلان کول، چې هر څوک چې په دریو یا څلورو ورځو کې سمرقند ته لاړ شي، د فلانۍ دنده لپاره به خلعت، اسپ، غلام او کنیز او دومره زر ورکړي. دلقک دا اعلان په کلي کې واورید او د پاچا حضور ته راغی او ویې ویل: زه خو نشم تللی بيت ۲۵۸۳

M6:2583 — وآنچ باشد طبع و خشم و عارضی / می‌شتابد تا نگردد مرتضی

وآنچ باشد طبع و خشم و عارضیمی‌شتابد تا نگردد مرتضی
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2583

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: و آنچه طبع سرکش، خشم و حالات عارضی نفسانی باشد، شتاب می‌کند تا مبادا که این هیجان فرو بنشیند و رضایت حاصل نگردد. معنا: این بیت توضیح می‌دهد که چگونه خشم‌ها و عادات نفسانی که ریشه‌ای الهی ندارند، عجله در عمل دارند تا لذت انتقام از دست نرود.

شرح

مولانا در این بیت به نکته‌ای روان‌شناختی و اخلاقی بس عمیق اشاره می‌کند که تمایزی قاطع میان اعمالی که ریشه در ارادهٔ الهی دارند و آنهایی که از نفس سرچشمه می‌گیرند، ترسیم می‌کند. من معتقدم که این تمایز، کلید فهم بسیاری از رفتارهای انسانی‌ست. می‌گوید آن «ادب» و تنبیهی که از جانب خداوند است، در آن هرگز عجله‌ای نیست. خداوند صبور است و در کارش تأنی دارد. حتی اگر حکمی برای تأدیب و مجازات صادر شود، با مهلت و فرصت همراه است. این صفت حلم و تأنی، نشانه‌ای از منبع الهی آن عمل است. اما در مقابل، آنچه از «طبع و خشم و عارضی» برخیزد، یعنی از طبیعت نفسانی ما، از قوهٔ غضبیه و از حالات زودگذر و هیجانات بشری، کاملاً برعکس عمل می‌کند. این‌گونه خشم و غضب «می‌شتابد تا نگردد مرتضی». چرا؟ برای اینکه از بین رفتن فرصت راضی شدن، یعنی همان لذت گرفتن از انتقام، بیم دارد. نفس، از آن می‌ترسد که اگر عجله نکند، اگر مدتی بگذرد و غضبش فرونشیند و «رضا» فرا رسد، آن لذتِ انتقام از دست برود. این اشتیاق به انتقام، که در لحظهٔ خشم با شهوتی کاذب همراه است، خود نشانهٔ این است که این انگیزه، ریشه در الوهیت ندارد، بلکه از «ذات تو جوشیده» است. این «طبع شیطانی» است که انسان را به تعجیل در انتقام فرامی‌خواند تا در اوج غضب، بتواند دشمنش را مچاله کند و از آن کیف ببرد. تاریخ، پر است از نمونه‌های این شتاب در انتقام. همان‌طور که بارها گفته‌ام، دیکتاتورها و حاکمان مستبد، در اوج جنون قدرت و در مواجهه با سعایت و خبرچینی، به سرعت دست به اعمالی زده‌اند که بعداً با فرونشستن مستی غضب، پشیمانی بی‌سود آورده است؛ فرزندان خود را کشتند یا کور کردند. اینها همه نمونه‌های همان «می‌شتابد تا نگردد مرتضی» است. یعنی خشم زودگذر می‌خواهد خود را ابدی کند و لذت خود را در لحظهٔ قهر مستحکم سازد. مولانا از ما می‌خواهد که این علامت را بشناسیم. اگر در درونمان برای مجازات یا انتقام، شتابی بی‌فروغ حس کردیم، باید درنگ کنیم. آن شتاب، نه حکم الهی است، بلکه آینه‌ای از خویشتنِ خام و ناراضی ماست.

نکات کلیدی

  • شتاب در انتقام، نشانه‌ای از خشم نفسانی‌ست، نه حکمت الهی.
  • نفس عجول، از دست رفتن لذت انتقام با گذر زمان می‌ترسد.
  • صفت حلم و تأنی، وجه تمایز عملکرد الهی از نفسانی‌ست.
  • آگاهی از این شتاب، انسان را به خودشناسی و تمییز انگیزه‌های درونی رهنمون می‌شود.

Sources: d6-s58 · 01:01:22 d6-s58 · 01:03:06

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.