لوستل دفتر ۶ د ترمذ د پاچا لخوا د اعلان کول، چې هر څوک چې په دریو یا څلورو ورځو کې سمرقند ته لاړ شي، د فلانۍ دنده لپاره به خلعت، اسپ، غلام او کنیز او دومره زر ورکړي. دلقک دا اعلان په کلي کې واورید او د پاچا حضور ته راغی او ویې ویل: زه خو نشم تللی بيت ۲۵۸۶

M6:2586 — اشتها صادق بود تاخیر به / تا گواریده شود آن بی‌گره

اشتها صادق بود تاخیر بهتا گواریده شود آن بی‌گره
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2586

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اشتهای صادق، تأخیر در آن نیکوست، / تا آن (غذا یا مقصود) بدون گره و بی‌اشکال گواریده شود. معنا: این بیت می‌گوید وقتی گرسنگی یا میلی حقیقی وجود دارد، شتاب ضرورتی ندارد و صبر و تأنی باعث می‌شود که هرچه خورده یا طلب شده، به بهترین و کامل‌ترین شکل هضم و جذب شود.

شرح

مولانا در این بیت به نکته‌ای بس دقیق و عمیق دربارهٔ تفاوت میان «اشتهای صادق» و «شهوت کاذب» اشاره می‌کند که پیامدهای فلسفی و اخلاقی وسیعی دارد. او این بحث را در بستر نکوهش شتاب در خشم و انتقام بیان می‌دارد و آن را به تأنی در گوارش غذا تشبیه می‌کند.

به گواهی مولانا، خشم و طبعِ عارض که از قوهٔ غضبیه انسان برمی‌خیزد، همواره با شتاب همراه است. فرد خشمگین عجله دارد تا هرچه زودتر انتقام خود را بگیرد، زیرا می‌ترسد با فروکش کردن خشم و آمدن رضایت، لذت انتقام فوت شود. این شتاب‌زدگی، نشانه‌ای است که حکم از طبعِ حیوانی برخاسته، نه از حکم الهی. مولانا این نکته را این‌چنین بیان می‌کند: «شهوت کاذب شتابد در طعام / خوف فوت ذوق هست آن خود سقام». کسی که اشتهای کاذب دارد، یعنی سیر است اما هوس غذای خوشمزه‌ای او را گرفته، بی‌درنگ و با عجله غذا را می‌بلعد. این «خوف فوت ذوق» همان ترس از بین رفتن لذت است که او را به شتاب وامی‌دارد.

اما «اشتهای صادق» کاملاً برعکس عمل می‌کند. هنگامی که واقعاً گرسنگی حقیقی و نیازی عمیق وجود دارد، فرد می‌تواند اندکی هم تحمل کند، به وقت، با تأنی و آرامش غذا بخورد و آن را خوب بجود. اینجاست که مولانا می‌فرماید: «اشتها صادق بود تاخیر به / تا گواریده شود آن بی‌گره». تأنی و تأخیر در این مورد، نه تنها عیب نیست، که عین مصلحت است. این صبر سبب می‌شود که غذا بدون گره و مشکل هضم شود و سود آن کاملاً به بدن برسد. این همان نکتهٔ کلیدی است: صبر در جایی که خواست حقیقی است، و شتاب در جایی که خواست کاذب یا از سر خشم است.

مولانا این تمثیل را به حوزهٔ قضاوت و مجازات نیز بسط می‌دهد. او به ظالمی که عجولانه به مجازات دیگری دست می‌زند، می‌گوید: «چارهٔ دفع بلا نبود ستم / چاره احسان باشد و عفو و کرم». حتی اگر گمان بد نسبت به کسی برده‌ای، در مجازات او عجله نکن. عفو کن و مجازات را به تأخیر بینداز. چه بسا با تأخیر، هزاران نکته بر تو آشکار شود و حقیقت امر روشن گردد. تاریخ پر است از حکایت دیکتاتورهایی که در اوج غضب و مستی قدرت، فرزندان خود را کشتند یا کور کردند، و پس از رفع مستی و آرام شدن خشم، از کردهٔ خود پشیمان شدند، اما پشیمانی سودی نداشت. این عجلهٔ برخاسته از خشم، عین «شهوت کاذب» است که نتایج مخربی به بار می‌آورد.

این بیت به ما می‌آموزد که سنجشِ صداقتِ هر میلی در انسان، با آزمون «صبر» ممکن است. هر میلی که در آن عجله باشد، نشانه‌ای از کاذب بودن آن یا آمیخته بودن با خشم و غرایز فرودین است. اما میلی که همراه با آرامش و تحمل است، ریشه در حقیقت و عمق وجود انسان دارد و نتایج آن نیز به مراتب کامل‌تر و بی‌نقص‌تر خواهد بود. این یک قاعدهٔ وجودی و اخلاقی است که هم در معنویات و هم در تعاملات اجتماعی کاربرد دارد.

نکات کلیدی

  • صبر و تأنی، نشانهٔ اشتهای حقیقی و خواست عمیق است؛ نه عجله.
  • شتاب و تعجیل در امور، غالباً برآمده از شهوات کاذب، خشم یا غرایز فرودین است.
  • در امور معنوی و همچنین در امر قضاوت و مجازات، عجله ممنوع است و تأخیر به مصلحت.
  • تأخیر در واکنش‌های غضب‌آلود، به انسان فرصت می‌دهد تا از ندامت پسین و نتایج مخرب در امان بماند.
  • گوارش و هضم حقیقی، چه در طعام و چه در معنا و عمل، با عجله حاصل نمی‌شود و نیازمند تأنی است.

Sources: d6-s58 · 01:03:06

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.