لوستل دفتر ۶ د ترمذ د پاچا لخوا د اعلان کول، چې هر څوک چې په دریو یا څلورو ورځو کې سمرقند ته لاړ شي، د فلانۍ دنده لپاره به خلعت، اسپ، غلام او کنیز او دومره زر ورکړي. دلقک دا اعلان په کلي کې واورید او د پاچا حضور ته راغی او ویې ویل: زه خو نشم تللی بيت ۲۵۸۵

M6:2585 — شهوت کاذب شتابد در طعام / خوف فوت ذوق هست آن خود سقام

شهوت کاذب شتابد در طعامخوف فوت ذوق هست آن خود سقام
✦ دا بیت په پښتو وړاندې کړئ

M6:2585

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — د هغه د مثنوي له ثبت شویو لیکچرونو څخه

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: شهوت و هوس دروغین به سوی طعام شتاب می‌کند؛ ترس از اینکه لذت آن از دست برود، خود نوعی بیماری است. معنا: این بیت توضیح می‌دهد که شتاب‌زدگی در انجام کاری که از روی شهوت یا خشم نفسانی باشد، ناشی از ترس از دست رفتن لذت زودگذر آن است، و همین ترس، خود نوعی بیماری و نقص روحی به شمار می‌رود.

شرح

من اینجا می‌گویم که مولانا یک قاعدهٔ بنیادین را پیش روی ما می‌نهد، اصلی که می‌تواند شاخصی باشد برای بازشناختن نیات و ریشه‌های اعمال ما. او می‌فرماید آن ادیب، آن ادب، و آن تنبیهی که از بهر خدا و از سرِ حکمت الهی باشد، هرگز با عجله و شتاب همراه نیست؛ زیرا کار الهی در آرامش و طمأنینه صورت می‌پذیرد. در چنین کاری، تأخیر نه تنها رواست، بلکه گاه واجب است، چرا که به تعمق و ادراک بیشتر می‌انجامد. اما در مقابل، آنچه از طبع انسان، از خشم عارضی و از نفسانیتِ خام برمی‌خیزد، نشانهٔ روشنی دارد: شتاب و عجله. فردی که برآمده از چنین خشم یا شهوتی عمل می‌کند، می‌خواهد زودتر آن را اعمال و اجرا کند. چرا؟ دقیقاً به این دلیل که می‌ترسد اگر زمان بگذرد، شعلهٔ خشمش فروکش کند و لذت انتقام، آن ذوق حقیر و شیطانی، از کفش برود. او نمی‌خواهد فرصتِ مچاله کردن و کیف بردن از رنج دیگری را از دست بدهد. اینجاست که مولانا با بصیرت بی‌نظیرش، این شتاب را به عنوان یک نشانهٔ آشکارِ نفسانی بودنِ عمل معرفی می‌کند. مولانا در این بیت، این شتاب‌زدگی نفسانی را با مثالی روشن‌تر توضیح می‌دهد: «شهوت کاذب شتابد در طعام». اشتهای کاذب، همان هوسی که صرفاً از سرِ میل به لذت زودگذر است و نه از نیاز حقیقی بدن، ناچار به شتاب است. این آدمی است که واقعاً سیر است، اما چون غذایی خوش‌منظر پیش رویش نهاده‌اند، با عجله و ولع به آن حمله می‌برد. در مقابل، اشتهای صادق، آن میل حقیقی و طبیعی به غذا، می‌تواند تأخیر را برتابد، با تأنی غذا بخورد و از آن لذت گوارشی ببرد. اشتهای صادق، متین و خویشتن‌دار است، اما هوس کاذب مضطرب و شتابان. مولانا از همین رو می‌گوید: «خوف فوت ذوق هست آن خود سقام»؛ یعنی آن ترسی که مبادا لذت این هوس یا این انتقام از دست برود، خودش یک بیماری است، یک رنج باطنی است. این میل به بهره‌برداری فوری از لحظهٔ خشم یا هوس، نشان می‌دهد که این لذت، بیمارگونه و زودگذر است و از سلامت و اصالت برخوردار نیست. اینجاست که من می‌گویم، تاریخ دیکتاتورها پر است از همین شتاب‌زدگی ناشی از خشم عارضی و شهوت انتقام. پادشاهانی که در اوج مستی غضب، تنها با شنیدن سعایت و وشایت‌های دروغین، پسران خود را کشتند یا کور کردند. وقتی مستی خشم از سرشان پرید و تازه فهمیدند چه غلطی کرده‌اند، پشیمانی هیچ سودی نداشت. این عجله، این هراس از دست رفتن «ذوق» انتقام، ریشهٔ بسیاری از ستم‌ها و جنایات تاریخ بوده است. مولانا ما را به تأنی، به درنگ و به خویشتن‌داری دعوت می‌کند، تا از این طبع شیطانیِ شتاب‌زده فاصله بگیریم و اعمالمان ریشه‌ای الهی و حکیمانه بیابند.

نکات کلیدی

  • شتاب‌زدگی در عمل، نشانه‌ای آشکار از خشم نفسانی و شهوت کاذب است.
  • ترس از دست رفتن لذت زودگذر انتقام یا هوس، خود یک بیماری درونی و روحی است.
  • ادب و تأدیب الهی با عجله و بی‌قراری همراه نیست، بلکه در طمأنینه و درنگ صورت می‌گیرد.
  • میل به انتقام فوری و بی‌درنگ، از بیم سرد شدن خشم و از دست رفتن «ذوق» آن لذت بیمارگونه برمی‌خیزد.
  • اشتهای صادق را می‌توان به تأخیر انداخت، اما هوس کاذب، نگران و شتابان است.
  • قاعدهٔ شتاب، شاخصی برای تمییز اعمال با ریشهٔ الهی از اعمال با ریشهٔ نفسانی است.

Sources: d6-s58 · 01:01:22 d6-s58 · 01:03:06 d6-s58 · 01:08:29

به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.